تحقیق مقایسه میزان شیوع طلاق در ازدواج های سنتی و مدرن در شهر ابهر
چکیده :
هدف از تحقیق حاضر مقایسه طلاق در بین زوج هایی که ازدواج سنتی داشته اند و زوجینی که ازدواج مدرن داشته اند که فرضیه عنوان شده عبارت بود از اینکه بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از ازدواج هاییاست که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند 80 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده که انتخاب نمونه ها از طریق روش نمونه گیری در دسترس بوده است و آزمون طلاق بر روی آنهااجرا گردیده که جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری t مستقل استفاده گردیده که نتایج نشان داد که بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از زوج هایی است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند . به عبارت دیگر میزان شیوع طلاق در زوج هایی که به صورت سنتی ازدواج کرده بودند بیشتر از زوج هایی بود که به شیوه جدید ازدواج کرده بودند .
واژهای کلیدی : طلاق ، ازدواج سنتی ، ازدواج به سبک جدید
مقدمه :
ساختار زندگی که مفهوم مهمی در نظریه لوینسون است ، الگو یا طرح اساسی زندگی فرد در هر لحظه معین می باشداجرای تشکیل دهنده آن روابط فرد را با دیگران اعم از افراد ، گروهها و موسئسات هستند، فقط ساختار زندگی می تواند اجزای زیادی داشته باشند، ولی معمولاً فقط تعداد کمی از آنها که با زندگی زناشویی خانوادگی و شغل ارتباط دارند برای زندگی فرد حیاتی هستند با این حال ارزش عمده و جانبی اجزای ساختار زندگی تفاوت های فردی زیادی وجود دارد گزارش های زندگی نامه ای خیلی ازافراد ، توصیف مراحل زندگی لوینسون را تایید می کنند. این گزارش ها همچنین نشان می دهند که اوایل بزرگسالی (جوانی ) دوره ی بیشترین انرژی در خود نعمت، تناقض و استرس است. این سالها، رضایت زیاد از عشق، تمایلات جنسی، زندگی خانوادگی، دستاورد های شغلی و تحقیق اهداف مهم زندگی را به همراه دارند اما این سالها فشارهای زیادی را نیز وارد می آورند: تصمیمات مهم در باره ازدواج فرزندان، کار و کسب زندگی ، قبل از اینکه خیلی از افراد تجربه زندگی لازم را برای انتخاب عاقلانه داشته باشند زنان در طول زندگی ، بیشتر از مردان روابط صمیمی هم جنس دارند و زنان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می دهند فقط صحبت کنند در حالی که مردان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می دهند کاری انجام دهند از این صحبت ها البته در کیفیت دوستی ، تفاوت های فردی وجود دارد که هویت جنسی و فعالیت زناشویی در آن دخالت دارند مردان و زنانی که بر اثر مشکلات روحی و روانی یکدیگر و یا عدم تفاهم با یکدیگر و تازه بعد از ازدواج خصوصیات رفتاری هم آگاهی پیدا می کنند که این خیلی دیر است و باعث مشکلات بعدی در زندگی می شوند و تازه بعد از مراسم ازدواج آنان به تعداد زیادی مسائل می پردازد.
هند :
در این سرزمین ارزش و منزلت زن آن گونه بود که چیزهایی زیان بخش مانند بیماری و با - مرگ - مارافعی و آتش بهتر از او بودند. در صورتی که مرد می مرد باید زن راهم زنده در آتش می سوزاندند، تا جایی که در سرزمین (مارتا ) یکی از فرمانروایان هندی 17 زن داشت و پس از مرگ همگی زنده در آتش سوزاند، شدند (صائب تبریزی ) در وصف زنان هند و می گوید :
(چون ذهند و کسی در عاشقی مردانه نیست
سوختن برشمع مرده کار هر پروانه نیست)
قطعاً مسئله طلاق به عنوان حقوق زن به شمار نمی رفته است .
ایران باستان :
زن بسیار مورد ستم و تحقیر قرار می گرفت . مرد حق داشت، برای همیشه او را در خانه زندانی کند یا به قتل برساند ، یا مورد خرید و فروش قرار دهد و طلاق در این دوران جایز بود و بدست مرد انجام می شد.
دین یهود :
در مذهب یهود مرد می تواند حتی بدون دلیل زن را طلاق دهد اگر چه با میل به زن زیباتر باشد، اما به شرط آنکه طلاق زن در ﺷﺄن او باشد که طلاق دهد و گونه در افراد ی که از شئونات بالایی بر خودار هستند ، روا نیست که بدون دلیل همسران خود را طلاق دهند. زن به هیچ عنوان نمی تواند تقاضای طلاق نماید حتی اگر مرد زنا کرده باشد . دلایلی که بواسطه آن مرد حق دارد ، زن را طلاق دهد عمدتاً عبارتند از :
زنا، عقیم بودن ، عیوب جسمانی و اخلاقی. در ( تلمود ) آمده است: ( مرد حق طلاق دارد و برای زن چنین حقی نیست مرد می تواند با کمترین دلیل هم حتی سوزاندن غذا ، زن خود را طلاق دهد ، و جایز نیست با زنی با نیت طلاق ازدواج کند ، مگر اینکه قبلاً اورا خبر دهد . )
دین مسیحیت :
مسیحیت هیچگاه طلاق را جایز نمی دانند ، در انجیل (متی) آمده است که حضرت عیسی پرسیدندکه آیا آن گونه که در دین موسی ازدواج جایز است آیا در دین مسیحیت هم جایز است ؟ حضرت عیسی مسیح فرمودند : بدرستی که موسی (ع) بخاطر قساوت قلب شما اجازه داد تا زنها تان را طلاق دهید اما از اول چنین چیزی وضع نشده بود . من به شما می گویم هر کس همسرش را طلاق دهد مگر به سبب زنا، و زن اوبا دیگری ازدواج کند مرد زنا کرده است و باعث زنا کردن او می باشد و مردی که با زن مطلقه ای ازدواج کند زنا کرده است .
تبت :
مرد می توانست هر موقع که می خواهد همسر خود را طلاق دهد ، بدون اینکه دعوا یی باشد یا طلبی از زن را پرداخت کند ، زیرا ازدواج هم بدون واسطه چیزی انجام می شد، زن و مرد با طلاق بر یک دیگر حرام می شدند و مرد حق رجوع نداشت .
چین :
طلاق را حق مرد می دانست که تنها به خاطر زنای زن یا بد رفتاری و بد اخلاقی یا از بین بردن حرمت آداب و رسوم توسط زن و خارج شدن زن از اطاعت و غیرت مرد انجام می پذیرفت .
ایالات متحده آمریکا :
اصولاً مبانی طلاق در این کشورها بر نظریه قانون اساسی فدرال آمریکا به هر یک از ایالات اختیار داده است که برای شهروندان خود قانونی وضع کنند . به همین دلیل ، برخی از ایالات بر مبنای نظریه «طلاق مجازات» به تدوین قانون طلاق پرداخته اند و برخی نیز نظریه «طلاق درمان» را پذیرفته اند. بنابر این در برخی ایالات آمار طلاق بسیار بالاست. در شیکاگو در سال 1926 م. حدود40،000 ازدواج صورت گرفت و در همان سال 8،000 طلاق انجام شده است. در شهر نیویورک تنها به دلیل (زنا) طلاق جایز است و در ایالات کارولینای جنوبی به هیچ عنوان طلاق جایز شمرده نمی شود. از این رو مردم آن ایالات به کارولینای شمالی می روند ، زیرا در آن ایالات همین که زن بگوید من یکسال از همسرم جدا زندگی کرده ام یا بر هر یک ثابت شد که دائم الخمر است طلاق صورت می گیرد. در هفت ایالات زن به محض اینکه ثبات کرد، مرد یکسال سرپرستی او را ترک کرده است، می تواند شوهر خود را ترک گفته و طلاق بگیرد. (در طلاق مجازات )عللی که می تواند مجوز صدور طلاق صادر شود، عبارتند از :
1- زنا 2- محکومیت به حبس به علت ارتکاب جنایت 3- خشونت و آزار رو حی و ترک خانواده، و همچنین عللی چون ناتوانی جنسی یا سرد مزاجی، ابتلا به جنون و نیز بیماری های شرم آور چون بیماری آمیزشی. در ایالاتی که نظریه( طلاق درمان) مورد قبول است. تنها علت موجه، گسیختگی ازدواج یعنی آشتی ناپذیر بودن طرفین است. البته در برخی از ایالات مانند نیویورک این گونه طلاق پس از یک سال یا 18 ماه تفریق جسمی حاصل می شود. این سهولت در طلاق ، آمار طلاق را خصوصاً در برخی از کشورها بسیار افزایش داده است، چنانکه شهر (رنو) بعنوان (پایتخت طلاق ) معروف گردید. بعدها (مکزیکویستی ) و (ها ئیتی ) جای آن را گرفت .
منابع :
احمدی ، سید احمد. (1373 ) . روانشناسی نوجوانان و جوانان ، اصفهان : انتشارات مشعل .
اصغرزاده، یوسف . (1384). ازدواج و سنتهای آن ، تهران : انتشارات نور.
بهادری ، پیمان .(1382). ازدواج و راهکار های آن، تهران: انتشارات باران.
تیموری، موسی. (1384). طلاق و نوع بر خورد با جامعه، تهران: انتشارات ابد .
حنیفی ، الهیاری ، کمال وند. (1383) . میزان و مقایسه بهداشت روانی در بین زوجین تحصیل کرده و زوجین بی سواد مطرح در مراجع قضایی شهرستان ابهر .
