تحقیق اکولوژی جانوری و پراکنش آنها
هر موجود زنده ای شیوه زندگی مشخصی دارد که به ساختار و فیزیولوژی آن موجود و همچنین محیط زیستی که در آن سکنی گزیده، بستگی دارد. عوامل فیزیکی و بیولوژیکی برای تولید دامنه وسیع و متنوع محیط زیست در نقاط مختلف زمین در حال فعالیت هستند. شرایط در بعضی مناطق استوایی و دریاها تقریبا ثابت هستند، اما در بیشتر نقاط زمین، دما، رطوبت و نور خورشید با توجه به فصول سال تغییر می کنند. این تأثیرات را در مجموع به عنوان اقلیم می شناسند. چرخه زندگی هر گونه کاملا با شرایط آب و هوایی محیط زندگیش سازگار است. هیچ جانوری کاملا مستقل زندگی نمی کند، برعکس، هر کدام بخشی از اجتماع زنده هماهنگی است که اعضای دیگر آن گونه، بسیاری از انواع جانوران و گروه های گیاهان مختلف را در بر می گیرد.
اکولوژی عبارت است از مطالعه علمی روابط میان موجودات زنده و محیط اطراف آنها. پراکنش نیز به مطالعه حضور آنها در زمانها و مکانهای مختلف می پردازد.
محیط فیزیکی:
گیاهان و حیوانات تحت تأثیر فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی زیادی قرار می گیرند. مهمترین آنها عبارتند از: 1) نور خورشید 2) دما 3) آب ( میزان نمک آن ) 4) گازها و مواد معدنی. که هر کدام اهمیت خاصی دارند و اثر آنها بر حیوانات کاملا مشهود است، ولی همگی با هم در رابطه هستند و هیچ کدام مستقل از یکدیگر عمل نمی کنند. خورشید انرژی نورانی را که گیاهان برای فتوسنتز احتیاج دارند، تامین می کند، اما علاوه بر آن محیط زندگی جانوران را نیز گرم می نماید، و همچنین با بالا بردن دمای آب باعث تبخیر آن میگردد. ( که نتیجه آن ریزش برف یا باران است ). دما سرعت تمام واکنشهای شیمیایی را تحت کنترل دارد، که واکنشهای بیوشیمیایی بدن موجودات زنده نیز جزو آن است. آب حلال مواد معدنی مورد نیاز گیاهان، ماده اصلی بدن جانوران و واسطه ای است که بسیاری از موجودات در آن زندگی می کنند.
12-1 نور خورشید: همه انرژی مورد استفاده در اندامها از نور خورشید نشأت می گیرد. انرژی ممکن است از صورتی به صورت دیگر تبدیل شود، اما هیچگاه به وجود نمی آید و از بین نیز نمی رود. گیاهان سبز انرژی نورانی خورشید را جذب می کنند و در نتیجه فعالیت فتوسنتزی، که در کلروفیل های آنها صورت میپذیرد، از دی اکسید کربن و آب، کربوهیدرات تولید می کنند. همچنین در نتیجه این عمل پروتئین ها و اسیدهای چرب نیز به وجود می آیند. انرژی ذخیره شده در این ترکیبات، به عنوان منبع نهایی انرژی، مورد استفاده جانوران قرار می گیرد. این انرژی از هر بخش به بخش دیگر منتقل شده و انرژی لازم را برای ادامه زندگی و فعالیت سیستم های زنده فراهم می نماید. تبادلات انرژی تمام پیشرفتهای فیزیکی و زیستی را بر روی زمین تحت کنترل دارد و عملکرد اندامها را ممکن می سازد.
12-2 دما: تغییرات دما در جهان دامنه بسیار وسیعی دارد و اختلاف دماها به هزاران درجه می رسد، ولی اکثر جانوران روی زمین تنها می توانند در دامنه گرمایی 2- تا 50 درجه سانتیگراد، زندگی کنند. میزان تحمل گرما تحت تأثیر رطوبت است و به مقدار خشکی هوا و یا درصد بخار آب تحت هر دمایی بستگی دارد. به عنوان مثال، در هوای خشک یک کویر، درجه حرارت 32 برای انسان خیلی ناراحت کننده نیست، ولی چنین دمایی با مخلوطی از رطوبت، در مناطق استوایی به سختی قابل تحمل است.
دما بر میزان رشد، تولید میوه و بقای گیاهان، که غذای بسیاری از جانوران مختلف به آنها وابسته است، تأثیر می گذارد.یک دوره طولانی بهار، رشد علوفه را به تأخیر می اندازد و باعث کمبود غذای بسیاری از حشرات، جوندگان و چرندگانی می شود که از آن علوفه تغذیه می کنند. هوای نامناسب در زمان گل دهی، ممکن است سبب کاهش محصولات میوه های سته یا غلات شود، و پرندگان بسیاری را که از آنها تغذیه می کنند، وادار می سازد تا یا در مناطق دیگر برای یافتن غذا سرگردان شوند و یا از گرسنگی بمیرند.