حسینی ، م . ( 1377) . مشاوره ازدواج و خانواده ، تهران : انتشارات آوای نور .
حقانی ، حسین . (1365) . طلاق و فاجعه انحلال خانواده ، تهران انتشارات آوای نور .
فهرست
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول : کلیات تحقیق 2
مقدمه 3
بیان مسأله 6
اهداف تحقیق 7
اهمیت و ضرورت تحقیق 8
سؤال تحقیق 9
تعاریف واژه ها و مفاهیم عملیاتی و نظری 9
ازدواج مدرن 10
فصل دوم : پیشینه و ادبیات تحقیق 11
تاریخچه طلاق 12
طلاق در ملل و ادیان مختلف 12
یونان باستان 13
قانون بابل 14
ایران باستان 15
دین مسیحیت 16
کشور شوروی سابق 19
تبت 21
چین 22
کشورهای اروپایی و آمریکایی 23
ایالات متحده آمریکا 24
کشور فرانسه 26
جدایی جسمانی 27
انگیزه های ازدواج 28
ازدواج به طریق خواستگاری 31
جدایی قانونی 34
طلاق 35
انواع طلاق در ایران 38
اختلالات رفتاری 39
طلاق و اختلالات رفتاری 31
تحولات عاطفی نوجوانان و نقش والدین در اختلالات رفتاری 42
طلاق و اختلالات رفتاری- اجتماعی 44
آمار و اختلالات ناشی از طلاق 45
مشاوره پیش از ازدواج و اطلاع رسانی به جوانان 46
مشاوره و سلامت اجتماعی 57
علل و پیامدهای طلاق 61
فقر، بیکاری و عدم آگاهی 63
مشکلات اقتصادی 65
اعتیاد، منشاء 85 درصد طلاق ها 66
مشکلات جنسی، عامل 50 درصد طلاق 70
یک طلاق در برابر هر 5 ازدواج 80
طلاق، فاجعهای در انفجار خانواده 82
طلاق و شرایط زنان 84
رابطه بین طلاق وخودکشی 88
تاثیر طلاق بر اختلالات رفتاری کودکان ونوجوانان 97
تحقیقات انجام شده در خارج و در داخل کشور 121
فصل سوم : تعیین روش تحقیق 123
روش تحقیق 124
جامعه آماری 124
نمونه و روش نمونه گیری 124
ابزار اندازه گیری در تحقیق 125
روش تجزیه و تحلیل دادها 127
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها 128
تجزیه وتحلیل داده ها 129
مدل های آماری به کار رفته:جدول 1-4 و نمودار 1-4 130
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری 133
بحث و نتیجه گیری 134
پیشنهاد ها و محدودیت ها 136
منابع 137
ضمائم : پرسش نامه طلاق 140
پایان نامه کابلها و عیب یابی کابلها
مقدمه
در این فصل به نکاتی در مورد انتخاب کابل پرداخته شده است و ضرایب و جـداول لازم جهت بدست آوردن مقدار جریان نامی کابل تحت شرایط مختلف آورده شده است.
برای بهره بـــرداری اقتصـادی از کــابلها ، انتخاب بهینه سطح مقطع از اهمیت خاصی برخوردار است . در این بخش عوامل موثر در انتخاب کابل مورد بررسی قرار مــی گیرند. لازم به ذکــر است که بــرای انتخاب بهینه سطـح مقطع محاسبـــه تلفات و محاسبات اقتصادی نیــز لازم می باشد کــه در اینجا به آن پرداخته نشده است.
1-1- معیارهای انتخاب کابل
معیارهای انتخاب کابل را می توان بصورت زیر تقسیم بندی نمود :
الف- ولتاژ نامی
ب- انتخاب سطح مقطع با توجه به ظرفیت جریان دهی کابل
ج- در نظر گرفتن افت ولتاژ مجاز
د- تحمل جریان اتصال کوتاه توسط کابل
1-2- ولتاژ نامی
ولتاژ نامی کابـل بایستــی متناسب با سیستمی که کابل در آن مورد استفاده قرار می گیرد باشد. با توجه به جلد اول و دوم استاندارد کابـلهای مورد استفاده در شبکه توزیع این ولتــاژ بایستی مطابق جدول زیر باشد.
1-3- ظرفیت جریان دهی کابلها
در این قسمت عوامل موثــر بر جریان دهی کــابلها مورد بررسـی قرار گرفته و جداول مربوطه ارائه می گردد.
تعیین حد مجاز جریان کابلها به تلفات ایجاد شده در کــابل و نحــوه انتقال گـرمای ایجاد شده به سطح کابل و محیط اطراف بستگی دارد. استاندارد IEC 287 با در نظــر گرفتـن تلفات ایجاد شده در کابل و مقاومت حرارتی لایه های مختلف کابل و زمین در شرایـط مشخـص ، حد مجاز جریان را بدست می دهد. در این قسمت فرض بر این است که مقدار جریان مجاز کابلها در شرایط مشخص توسط کارخانه سازنده مشخص گردد.
1-3-1- عوامل موثر در ظرفیت نامی جریان کابل
عوامل مهم موثر در ظرفیت نامی جریان کابل را می توان به گروههای زیر تقسیم نمود :
الف- دمـــــا : دما از عوامل مهم تعیین ظرفیت نامی جریان کابل می باشد که شامل دمای محیط، دمای محل نصب و نیز دمای مجاز برای عایق کابل و ساختار آن می باشد .
ب- طـرح کابل : علاوه بر دمای مجاز عایق کابل، نوع طراحی کابل و لایه های مختلف بکار رفتــه در آن ، در تعیین جریان مجاز کابل دارای اهمیت می باشنـد. این لایه ها چگونگی انتقال حرارت از هادی به سطح بیرونی کابل را مشخص می کنند .
- اندازه گیری ضخامت غلاف سربی
ضخامت غلاف سربی بوسیله یکی از روشهای مشخص شده زیر انجام می گیرد، و این اندازه گیری با صلاحدید کارخانه سازنده بوده و میانگین اندازه گیری شده نباید از 95 درصد مقدار مشخص شــده بیش از 1/0 میلیمتر کمتر باشد. کوچکترین مقدار اندازه گیری شده نباید کمتر از حداقل ضخامت تعیین شده باشد .
الف) روش نواری
اندازه گیری روی یک قطعه از غلاف بطول 50 میلیمتر که از کابل جدا می شود، انجام می پذیرد. قطعه مزبور بایستی در طول بریده شده و به دقت تخت گردد. بعد از تمیز کردن قطعه مورد آزمایش ، اندازه گیری در طول محیط غلاف انجام می گیرد . برای اطمینان از اینکه حداقل ضخامت اندازه گیری شده است، فاصله اندازه گیری نباید از 10 میلیمتر نسبت به لبه غلاف کمتر باشد . اندازه گیری باید با ریز سنج [1] با قطر قسمت مسطـــح 4 تا 8 میلیمتر و دقت 01/0 میلیمتر صورت پذیرد.
ب) روش حلقه ای
اندازه گیری روی حلقه ای از غلاف که با دقت جدا شده است انجام می شود. ضخامت در چندین نقطه مختلف محیط حلقه اندازه گیری می شود تا اطمینان حاصل شود که حداقل ضخامت اندازه گیری شده است . اندازه گیری باید توسط ریز سنج دارای یک نوک مسطح [2] و یک نوک ساچمه ای [3] یا یک نوک مسطح و یک نوک مستطیل تخت [4] به پهنای 8/0 میلیمتر و طول 4/2 میلیمتر و با دقت 01/0 میلیمتر انجام شود . ضمنــاً نوک ساچمه یا مستطیل شکل تخت در داخل حلقه قرار می گیرد.
3-4-9- اندازه گیری مفتولها و نوارهای زره بندی
3-4-10- اندازه گیری روی مفتولها
قطر مفتولهای گرد و ضخامت مفتولهای تخت باید توسط ریز سنج که دارای دو نوک تخت است و با دقت 01/0 میلیمتر انجام شود. برای مفتولهای گرد و اندازه گیری در جهت عمود بر هم در یک محل باید صورت گرفته و متوسط این دو مقدار قطر مفتول در نظر گرفته شود.
3-4-11- اندازه گیری روی نوارها
برای نوارهای تا عرض 40 میلیمتر ، ضخامت باید در مرکز عرض نوار انجام شود. برای نوارهای پهن تر اندازه گیری به فاصله 20 میلیمتر از هر لبه نوار انجام شده و متوسط مقادیر خوانده شده بعنوان ضخامت در نظر گرفته شود . اندازه گیــری باید بوسیلــه ریز سنج با دو نوک تخت و با دقت 01/0 میلیمتر صورت پذیرد .