دمای بدن خزندگان، دوزیستان، ماهیها، حشرات و سایر بی مهرگان، فاقد تنظیمات درونی است و یا به میزان بسیار کمی تنظیم شده. مقدار جریانهای شیمیایی در متابولیسم آنها و در نتیجه رشد و فعالیتشان، مستقیما تحت تاثیر دمای محیط است. با گرم شدن هوا سرعت آن افزایش می یابد و با بروز سرما کند میشود. هر گونه دارای محدودیت های دمایی است. بروز یک یخبندان طولانی و یا یک گرمای طاقت فرسا همه آنها را می کشد. اگر دوره یخبندان پس از تخم گذاری و در مرحله ای که لاروها شروع به رشد کرده باشند، ظاهر شود، بسیاری نابود می شوند و جمعیتشان کاهش می یابد. برخی حشرات تخم گذار که لارو یا شفیره دارند، زمستان را با استراحت و کاهش متابولیسم، و یا زندگی در زیر زمین، همراه گیاهان و یا در کف برکه ها و نهرها سپری می کنند تا از یخ زدن خود جلوگیری نمایند. بعضی از حشرات که در یخ گیر کرده اند، احتمالا می توانند به زندگی خود ادامه دهند، زیرا آب بدنشان حاوی مواد محلولی است که مانع یخ زدن آنها می شود. خزندگان و دوزیستان ساکن مناطقی که زمستان های سرد دارد، مجبورند برای اینکه یخ نزنند، در زیر زمین و یا آب به خواب زمستانی فرو روند. بعضی مارهای مناطق خشک غرب که روزها در فصل بهار خارج می شوند، در تابستان برای فرار از گرمای طاقت فرسا به شب بیداری روی می آورند. بیشتر ماهیهای ساکن آبهای شیرین در هوای سرد فعالیتی ندارند. از آنجایی که تغییرات دما در اقیانوسها کمتر است، موجودات آبزی کمتر تحت تأثیر آب و هوا قرار می گیرند، در حالی که بسیاری از انواع ماهیهای آبهای شور، در فصول مختلف سال به شمال و جنوب مهاجرت می کنند.
پرندگان و پستانداران به علت دارا بودن پوشش، به ندرت مستقیما تحت تأثیر دمای محیط قرار میگیرند. اماسرمای شدید زمستان و گرمای تابستان ممکن است فشاری را به آنها تحمیل کند و سبب کاهش مواد غذایی مورد نیازشان شود.بسیاری از پرندگانی که در تابستان در اقیانوس منجمد شمالی و در مناطق معتدل زندگی می کنند، در زمستان به مناطق گرم تر سفر (مهاجرت) می کنند تا بتوانند غذای مورد نیاز خود را به دست آورند. پرندگان، گوزنهای شمالی (elk) و خرس ها که در تابستان ها در کوههای بلند زندگی می کنند( مثلا در شمال غربی آمریکا)، در زمستان به مناطق کم ارتفاع تر مهاجرت می کنند. سنجاب های خاکی و برخی از خفاش های حشره خوار، وقتی نتوانند غذای مورد نیاز خود را مانند فصول گرم سال به دست آورند، در زمستان به استراحت یا همان زمستان خوابی می پردازند. در هنگام خواب زمستانی، دمای بدن این جانوران تا حدی پایین می آید که احساس سرما نکنند. همچنین ضربان قلب و میزان تنفس نیز تا حد زیادی کاهش می یابد و کاهش متابولیسم این جانوران از طریق چربی ذخیره شده در بدنشان (پیش از آغاز این دوره)، جبران می شود.