[1] -Micrometer [2] -Flat Nose [3] -Ball Nose [4] - Flat Rectangular Nose
فهرست عناوین
عنـــوان صفحـــه
مقدمه و تشکر 1
فصل اول : معیارهای انتخاب کابل 2
مقدمه 3
معیارهای انتخاب کابل 3
ولتاژ نامی 3
ظرفیت جریان دهی کابلها 4
عوامل موثر در ظرفیت نامی جریان کابل 4
افت ولتاژ 6
تحمل جریان اتصال کوتاه توسط کابل 7
کابلهای توزیع قدرت 9
جریان های اتصال کوتاه غیرمتقارن 13
نیروهای الکترومغناطیسی و پاره شدن کابل 16
اثرات ترمودینامیکی 16
طراحی مفصلها و سرکابلها 17
اختلاف بین هادیهای مسی و آلومینیومی 17
شرایط نصب و کابل کشی 18
پیوست الف) ظرفیت جریان قابل حمل توسط کابلهای توزیع با عایق PVC 19
پیوست ب) ظرفیت جریان قابل حمل توسط کابلهای توزیع با عایق XLPE 23
فصل دوم : استاندارد کابلهای فشار ضعیف توزیع 28
مقدمه 29
کلیات 29
ولتاژ نامی 30
ترکیب غلاف 30
تعاریف مربوط به آزمونها 30
شرایط آزمون 31
آزمونهای معمول 31
آزمونهای ویژه 33
آزمونهای نوعی- الکتریکی 38
آزمونهای نوعی- غیر الکتریکی 40
آزمونهای الکتریکی بعد از نصب 47
جداول 48
پیوست الف) حداکثر مقاومت کابلهای تک رشته و چند رشته 56
فصل سوم : استاندارد کابلهای فشار متوسط توزیع 58
مقدمه 59
مواد عایقی 59
شرایط آزمون 59
آزمونهای معمول 60
آزمونهای ویژه 63
آزمونهای نوعی- الکتریکی 69
آزمونهای نوعی- غیر الکتریکی 74
آزمونهای الکتریکی بعد از نصب 81
جداول 82
پیوست الف) روش محاسبه فرضی برای ابعاد و پوششهای محافظ 90
پیوست ب) آزمونهای ضربه بر روی کابلها و وسایل جانبی آن 98
فصل چهارم :کابل کشی و شرایط نصب کابل 101
مقدمه 102
حداقل دما برای نصب کابل 102
حداقل شعاع خمش 102
کشش مجاز کابل 103
روشهای مختلف کابل کشی 104
توصیه های عمومی درباره کابل کشی 105
کابل کشی در داخل پست 109
کابل کشی در خارج از پست 111
روشهای مختلف کشیدن کابل 116
فصل پنجم : عیب یابی کابل 120
مقدمه 121
ترتیب آزمایش 121
شناسایی و تشخیص یک عیب کابل 122
محدود کردن مقاومت عیب 122
تعیین محل مقدماتی عیب 124
تعیین محل دقیق عیب 125
تشخیص عیب های غلاف کابل و عیب یابی آنها در کابلهای ولتاژ متوسط 128
مزایای اجرای عملیات آزمایش غلاف کابل 128
عیب یابی مقدمای غلاف کابل 129
تعیین محل دقیق عیبهای غلاف 131
نتیجه گیری 136
مراجع 137
پایان نامه بررسی و مقاله بین خود پنداره دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر
مقدمه
توانایی و استعداد و دانایی و اراده بشر که از قوای درونی او سرچشمه می گیرد، توانسته به مجموعه مجهولات بی شماری در حوزه طبیعت و محیط و ترکیبات مواد و حیوانات و گیاهان دست یابد.
انسان در شناخت و پرداختن به خود نیز غافل نبوده و از هزاران سال پیش و از زمانی که موجودیت خود را روی کره خاک شناخته است به تخصص و جست و جو و بررسی و تحلیل رفتارها و ابعاد وجودی و نگرش ها و ویژگی های خود پرداخته است.
با این تفاوت که در گذشته های خیلی دور دانش و آگاهی بشر بسیار اندک بوده و شناخت و بررسی ویژگی های انسان نیز در حد اسطوره و حدس و گمان و انتساب رفتارهای خود به خدایان و اسطوره های اعتقادی بوده است. (ضمیری، 1373)
استفاده از قوه های درونی و استعدادهای بالقوه و تقویت و ممارست در رفتارها منجر به کشف پدیده ها و امور مرتبط با انسان و روابط آنها شده است شناخت مطلق از انسانها میسر نیست.
مفهوم خود
مفهوم خود کلید فهم و درک بهداشت روانی است. روان پزشکان به اهمیت و ارزش مفهوم خود کاملاً واقفند چرا که به این باور هستند که تفکر شخص از شخصیت خود تا حدودی رهنمود دهنده رفتار شخص در اجتماع است و نوع رفتار شخص مشخص می شود. اگر تصوری که فرد از خود دارد متعادل و مثبت باشد او انسانی سالم است. خود مجموعه افکار و احساساتی است که شخص را از هستی فردی خویش و اینکه کیست و چیست آگاه می سازد و به عبارتی خود همان فرد است. دیدگاه خود دارای دو نقش است : فاعلی و مفعولی ... نقش فاعلی همان خودپنداره است که مسائل و مفاهیم را به صورت ذهنی تعبیر و تفسیر می کند و نقش مفعولی همان چیزی است که شخص اذعان می داد (سالن و همکاران، 1372).
مفهوم بخشیدن به خود :
شما خودتان را به عنوان یک فرد چگونه توصیف می کنید؟ اگر شبیه افراد بالغ باشید ممکن است از صفات درون شخصی با ارزش خودتان مثل صداقت، دوستی، مهربانی، سلیقه های اخلاقی یا مذهبی یتان و ارزش ها و علایق خودتان صحبت کنید. شخصیت یعنی ترکیب سازمان دهی شده ای از صفات، انگیزه ها و رفتارها که برای هر فردی یگانه است غالباً بیشتر مردم از جمله روانشناسان سعی می کنند که شخصیت را به صورت ویژگی های شخصیتی توصیف کنند مثل ویژگی هایی چون اجتماعی بودن، مستقل بودن، تسلط، اضطراب که چنین تصور می شود که در شرایط مختلف نسبتاً سازگارند.
چگونگی تشکیل خود :
در وجود هر انسانی مقداری نیروهای حیاتی امکانات و استعدادهای خاص و انرژی نهفته است اگر شرایط و فرصت مناسب برایش فراهم سازند. این نیروها و استعدادها با خود بخود به طور طبیعی رشد می کند. هر تجربه ای به تشکیل مفهوم خود کمک می کند. رشد خود بتدریج به شکل هویت شخصی می انجامد. هویت عبارت است از افتراق ئ تمیزی که فردبین خود و دیگران می گذارد. هویت شخصی یک سازه و ساختار روانی اجتماعی است. یعنی هم شامل طرز فکرها و عقاید می شود. که معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با دیگران را می سازند. اگر چه خویشتن همیشه در حال تغییر است اما در هر فرد نوعی سازمان، هماهنگی، ثبات، تجانس و شکل یافتگی خاص خود را دارد (راهورفی، 1371) خودپنداره شخص فریانی آگاهانه مداوم و نسبتاً مداوم و نسبتاً ثابت است.
مفهوم خود از نظر سالیوان
در جریان فرایند اجتماعی شدن، کودک در معرض موقعیت های بی شماری قرار می گیرد که احساس می کند توسط سایرین مخصوصاً اشخاص مهم زندگی خود ارزیابی می شود. در این گیرودار بسته به موقعیت ها یا عدم موفقیت هایی که کسب می کند از وجود خود مفهومی درک می نماید از آنجا که کودک همواره می کوشد تا سرحد ممکن از احساس ناراحتی و اضطراب ناشی از عدم موفقیت های خود دور باشد. طبیعتاً به آن جنبه هایی از خود که به نظر بزرگترها دل چسب تر و پسنده تر است متکی می شود و سعی می کند که آن جنبه های از خود که به نظر بزرگترها دل چسب تر و پسنده تر است متکی می شود و سعی می کند که آن رفتارهایی را که بئسیله سایریی ناپسند تلقی شده لست از خود جدا نماید (ایزی، 2536)
خودپنداری از نظر اریکسون
اریکسون معتقد است نوجوانان در هویت در مقابل سردرگمی ابتدا نگران است که در مقایسه با آنچه که احساس می کند هست. از نظر دیگران چگونه جلوه کند و با این پرسش روبه رو می شود که چگونه مهارت ونقش هایی را که قبلاً آموخته است با نمونه های شغلی روز پیوند دهد در این مرحله دیگر تخیلات و نقش های کودکانه کار ساز نیستند و در عین حال نوجوان هنوز آمادگی آن را ندارد که به شکل یک بزرگسال رفتار کند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات تحقیق 1
مقدمه 2
«کلیات» : بیان مسئله 4
اهمیت و لزوم طرح مسئله 5
اهداف تحقیق 7
متغیر های تحقیق 8
فرضیه تحقیق 9
سؤال تحقیق 9
فصل دوم : پیشینه و ادبیات تحقیق 10
بررسی تاریخی نظریه های خود 11
مفهوم خود 12
مفهوم بخشیدن به خود 14
چگونگی تشکیل خود 14
رشد مفهوم خود 16
تعریف خود از دیدگاههای تجربی و پژوهش 18
تعریف خود از دیدگاه های روان تحلیل گری 19
خود در دیدگاه های مختلف روان شناختی 20
مفهوم خود از دیدگاه راجرز 21
ثبات و هماهنگی خویشتن 22
مفهوم خود از نظر سالیوان 24
خودپنداری از نظر اریکسون 24
خود در نظر یونگ 26
شرایط فردیت یافتن 27
خود در نظریه نوام 28
خود در نظریه هارتز 29
تغییر در محتوای مفهوم خود 30
تغییر در ساختار «خود» با تغییرات ساختاری 31
خود پنداره 32
خوانگاره در نظریۀ هورنایی 34
عوامل موثر بر خودپنداره 35
خودپنداری و خوش بینی 36
پیشینه پژوهش 38
معرفی آزمون 48
مقاله : خویشتن پنداری (خودپنداره، خوپنداری) Self Concept 49
فصل سوم : روش تحقیق 62
جامعه 63
حجم نمونه 64
ابزار گردآوری اطلاعات 64
روش گردآوری اطلاعات 65
روش آماری 66
فصل چهارم : یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها 67
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری 71
پیشنهادات 74
محدودیت ها 75
منابع و مأخذ 76
آشنایی با اکولوژی محیطهای مختلف ( بیوم ها )
تعداد اسلاید: 66
قسمتی از فهرست مطالب
مقدمه
توندرا
جنگل سوزنی برگان(تایگا)
بیابان(صحرا)
جوامع دریایی
جوامع آبهای شیرین
جوامع دریایی
آبهای روان
آبهای ساکنLentic water
مبانی نظری و پایان نامه روانشناسی درباره افسردگی پس از زایمان
در 26 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع افسردگی پس از زایمان
سارتر و بـارجیوس[1] (1999)عـوارض روانـپزشکی و هیجانی پس از زایمان را به سه دسته زیر تقسیم بندی کردهاند:
غم پس از زایمان: کمترین شدت افسردگی را دارد، شروع آن در هـفته نـخست پس از زایمان است. اکثر اوقات در روز سوم یا چهارم پس از زایمان دیده میشود. یک اختلال خلقی ناپایدار است کـه 24 تـا 72 ساعت پس از تولد نوزاد رخ میدهد و با علایم خلق غمگین، غم ناپایدار، عدم توانایی هـیجانی، مـلامت و سـرزنش، اختلال خواب و اختلال خلقی ناپایدار مشخص میشود(پیت[2] 1973، یالوم[3] و همکاران، 1968). غم پس از زایمان خود محدود شـونده 7 اسـت و معمولا 10 روز پس از زایمان کاهش معنیدار در آن دیده میشود. دامنه تخمین شیوع آن بین 33 درصد(هاندلی[4] و همکاران، 1980) تا 70 درصد(هریس[5]، 1980) اسـت و ایـن مـوضوع تا اندازهای به ملاک تشخیصی بستگی دارد.
روانپریشی پس از زایمان: یک اختلال ناتوان کننده و نادر است که مـعمولا بـه بستری کردن نیاز دارد. در هر 1000 زایمان یک یا دو نفر مادر به آن مبتلا مـیشوند(هرزوک و دیتری[6]، 1976؛ کندل[7] و همکاران، 1987). در زایمان نخست در حدود 50% و در زایمان دوم در حدود 40% مادران ممکن است به این اختلال مـبتلا شـوند. این نـشانگان با نشانههایی از قبیل ناتوانی زیاد، گیجی و منگی، هذیانها و نشانههای توهم پایدار، تـحریکپذیری و بـیثباتی هیجانی و نگرانیهای وسواسگونه در مورد نوزاد، افکار خاص و میل به آزردن کودک یا خود همراه است(براکینگتون[8] و همکاران، 1981؛ هـرزوک و دیـتری، 1976). این علایم معمولا از روز سوم زایمان شروع میشوند. علایم دیگر عبارتند از سوءظن، بی ربـطی کـلام، بیعلاقگی به طفل، بی میلی نسبت بـه مـراقبت از آن و مـمکن است بیمار زایمان یا ازدواج را انکار کند و ادعـای بـاکره بودن نماید.
افسردگی پس از زایمان: افسردگی پس از زایمان یک اختلال شایع و ناتوان کننده روانی اجتماعی است (کوروین، کوهن، جارت و ساتسفورد[9]،2010) که ممکن است حداکثر طی چهار هفته اول پس از زایمان آغاز گردد. اگر چه بعضی مطالعات شروع آن را تا 12 ماه پس اط زایمان گزارش کرده اند (مراکی و خیر آبادی، 2012). شیوع افسردگی پس اط زایمان از 13 الی 20 درصد (سمیر، ولز-نیسروم و نیسین[10]، 2013) و در شرایط خاص تا 41 درصد گزارش شده است که این تفاوت به نحوه نمونه گیری، زمان بررسی، معیارهای متفاوت تشخیصی (افسردگی ماژور با مینور)، ابراز خود گزارش دهی و روش مطالعه مرتبط است. بطوری که در یک مطالعه متاآنالیز اخیر که بر روی 41 مقاله در ایران انجام شدف شیوع کلی افسردگی پس اط زایمان 3/25 درصد گزارش شد (ویسانی، دلپیشه، سایمیری و رضاییان، 2013). جدول شماره 1 شیوع افسردگی پس از زایمان در برخی از مطالعات انجام شده در جامعه ما را نشان می دهد (خیرآبادی و همکاران، 2012؛ باقری زاده و همکاران، 1388؛ منتظری و همکاران، 2013؛ خوشه ای مهر و همکاران، 1391؛ نیک پور و همکاران، 2013).
جدول 2-1. مطالعات اخیر در مورد شیوع افسردگی پس از زایمان
| نویسنده | سال | نوع مطالعه | ابزار | زمان پیگیری | شیوع |
| منتطری و همکاران | 2013 | مرورسیستماتیک | BDI | 8-6 هفته پس از زایمان | 3/26 درصد |
| نیکپور و همکاران | 2012 | توصیفی- تحلیلی | EPDS | 8-2 هفته پس از زایمان | 13-10 درصد |
| خوشه مهری و همکاران | 1391 | توصیفی- تحلیلی | BDI | 6 هفته اول زایمان | 30 درصد |
| خیر آبادی و همکاران | 2012 | کوهورت | EPD | 8-6 هفته پس از زایمان | 3/26 درصد |
| باقر زاده و همکاران | 1388 | توصیفی- تحلیلی | BDI | 10 روز پس از زایمان | 5/15 درصد |
افسردگی پس از زایمان اثرات مخربی بر مادر، کودک و خانواده می گذارد (استین[11] و همکاران، 2010). علائم و نشانه های آن ممکن است به صورت تغییرات خلق، اختلال در خواب و اشتها، اختلالات روانی حرکتی، خستگی، کاهش تمرکز، احساس گناه و عدم لذت از کار و فعالیت باشد (پیتو[12] و همکاران، 2013؛ دنیز و روس، 2005؛ مراکی و همکاران، 2013) که در نتیجه آن مادر قادر به ایفای نقش مادری و همسری نبوده و در موارد شدید و عدم درمان، منجر به خودکشی و فرزندکشی می گردد (سیت، سلتمان و ویسنر[13]، 2011). افسردگی پس از زایمان را باید از علائم گذرای گرفتگی خلق افتراق داد که با گریه، تحریک پذیری، بدخوابی و واکنش های عاطفی مادر مشخص می شود (جدول شماره 2) (هیرست و موینتر[14]، 2005). به علاوه، این نوع افسردگی را باید از سایکوز پس از زایمان و علایم مشابه با افسردگی پس از زایمان که شروع آن تا 6 ماه بعد از زایمان می باشد نیز افتراق داد (اوهارا و مک کوبی[15]، 2013). اگر در تعدادی از مطالعات از درمان های دارویی و غیر دارویی در پیشگیری و درمان افسردگی پس از زایمان حمایت شده است، ابهامات و تناقضات زیادی در میزان اثربخشی هر یک از مداخلات وجود دارد. بررسی ها نشان می دهد تحقیقات معدودی پیرامون مداخلات درمانی چند جانبه، درمان های جایگزین، جنبه های پیشگیری در سطوح مختلف، دارو درمانی و میزان ایمنی آن برای مادر و شیرخوار نیز انجام شده است (میلر و لاروس[16]، 2013). همچنین ابزار شناسایی مادران مبتلا به افسردگی پس از زایمان ناکافی (زوبران، اسچوماچر، روکسو و فورستی[17]، 2011) و افتراق آن از انواع دیگر اختلالات افسردگی نیز چندان مشخص نبوده و در اغلب موارد، حتی بررسی های بالینی توسط متحصصین مربوطه نیز انجام نشده است (عظیمی لولاتی و همکاران، 1384). به نظر می رسد متغیرهای متععدی که در ابتلای مادر به افسردگی پس از زایمان نقش مهمی دارند به طور کامل شناسایی نشده اند (روبرستون، گریسی، والینگتون، استی وارت[18]، 2004).
[1] Sutter A.L, Bourgeois M
[2] Pitt, B
[3] Yalom.D
[4] Handle Y.S.L
[5] Harris B
[6] Herzog A.& Detre, T
[7] Kendell, R.E
[8] Brockington, I.F
[9] Corwin EJ, Kohen R, Jarrett M, Stafford B
[10] Seimyr L, Welles-Nystrom B, Nissen E
[11] Stein A
[12] Piteo AM
[13] Sit D, Seltman H, Wisner KL
[14] Hirst KP, Moutier CY
[15] O'Hara MW, McCabe JE
[16] Miller LJ, LaRusso EM
[17] Zubaran C, Schumacher M, Roxo M,Foresti K
[18] Robertson E, Grace S, Wallington T,Stewart DE
فصل دوم پایان نامه روانشناسی درباره کودکان تیزهوش
در 20 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع کودکان تیزهوش
2-1 تیزهوش
2-1-1. تعاریف تیزهوش
تعبیرهای متفاوت بسیاری از تعریف کودکان تیزهوش برای جامعه ما وجود دارد و تعبیری که در زیر می آید. به اندازه هر تعبیر دیگری قابل قبول است. این تعبیر، دریافت جاری از این پدیده را به همراه ابعاد گوناگونی از تیزهوشی منعکس می کند(گلاگر ، 1984؛ ترجمه مهدی زاده و رضوانی، 1381).
کودکان تیزهوش و بااستعداد کسانی هستند که بر طبق تشخیص افراد صلاحیتدار و اهل فن به دلیل استعداد های برجسته خود قادر به عملکرد های عالی هستند. این کودکان به خدمات و برنامه آموزشی متفاوتی و رای آنچه معمولاً از طریق برنامه عادی مدرسه ارائه می شود نیازمندند تا به مسئولیتشان نسبت به خود واقف شوند. کودکان برخوردار از عملکرد بالا شامل کسانی می شوند که در هر یک از زمینه های زیر دارای موفقیتی مشهود و یا توانایی بالقوه ای باشند:
1- توانایی ذهنی عام
2- استعداد تحصیلی خاص
3- تفکر سازنده یا خلاق
4- توانایی رهبری
5- هنرهای نمایشی و دیداری
6- توانایی روانی-حرکتی
توانایی در به کار گیری سیستمهای نمادی آموخته شده ذهنی را شاید بتوان شرط لازم برای تیزهوشی دانست. این توانایی به دانش آموز تیزهوش اجازه می دهد که بدون انتظار از معلم یا محیط مطالب را با اتکای به خود فرا گیرد و اشکال و نتایج نوینی را تصور و خلق کند. بدین ترتیب این سیستمهای نمادی به یادگیرنده استقلال می بخشد(گلاگر ، 1984؛ ترجمه مهدی زاده و رضوانی، 1381).
گرچه نمرهء آزمون هوش میتواند ملاک نسبتا خوبی برای تعیین و تعریف کـودکان تـیزهوش باشد اما باید توجه داشت که اینگونه آزمونها قادر به اندازهگیری همهء جنبههای هـوش نـیستند، برای مـثال، یکی از ویژگیهای کودکان تیزهوش که در تعریف و شناسایی آنان بهکار میرود، قدرت رهبری و مدیریت و نیز خلاقیت آنان است کـه تـستهای هوشی نمیتوانند این ویژگیها را اندازهگیری کنند. اربن[1](1990)در تعریف خلاقیت میگوید: "خلاقیت توانایی پدید آوردن یک چـیز جـدید،غیرمعمول و شـگفتآور است". بهگفتهء اسمیت، نیزورت و هانت(1976)، در اصلاحیهء تربیتی 1978 قانون عمومی 561-95 بخش 902 آموزش و پرورش آمریکا،کودکان تیزهوش چنین تعریف شدهاند:
کودکان و نوجوانان سنین قـبل از دبـستان، دبستان یـا دبیرستان که دارای توانایی هوشی بالا، خلاقیت، توانایی در یک موضوع علمی خاص و توانایی مدیریت و رهـبری هـستند و به خدمات آموزشی خاص نیاز دارند.بههرحال، ضریب هوشی یکی از ملاکهای بسیار مناسب برای شناسایی کودکان تیزهوش بهحساب میآید. ضریب هـوشی 140-130 مـلاک تعیین کودکان تیزهوش است (ملک پور، 1380).
2-1-2. ضوابط و معیارهای شناخت کودکان تیزهوش
باهوش دانستن کودکان براساس نتایج کار عملی آنان و یااستعداد و توانایی شگرف ایشان در دروس نظری، بدون توجه به سایر عـوامل، معنی چـندانی نـخواهد داشت. در مراحل تعیین کودکان باهوش بـاید قـدرت خـلاقه، استعداد رهبری، استعداد آموختن زبان خارجی وعلوم و ریاضیات ارزشیابی شود. ...
...
بخشی از منابع فارسی
افروز، غ؛ ارجمندنیا، ع. ا؛ تقی زاده، ح؛ قاسم زاده، س؛ اسدی، ر. (1392). بررسی مقایسه ای باورهای خودکارآمدی و سلامت روان در میان دانش آموزان تیزهوش و عادی. مطالعات ناتوانی، دوره 3 ، شماره 3 : 34-24. از صفحه 0 تا صفحه 0
بشارت، ح. (1391). آموزش و پرورش کودکان تیزهوش. رشد معلم، شماره 267: 28-26.
حق شناس، ح؛ چمنی، ا. ر؛ فیروزآبادی، ع. (1385). مقایسه ویژگی های شخصیتی و سلامت روان دانش اموزان دبیرستان های تیزهوشان و دبیرستان های عادی. فصلنامه اصول بهداشت روانی، سال هشتم، شماره بیست و نهم و سی ام: 66-57.
ریاسی، ح. ر؛ مقرب، م؛ صالحی ابرقوئی، م؛ حسن زاده طاهری، ع؛ حسن زاده طاهری، م. م. (1391). مقایسه افسردگی دانش آموزان عادی و تیزهوش شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 88-1387. مراقبت های نوین، 9 (2): 103-95.
سیف نراقی، م و نادری، ع. (1387). کودکان و دانشآموزان استثنایی. تهران: انتشارات آگاه.
شریفی، ح. (1391). نظریه و کاربرد آزمون های هوش و شخصیت. تهران: سخن.
شهریاری احمدی، م؛ افروز، غ؛ شریفی، ح. پ؛ دوایی، م. (1391). مقایسه خلاقیت و سلامت روانی دانش آموزان تیزهوش و عادی. تحقیقات روانشناختی، دوره 4 ، شماره 15 : 34-24.
صادقی، ا. (1380). بررسی اثربخشی آموزش گروهی کـنترل خـشم بـه شیوه عقلانی، رفتاری، عاطفی، بر کاهش پرخاشگری دانشآموزان پسر دبیرستانی شهر اصفهان. پایاننامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه اصفهان.
...
بخشی ازمنابع لاتین
Anolik, S. (1979).Personality, education and criminological characteristics of bright delinquents.Psychological Reports 44:727-340.
Betroth,John Carlo&McClure,Charles R.(1998). Moving toward more effective public Internet access:the 1998 national survey of public library outlet internet connectivity.Washington,D.C.:National Commission on Libraries and Information Science.
Chan, L.K.S. (1988). The perceived competence of intellectually talented students. Gifted Child Quarterly, 32(3), 310-314
....
مبانی نظری و نمونه پایان نامه روانشناسی درباره شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT
در 32 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT
بارزترین و رایج ترین شیوه مراقبه در CBT به طور کلی «آموزش ذهن آگاهی» نامیده می شود. پژوهشگران به صورت تجربی نشان داده اند که آموزش ذهن آگاهی، در یاری دادن بیماران جهت مقابله با هیجان های دشوار، کارآمد است. به همین دلیل درمانگرانی که در جستجوی گسترش دامنه CBT جهت بهبود تنظیم هیجان هستند، علاقه خاصی به آموزش ذهن آگاهی دارند. هدف آموزش ذهن آگاهب، عبارت است از تشویق بیماران به تجربه کردن هیجان ها با سعه صدر، در همان لحظه، و بدون واکنش پذیری شدید رفتاری. امروز آموزش ذهن آگاهی به عنوان یکی از ویژگی های اصلی مقابله با تنظیم هیجان و تحمل عواطف، به طور فزاینده ای در رویکردهای برجسته رفتاری و شناختی مانند ACT (هیز و همکاران، 1999)؛ شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یا همان MBCT (سگال، ویلیامز، و تیزدل، 2002) مورد استفاده قرار می گیرد(لی هی، تیرچ، ناپولیتانو، 2007؛ ترجمه منصوری راد، 1393).
ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به زمان حال به شیوه ای خاص، هدف مند و خالی از قضاوت است (کابات زین[1]، 1990). ذهن آگاهی یعنی بودن در لحظه با هر آنچه اکنون هست، بدون قضاوت و بدون اظهار نظر درباره آنچه اتفاق می افتد؛ یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح (سگال و همکاران، 2002). این فرآیند شامل ایجاد روش خاصی از بذل توجه به تجربیات ما است که کم و بیش با روش متداول و روزمره بذل توجه ما به زندگی خود تفاوت دارد. ذهن آگاهی، بیانگر نوعی مشاهده متمرکز، انعطاف پذیر، و لحظه به لحظه آشکار شدن جریان افکار، احساسات، و حس های جسمانی است که خود را در حیطه هوشیاری ما عرضه می کند. از دیدگاه فرد ناظر آگاه و بردبار، ما افکار را به صورت افکار، هیجان ها را به صورت هیجان، حس های جسمانی را به صورت حس های جسمانی تجربه می کنیم. در ذهن آگاهی از ما خواسته می شود تا اولاً قضاوت خود درباره این تجربیات را به حالت تعلیق در آوریم، و ثانیاً آگاهی خود را برای چندمین بار با جدیت و در عین حال به آرامی، به جریان رویدادهایی معطوف داریم که در حیطه هوشیاری ما قرار دارند (لی هی و همکاران، 2007؛ ترجمه منصوری راد، 1393).
2-4-1. تکنیک های ذهن آگاهی
2-4-2-1. مواجهه
اولین مطالعه ای که اثرات کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR)( کبات زین، 1982) را مورد توصیف قرار داد، کاربرد آن در درمان بیماران مبتلا به درد مزمن بود. MBSR تا حدی مبتنی بر تمرینات سنتی مراقبه است، و غالبا شامل دوره های وسیع نشستن بدون حرکت می باشد. اگر چه یک وضعیت نسبتا آرامش یافته ای ایجاد می شود، اما عدم تحرک طولانی می تواند منجر به ایجاد درد در عضلات و مفاصل شود. در دستور العمل هایی که به مراجعان در مراقبه داده می شود، تاکید می گردد که وضعیت خود را برای رهایی از درد تغییر ندهند، بلکه در عوض مستقیماً توجه دقیقی بر حس های درد داشته باشند و با نگرش های بدون قضاوت به این حس ها توجه کنند؛ همچنین شناخت ها، هیجانات و کنش هایی که غالباً با حس های درد همراه هستند را مورد توجه دقیق و پذیرش قرار دهند. اعتقاد بر این است که توانایی مشاهده بدون قضاوت، حس های درد و پریشانی همراه با درد را کاهش می دهد(امیدی و محمد خانی، 1387).
2-4-2-2. تغییر شناختی
مولفین متعددی مطرح ساخته اند که تمرینات حضور ذهن می تواند باعث ایجاد تغییراتی در الگوهای فکری، یا نگرش های فرد در مورد افکارش شود. برای مثال، کبات- زین (1990و1982) توصیه می کند که مشاهده بدون قضاوت درد و افکار مرتبط با اضطراب ممکن است منجر به فهم و درک این نکته گردد که اینها «فقط افکارند» و نمایانگر حقیقت یا واقعیت نیستند، و لزوماً نباید باعث فرار یا رفتار اجتنابی شوند(امیدی و محمد خانی، 1387). لیهان (1993) نیز خاطر نشان می سازد که مشاهده افکار و احساسات و به کار گرفتن برچسب های توصیفی برای آنها، این درک و فهم را به وجود می آورد که آنها همیشه نمایانگر صحیحی از واقعیت نیستند. برای مثال احساس ترس به این معنی نیست که خطر قریب الوقوع وجود دارد، و تفکر «من مقصرم» لزوماً واقعی نیست. کریستلر و هالت (1990، 1999)، در مطالعه ای با استفاده از تکنیک های MBSR در مورد بیماران مبتلا به پورخوری مرضی، نظریه هیترتون و بومیستر (1991) در خصوص این دسته از بیماران در نظر گرفتند، در این نظریه پرخوری به عنوان فرار از آگاهی از خود مطرح شده و آموزش حضور ذهن می تواند منجر به پذیرش بدون داوری شرایط ناخوشایندی گردد که باعث می شود این بیماران از آن فرار می کنند(ویلیامز و سگال، 2002؛ ترجمه محمد خانی و همکاران، 1385).
تیزدل (1999) و تیزدل و همکاران (1995) در بحث خود از MBCT ادعا نمودند که آموزش ذهن اگاهی باعث عدم محوریت ذهن فرد نسبت به الگوهای فکری تکراری و هم چنین کاهش نشخوار فکری می گردد. این نوع تفکر خاص بیماران افسرده است (نولن-هکسما، 1991). یعنی مهارت ذهن آگاهی، بیمارانی را که سابقه افسردگی دارند، متوجه افکار افسردگی زای خود می سازد، و مجدداً افکار انها را به سایر جنبه های زمان حال، نظیر تنفس، راه رفتن همراه ذهن آگاهی یا صداهای محیطی، معطوف می سازد و از این طریق باعث کاهش نشخوار فکری می گردد. تیزدل این پدیده را «بینش فراشناختی» می نامد. تیزدل و همکاران (1995) هم چنین متذکر می شوند که مزیت عملی مهارت های ذهن آگاهی در ترغیب تغییرات شناختی این است که همیشه تمرینات حتی در دوره های بهبودی قابلیت انجام دارند. دوره هایی که افکار افسردگی زا ممکن است به ندرت رخ دهند کمتر می توان از تکنیک های سنتی شناخت درمانی نظیر چالش با افکار و تحریفات شناختی استفاده نمود.به عبارتی، دیدگاه مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد کلیه افکار فرد می تواند کاربرد داشته باشد(ویلیامز و سگال، 2002؛ ترجمه محمد خانی و همکاران، 1385).
2-4-2-3. اداره- خود
مولفین متعددی اظهار داشته اند که مشاهده –خود بهبود یافته ناشی از آموزش ذهن اگاهی می تواند استفاده از مهارت های مقابله ای را ارتقا بخشد. برای مثال کبات-زین (1982) مطرح می سازد که اگاهی فزون یافته از حس ای درد و پاسخ های استرس، افراد را قادر می سازد که در انواع پاسخ های مقابله ای درگیر شوند.
کریستلر و هالت (1999) ادعا می کنند که توسعه مهارت های مشاهده – خود در طی آموزش های ذهن اگاهی باعث بهبود شناخت سرنخ های سیری در پرخورها می گردد، به همین ترتیب توانایی مشاهده کشش های مربوط به پرخوری را افزایش می دهد. مارلات (1994) اثرات مشابهی را در معتادان رو به بهبود بیان می کند. تیزدل و همکاران (1995) خاطر نشان ساختند که آموزش حضور ذهن باعث آگاهی از کلیه رویداد های هیجانی و شناختی آم گونه که رخ می دهند، می گردند، به ویژه در کسانی که ممکن است نشانه های اولیه عود افسردگی را تجربه کنند. از این رو، اموزش ذهن آگاهی می تواند بازشناسی اولیه نشانه های یک مشکل را ارتقاء بخشد و کاربرد این مهارت ها به احتمال بسیار در پیشگیری از مشکل می تواند موثر باشد(ویلیامز و سگال، 2002؛ ترجمه محمد خانی و همکاران، 1385).
[1] Kabat – zinn, J
مبانی نظری و پیشینه پایان نامه روانشناسی درباره خودنظم دهی
در 20 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع خودنظم دهی
یادگیری خودنظم بخش
یادگیری خود نظم بخش نوعی فرایند ساختاری فعال است که از طریق آن یادگیرندگان اهدافی را برای یادگیری شان تعیین می کنند سپس می کوشند تا شناخت، انگیزش، و رفتارشان را نظارت، تنظیم و کنترل کنند (پنتریج، 2000؛ به نقل از شانک[1]، 2005). این فرایند مستلزم فراگیرانی است که به طور مستقل یادگیری شان را طراحی، نظارت و ارزیابی می کنند. بسیاری از پژوهش های اولیه در مورد خود نظم بخشی ماهیت درمانی دارند که طی آنها پژوهشگران به آزمودنی هایشان آموزش می دادند تا رفتارهایی از قبیل پرخاشگری، اعتیاد و سایر مشکلات رفتاری خود را تغییر دهند (شانک، 2005). با این حال پژوهشگرزان اکنون اصول خودنظم بخشی را برای مطالعه تحصیلی و دیگر شکل های یادگیری از قبیل مهارت های اجتماعی و حرکتی به کار می برند (بوکارتس، پنتریچ و زیدنر،2000؛ زیمرمن و شانک، 2001؛ به نقل از شانک، 2005).
تعاریف و مدل های گوناگونی از یادگیری خود نظم بخش وجود دارد که در آنها سعی شده است که نحوه خود نظم بخشی دانش آموزان در فرایند یادگیری تبیین شود. به طور کلی در این دیدگاه ها بر نقش فعال دانش آموز در فرایند یادگیری تاکید می شود. براساس این نظریه ها، یادگیری چیزی نیست که توسط دیگران برای دانش آموز اتفاق می افتد بلکه آن چیزی است که توسط خود دانش آموز صورت می گیرد. ویژگی های خاصی که اغلب به یادگیرندگان خود نظم بخش نسبت داده می شود مرتبط با باورهای انگیزشی یا نگرش ها، استفاده از راهبردهای شناختی و توانایی فراشناختی شان است. به عبارت دیگر، یادگیرندگان خود نظم بخش دانش آموزانی هستند که از لحاظ انگیزشی، شناختی، فراشناختی و رفتاری برای پیشرفت تحصیلی خود به فعالیت می پردازد. از لحاظ انگیزشی، تصور می شود که یادگیرندگان خود نظم بخش مجموعه ای از باورها و نگرش های انطباقی دارند که تمایل آنان را برای درگیرشدن و پایداری در تکلیف تحصیلی شکل می دهند. برای مثال، دانش آموزان خود نظم بخش گرایش به خود بسندگی دارند، بر افزایش سطح تسلط شان تمرکز دارند و موضوعات درسی را ارزشمند، جالب و مفید می دانند (شانک و ارتمر، 2000؛ ویگ فلد، 1994؛ به نقل از ولترز[2]، 2003). از لحاظ شناختی، یادگیرندگان خودنظم بخش خزانه ای غنی از راهبردهای شناختی دارند و می توانند آنها را با آمادگی و مهارت برای انجام تکالیف مختلف تحصیلی ره کار برند. برای مثال، این دانش آموزان در راهبردهای شناختی یادگیری از قبیل مرور کردن، بسط دادن و سازمان دهی کردن ماهر هستند (الکساندر، گراهام و هاریس، 1998؛ وینشتاین و می یر، 1986؛ به نقل از ولترز، 2003). این دانش آموزان از لحاظ فراشناختی، اندوخته ای بزرگ از دانش فراشناختی درباره راهبردهای یادگیری (به طور خاص) و درباره فرآیند یادگیری (به طور عام) دارند (زیمرمن، 1986؛ بورکواسکی، کار، ریلینگر و پرسلی، 1990؛ پنتریج، ولترز و بکستر، 2000؛ به نقل از ولترز، 2003). آنان قادر به نظارت بر یادگیری و تولید بازخورد درونی درباره پردازش شناختی شان هستند (باتلر و وین، 1995؛ به نقل از ولترز، 2003). همچنین آنان از لحاظ اصلاح رفتارهای یادگیری شان در پاسخ به تغییر مطالبات موقعیتی یا مقتضیات تکلیف ماهر هستند (زیمرمان[3]، 1998).
پنتریچ (2000؛ به نقل از پاستینین و پال کینین[4]، 2001) نوعی چارچوب مفهومی برای مطالعه یادگیری خود نظم بخش ارائه کرده است که به اندیشه ها و مطالعات مربوط به آن انسجام می بخشد. مطابق این چارچوب، یادگیری خود نظم بخش دارای چهار مرحله یا فاز است. این مراحل بیانگر فرایندهای تعیین هدف، نظارت، کنترل و تنظیم و هم چنین فرایندهای تاملی است که بسیاری از مدل های دیگر خود نظم بخشی نیز در آنها مشترک اند.
[1] Schunk, D. H
[2] Wolters, C. A
[3] Zimmerman, B. J
[4] Puustinen, M., & pulkkinen, L.
خودنظم بخشی در انگیزش
انگیزش به عنوان تعیین کننده ای قاطع از یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در قرارگاه های تحصیلی تلقی می شود (گراهام و واینر، 1996؛ پنتریچ و شانک، 2002؛ به نقل از ولترز و همکاران، 2003). با این حال، فقدان انگیزش مسئله ای است که دانش آموزان در تمام سطوح سنی آن را تجربه می کنند. در محیط های تحصیلی عواملی از قبیل سر و صدا و عوامل بر هم زننده تمرکز حواس، مواد درسی یا تکالیفی که از سوی دانش آموز خسته کننده، دوباره کاری، دشوار، یا بی اهمیت تلقی می شوند، از عوامل موثر در کاهش انگیزش تلقی می شوند. علاوه براین، چالش حاصل از انجام تکالیف درسی در بیرون از مدرسه و در محیط خانه می توانند شناخت شان را تنظیم کنند، انگیزش و عاطفه شان در خصوص تکالیف تحصیلی را نیز می توانند تنظیم کنند. تنظیم انگیزش به عنوان فعالیت هایی توصیف می شود که افراد از طریق آنها به طور عمدی اقدام می کنند تا تمایل شان را برای شروع یا تکمیل یک تکلیف به کار اندازند، حفظ کنند یا افزایش دهند و فعالیت یا هدف خاصی را به انجام برسانند (ولترز، 2003). به عبارت دیگر، تنظیم انگیزش در برگیرنده افکار، اقدامات یا رفتارهایی است که دانش آموزان به طور عمدی سعی می کنند از طریق آنها بر جنبه های مختلف انگیزش خودشان در مورد یک فعالیت معین تاثیر بگذارند. به عقیده ولترز (2003) تاثیر باورهای انگیزشی بر عملکرد و رفتار فرد، فرآیندی انگیزشی تلقی می شود؛ در حالی که اگر این فرایندها با قدی آگاهی و اداره عمدی از سوی فرد همراه شوند به عنوان فرایند تنظیم انگیزشی تلقی می شوند. بوکرت (1992؛ به نقل از ولترز، 2003) معتقد است که نظریه های انگیزش بر کنترل انتزاعی دانش آموزان تاکید می ورزند. کنترل انتزاعی به معنای این است که باورها، ادراک ها و نگرش های فرد بر اعمال و اقدامات وی تاثیر می گذارند. در مقابل تنظیم انگیزش بر کنترل فعال تاکید دارد که به معنای کنترل فعالانه دانش آموزان بر فرآیندهای انگیزشی اثر گذار بر اعمال شان است. با این حال ولترز (2003) خاطر نشان می کند که تمایز بین انگیزش و تنظیم انگیزشی جنبه تئوریکی دارد و این دو در عمل رابطه ای متقابل و پیچیده احتمالاً خطی یا انحنایی) دارند. این رابطه در صورتی دو جانبه و خطی است که در آن انگیزش دانش آموزان بر استفاده آنان از راهبردهای تنظیم انگیزش اثر گذار باشد و در عین حال استفاده از راهبردهای تنظیم انگیزش نیز بر انگیزش جاری آنان موثر باشد. از سوی دیگر رابطه انگیزش و تنظیم انگیزشش در صورتی انحنایی است که این رابطه در میان دانش آموزان دارای سطح متوسط انگیزش اولیه قوی تر و برای دانش آموزان دارای سوح خیلی بالا یا خیلی پایین انگیزش، ضعیف تر باشد.
پیامد دادن به خود
پیامد دادن به خود راهبردی است که داشن آموزان طی آن انگیزش خود شان را از طریق تدارک پیامدهایی برای رفتارشان، تنظیم می کنند (ولترز، 2003). این راهبرد در برگیرنده شناسایی و اداره تقویت ها و تنبیه های بیرونی برای رسیدن به اهداف خاصی در ارتباط با انجام دادن تکلیف است. برای مثال، این که دانش آموزان هنگام مطالعه به خود می گوید: «در صورتی که خواندن این فصل را به پایان برسانم برای خودم بستنی می خرم»، از راهبرد پیامد دان به خود استفاده کرده است. این فرایند در برخی از پژوهش ها«تقویت خود» نیز نامیده شده است. با این حال، دانش آموزان می توانند از پاداش ها یا تنبیه های عینی و هم چنین اظهارت کلامی (مثلاً تحسین خود) به عنوان پیامدهایی برای رفتارشان استفاده کنند. جکسون و ملودی (1983، 1985؛ به نقل از ولترز، 2003) پی بردند، دانش آموزانی که برای خودشان پاداش هایی تدارک می بینند، نسبت به دانش آموزانی که برای خودشان تنبیه هایی تدارک می بینند یا دانش آموزانی که پیامد دادن به خود را ندارند، مساول ریاضی بیشتری را حل می کنند.
مبانی نظی و فصل دوم پایان نامه روانشناسی در مورد عملکرد خانواده
در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع عملکرد خانواده
2-1 عملکرد خانواده
2-2-1 مفهوم خانواده
خانواده صرفا حضور تعدادی از افراد که در یک فضای فیزیکی و روان شناختی در کنار هم قرار دارند، نیست. خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی-فرهنگی تلقی می شود که در کنار همه ی خصوصیات دیگرش، دارای مجموعه ای از قواعد است و هر یک از اعضایش نیز نقش خاصی دارند. این سیستم دارای یک ساختار قدرت است که ه وسیله ی آن، اشکال مختلفی از ارتباط را بروز می کند. هر خانواده روش خاصی برای مواجهه با مشکلات دارد. اعضای این سیستم با هم رابطه ای عمیق و چند لایه ای دارند. همچنین اعضای خانواده تا حدود زیادی پیشینه ی مشترک، ادراکات درونی شده ی مشترک، مفروضات و دیدگاههای درباره ی دنیا و برداشت مشترکی از اهداف زندگی دارند (نظری، 1393).
در چنین نظامی، افراد به وسیله علایق و دلبستگی های عاطفی نیرومند، دیر پا، و متقابل به یکدیگر متصل شده اند. ممکن است از شدت و حدت این علایق و دلبستگی ها در طی زمان کاسته شود، لیکن باز هم علایق مزبور در سراسر زندگی خانوادگی به بقای خود ادامه خواهد داد (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2000؛ ترجمه شاهی برواتی و نقشبندی، 1392).
ورود به چنین نظام سازمان یافته ای صرفا از طریق تولد، فرزند خواندگی، یا ازدواج صورت می گیرد(گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2000؛ ترجمه شاهی برواتی و نقشبندی، 1392). در داخل این سیستم، حلقه های عاطفی قدرتمند، پایدار و متقابلی افراد را به هم گره زده است. بنا به گفته ی کی (1985) خانواده ها صاحب اعضای جدیدی می شوند و به مرور آنها را از دست می دهند، اما روابط خانوادگی همچنان پابرجا باقی می ماند. نفوذ خانواده باعث می شود، حتی زمانی که اعضاء در اثر فاصله های فیزیکی و یا گاهی مرگ از هم جدا می شوند، حلقه های عاطفی و ارتباطی اعضاء باقی بماند. به عبارتی عضو یک خانواده هرگز نمی تواند به طور کامل و واقعی، عضویت در آن خانواده را از دست بدهد (نظری، 1393).
بر خلاف اعضای متعلق به نظام های غیر خانوادگی که عمدتا می توان در غیاب آنها عضو جدیدی را جایگزین ساخت،اعضای خانواده تعویض ناپذیر هستند. این امر در وهله نخست به خاطر آن است که ارزش اصلی خانواده حاصل شبکه روابطی است که توسط اعضای آن به وجود آمده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2000؛ ترجمه شاهی برواتی و نقشبندی، 1392). خانواده ها از نطر سازمانی، سیستم عاطفی پیچیده ای دارند که ممکن است حداقل مرکب از سه نسل باشند. البته امروز به دلیل افزایش طول عمر، خانواده ها مرکب از چهار نسل هم وجود دارند (نظری، 1393).
هر خانواده به صورت اجتناب ناپذیری تلاش می کند تا به خودش به عنوان یک گروه نظم دهد. این تلاش برای نظم دادن به خود می تواند به صورت سنتی یا نو گرایانه، سازگارانه یا ناسازگارانه و منظم یا نا منظم باشد(نظری، 1393).
اعضای خانواده در حین رشد به هویت اختصاصی و یکتای خود دست می یابند. اما باز هم به گروه خانوادگی دلبستگی دارند و لذا هویت یا تصویر جمعی خاص خود را حفظ خواهد کرد.
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روانشناسی در مورد سبک های دلبستگی
در 26 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه
چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع سبک های دلبستگی
دلبستگی
دلبستگی از یک مفهوم یونانی به نام (storage) که نوعی عشق بین والدین و کودک می باشد گرفته شده است. مفهوم دلبستگی در روان شناسی جدید ریشه در کارهای جان بالبی[1] روان پزشک و روان تحلیل گر انگلیسی دارد. او دلبستگی را پیوند عاطفی عمیق افراد خاص در زندگی معرفی می نماید به طوری که تعامل با آنها در زندگی ایجاد شعف و نشاط کرده و در هنگام استرس و تنیدگی، حضور آنها ایجاد آرامش می نماید. دلبستگی در دوره ای شکل می گیرد که در آن حساسیت زیادی به ویژگی مراقب وجود دارد، تجربیات اولیه با آنها نوع دلبستگی را تعیین کرده و تداوم آن را در طول زمان تثبیت می نماید . اولین پیوند عاطفی بین کودک با مادر و یا مراقب او برقرار می شود. تجارب دلبستگی ما مراقبان اولیه در الگوهای کاری ذهنی بازنمایی می شوند و در طی رشد از نوزادی تا نوجوانی تثبیت می شود (زیمرمن[2] و بیکر[3]،2002). شافر و امرسون دلبستگی را به عنوان "تمایل فرد کم سن برای جستجوی مجاورت با بعضی افراد هم نوع "تعریف می نمایند، و به نظر سیرز دلبستگی در نتیجه تعامل ارضا کننده با افراد مهم محیط کودک اکتساب می گردد. دلبستگی پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد است به طوری که یکی از طرفین کوشش می کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می یابد ( فوگل[4] و 1997؛ به نقل از حاجی ولی زاده 1389). هر چند در تمام گونه ها نظام دلبستگی برای ابقاء گونه ها همچون غذا دادن و تولید مثل صورت می گیرد، البته این پاسخ های نا آموخته، تولید در برابر مادر ارزش انطباقی دارند زیرا مانع از آن می شوند که جاندار از منبع مراقب دور بیفتد و گم شود (اتکینسون و هیلگلارد،1389). به نظر هارلونیز وابستگی و دلبستگی یک واکنش فطری به محرک های خاص است که به وسیله مادر فراهم می شود ولی صرفاً ناشی از تغذیه نمی باشد، ایمنی بخشی ، گرمی و محبت که حاصل آرامش ناشی از لمس کردن است نتیجه آن می باشد (هارلو، 1985 به نقل از اکبری ، 1390). اولین دلبستگی های قوی در حدود 8 ماهگی شکل می گیرند، و با اضطراب جدائی همزمان هستند ( بیرج،1997 به نقل از اکبری ، 1390). به محض اینکه کودک توانایی حرکت بدست می آورد ممکن است انواعی از رفتارها، در او مشاهده شوند که نشانگر شکل گیری دلبستگی هستند از جمله، حرکت به سوی والدین و یا مراقب و اعتراض به هنگام ترس و درماندگی رابطه بین کودک و مراقب یک پیوند دوام دار است. حضور و ماهیت رفتار دلبستگی به وسیله رفتار نوع، مشخص می شود که رفتارهائی را در بر می گیرد که منجر به مجاورت با نگاره دلبستگی می شود ( کولین[5]،1996). رفتارهای دلبستگی واضح کودکان، شامل گریه، لبخند زدن، فرا خوانده، لمس کردن، دنبال کردن، چسبیدن و اعتراض شدید هنگام تنهایی با غریبه ها است( کولین،1996).
[1] -Bowlby , j.T.
[2] - Zimerman
[3] - Becker
[4] -Fogel , A.
[5] -Colin , V.L.
مشخصات افراد ایمن
سطح پایین اجتناب از صمیمیت و اضطراب از ترک و رها شدن است. آنها در روابط خود راحت اند، ارتباط نزدیکی با همسر ، شریک خود داشته و خود افشایی می کنند. احتمالا می توانند در مواقع مورد نیاز با شریک خود تماس برقرار کرده و در عین حال، به طور مستقل استرس و هیجانات خود را مدیریت کنند. برای همسر خود در دسترس اند و می توانند حمایت مورد نیاز را فراهم کرده و به حوادث رابطه ای با انعطاف پاسخ دهند. خود و همسرشان را به گونه ای مثبت می بینند و احساس می کنند که ارزش دوست داشته شدن را دارند. به همین خاطر به احتمال زیاد در روابط باز اند و به خوبی می توانند مشکلات را حل کنند. نسبت به همسر خود محبت دارند و می توانند تجربه و ابراز عواطف به همسر خود را مدیریت کنند(شاطر دلال یزدی ،1390).
مشخصه افراد نا ایمن دوسو گرا (مضطرب)
حد پایین اجتناب از صمیمیت است ولی از افراد ایمن متفاوتند، زیرا سطح زیادی از اضطراب ترک شدن دارند. آنها سوال می کنند که آیا همسرشان دوستشان دارد و از اینکه طرد شوند ، بسیار نگران هستند، ولی در عین حال به شدت به روابط نیاز دارند و به آن وابسته می شوند. به همین دلیل در روابط بسیار باز هستند ، چه جسمانی و چه هیجانی. بسیار حساس و ابراز کننده و به دنبال اطمینان جویی عشق همسر و در دسترس بودن او و ارزش شخصی خود هستند، بسیار مراقب کننده اند ، گاهی اوقات در این مورد به مرز افراط هم می رسند و پتانسیل سلطه گری نیز دارند. به همین دلیل که در ارتباطات باز هستند ، ممکن است افراطی عمل کنند ( یا در ارتباط روراست نباشد ) و توانایی آنها برای حل مسئله سازگارانه توسط هیجانات شدید مختل شود. اگر چه همسر خود را ایده آل سازی می کنند ، ممکن است در عین حال مطالبه کننده باشند و هیچ گاه احساس نکنند که نیازهایشان به طور کامل برآورده شده است(شاطر دلال یزدی ،1390).
مشخصه افراد نا ایمن اجتنابی
سطح بالای اجتناب از صمیمیت بر خلاف افراد اضطرابی ، افراد اجتنابی نیاز نسبتاً کمی به روابط دارند، نسبت به کسانی که به فکر آنها هستند، مراقبت نمی کنند، از خود کفایتی خود راضی هستند. حتی در این مورد گاه وسواس دارند. به همین دلیل در روابط خود افشایی کمتر داشته ، و کمتر هیجانات باز و عواطف جسمی از خود نشان می دهند. در موقع استرس ، ارتباط را شروع نمی کنند و اغلب از همسر خود حمایت یا مراقبت نمی کنند، حتی آشکارا و به طور محسوس ، این گونه اند و به ندرت به طور هیجانی حمایت یا مراقبت می کنند. در ارتباط و حل مسئله ضعیف اند و می خواهند مسائل را به شیوه خودشان مدیریت کنند. از نظر هیجانی فاصله می گیرند و در روابط حالت دفاعی دارند و ویژگیهای منفی به همسر خود نسبت می دهند و انتقاد و قضاوت می کنند. خود افشائی نمی کنند و از بیان هیجانات خود، خودداری می کنند ، اگر آشفته و ناراحت باشند یا نیاز به حمایت داشته باشند ، رابطه را شروع نمی کنند و مراقبت همسرشان از آنها را باور نداشته و درک نمی کنند. بسیار حساس و آسیب پذیرند و به شیوه ای منفعل رفتار می کنند، به همین خاطر خوب ارتباط برقرار نمی کنند و نمی تواند در حل مسئله به خوبی عمل کنند و اغلب از نیاز های خود می گذرند(شاطر دلال یزدی ،1390).
نظریه های مختلف در مورد دلبستگی
الف- نظریه تحلیل روانی
زیربنای دلبستگی، در واقع همان مبحث روابط موضوعی است که در تحلیل روانی مطرح شده است. بالبی نظریه های روان پریشی ارتباط مادر ـ کودک را بر حسب بینش جدیدی از ادبیات کردار شناسی بازسازماندهی کرد. بنابر این نظریه دلبستگی هنوز در بسیاری از فرضیه های اساسی خود با برخی از نظریه های روان پریشی در مورد روابط بین شخصی مشترک است. نظریه های روان پریشی معمولاً تحت عنوان نظریه های روابط موضوعی شناخته شده اند، به نقش اساسی خود و « تجسم موضوع» در هدایت روابط صمیمی انسان علاقمند هستند. پایه این نظریه ها تجسم « خود »و « والدین» است که در دوران کودکی، تحول یافته و در روابط نزدیک آینده فرد اثر می گذارند.
روان تحلیل گران معتقدند که نخستین روابط کودک، پایداری شخصیت را تشکیل می دهد. اگر چه روان تحلیل گران در این عقیده که در حدود 12 ماهگی تقریباً همه کودکان به سمت یک پیوند قوی با مادر تحول می یابند، توافق دارند، اما درباره ماهیت و منشاء این ارتباط با یکدیگر توافق ندارند. از ادبیات تحلیل روانی دو نظریه مهم در باره اهمیت و منشاء پیوند کودک با مادر می توان اقتباس کرد:
1- کودک دارای نیازهای جسمانی مخصوصاً نیاز به غذا و احساس گرما است که باید ارضا شود. به همین دلیل او به مادر علاقه مند شده و به او دلبسته می شود زیرا مادر عامل ارضای نیازهای ضروری او است. کودک به زودی یادمی گیرد که مادر منشاء ارضا و خشنودی است. بالبی این نظریه را نظریه کشاننده ثانوی می نامد( بالبی 1969 به نقل از غفوری)
2- در کودک یک آمادگی درونی برای ارتباط دادن با یک پستان اضافی، مکیدن و تصاحب آن وجود دارد ، در این مرحله کودک یاد می گیرد که به آن پستان دلبسته شود، در آنجا مادری وجود دارد و بنابراین به او نیز مرتبط و وابسته می شود. بنابراین بر طبق نظریه فروید نیازی که کودک به ارضای دهانی از طریق مکیدن دارد، موجب می شود که او به پستان ارضا کننده مادر و در نهایت به خود مادر نیز دلبستگی پیدا کند(بالبی،1969).
به طور خلاصه نظریه تحلیل روانی، دلبستگی را محصول طبیعی مرحله دهانی تحول می داند، اگر طی ماه های اولیه زندگی کودک ، کشاننده های دهانی ، نهاد ، به طور مرتب و منظم ارضاء شوند، این انتظار در کودک ایجاد می شود که نیازها قابل ارضا هستند و درماندگی ناشی از عدم ارضای نیازها برای مدت طولانی، ادامه نمی یابد( فوگل،1997، به نقل از اکبری ، 1390).