آب بیشترین حجم را در 4 درجه دارد. در زیر این دما آب در حین سرد شدن منبسط می شود و در صفر درجه تبدیل به یخ می گردد. این انبساط آنقدر شدید است که وقتی آب در درز صخره ها منجمد می شود، سنگها شکاف برداشته و ترک می خورند. این امر یکی از مکانیزم هایی است که طی آن خاک تولید میشود. (ترک برداشتن سیلندرهای چدنی در یک اتومبیل، زمانی که پوشش آب آن یخ می بندد، نمونه ای بارز از این نیرو است.) این مسئله که یخ، چون از آن سبک تر است، روی آن شناور می شود، برای موجودات زنده حائز اهمیت است. اما با این ویژگی، یخ میتواند،کف دریاچه ها را شکل دهد و بیشتر بدنه آبهای بزرگ در عمق خود حجم بزرگ و دائمی یخ خواهند داشت. در عوض، آب زمانی که تا 4 درجه سرد می شود، به پایین می رود و آبهای گرم تر به بالا می ایند، به این معنی که جریانهای تبادل گرمایی صورت می گیرد. این
موارد باعث ایجاد تغییری در دریاچه های معتدل می شود و جانوران را از تغییرات شدید دمایی در امان میدارد ، به طوریکه دما در زیر یخها در دریاچه های عمیق هیچ گاه کمتر از 4 درجه نمی شود. جانوران ساکن خشکی تحت تاثیر میزان بخار اب هوا، یا رطوبت نسبی ( در صد بخار آب برای اشباع هوا در هر دمایی). برخی برای زندگی در بیابان ها با در صد رطوبت کم سازش یافته اند و برخی دیگر تنها در مناطقی
که هوا تقریبا از بخار اب اشباع است، قادر به زندگی هستند و بسیاری از جانوران در مناطقی با میزان رطوبت متعادل زندگی می کنند. برای جانوران کوچکی که در محیط های کم وسعتی زندگی میکنند و تنها
مسئله مهم زندگی آنها تامین غذا و یافتن سر پناه است، دمای پایین تر و رطوبت بالا تری نسبت به وضعیت عمومی ناحیه ای که در آن زندگی می کنند، مورد نیاز است. در مناطق خشک (کم آب) بیشتر جانوران ریز جثه مجبورند روزها را با استراحت در گوشه ای سپری کنند، در غیر اینصورت خیلی زود دراثر کمبود آب از بین می روند. این جانوران در شب از خانه خارج می شوند، زیرا هوا خنک تر و، بخصوص در نزدیکی زمین، مرطوب تر است. در مناطقی که در تابستان باران زیاد می بارد و یا در زمین ها و باغ هایی که آبیاری می شوند، میزان رطوبت در نزدیکی زمین به حدی است که بی مهرگان کوچک در طول روز هم فعالیت دارند.
پاورپوینت اکولوژی گندم
اسلاید دوم:
مقدمه و اهمیت اقتصادی گندم:
گندم معمولی (T.aestivum L.em.Tell) در محدوده وسیعی از شرایط آب و هوائی جهان رشد میکند و در حقیقت این گیاه از سازگارترین گونهها بوده و به عنوان یکی از اصلیترین مواد غذای بشر و مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی در اکثر کشورها از جایگاه ویژهای برخوردار است. زمینهای زیادی در سرتاسر جهان در مقایسه با سایر گیاهان زراعی، به کشت آن اختصاص داده شده است، زیرا گندم غذای اصلی انسان است که به طور مستقیم مورد مصرف قرار میگیرد. گندم منبع اصلی کربوهیدرات غذای انسان را تشکیل داده و از لحاظ تهیه نان و ارزش نانوایی، آرد هیچیک از غلات به پای آرد گندم نمیرسد. به خاطر داشتن بافت همبندی گلوتن گندم، خاصیت نانوایی آن دارای ارزش بسیار بالایی است. کیفیت گلوتن گندم بستگی به ژنوتیپ گندمها دارد و همین صفت است که آرد گندم را ممتاز مینماید. بر خلاف هر غله دیگری، گلوتن گندم قادر است ور آمدن خمیر را از طریق تشکیل سلولهای کوچک گاز و نگهداشتن گازکربنیک تشکیل شده در اثر تخمیر، به انجام برساند.
اسلاید سوم:
در ایران مانند بسیاری از کشورهای جهان، نان حاصله از گندم مهمترین ماده غذائی روزانه مردم را تشکیل میدهد و نقش عمدهای در تأمین انرژی و پروتئین مورد نیاز بدن به عهده دارد. نان گندم یکی از ضروریترین مواد غذائی و قوت اصلی اکثریت عظیمی از مردم کشورمان را تشکیل میدهد. بر طبق آمار مختلف متوسط سهم مصرف نان در کل انرژی مورد احتیاج حدود 40 درصد میباشد. به دلیل محتوای بسیار زیاد دانه از مواد پروتئینی و هیدرات کربن و نیز نسبت میان آنها که برای انسان بسیار عالی و مفید میباشد، امکان نگهداری دانه به مدت طولانی و حمل آنها به مسافتهای خیلی زیاد بدون اینکه تغییراتی در آنها بوجود بیاید، میسر است و همچنین امکان کشت موفق آن در شرایط آب و هوای کاملا متفاوت (سرد و معتدل، خشک و گرم و...) و تا ارتفاعات خیلی بالا در پرو تا ارتفاعات 400 متری کشت میگردد و در کل وجود آب و دمای مناسب، در تمام مناطق دو عامل تعیین کننده در میزان کشت گندم است.
اسلاید چهارم:
مشخصات گیاهشناسی گندم:
گندم گیاهی است یکساله، تک لپه و از خانواده گندمیان gramineae و از جنس تریتیکم triticum که دارای گونههای بسیار زیاد وحشی و اهلی است. نمونههای وحشی آن غالبا به صورت علف هرز خودنمایی کرده و مزاحم کشت و کار میگردند. گندم مانند هر گیاه دیگری دارای ریشه، ساقه، برگ، گل و دانه میباشد که ذیلاً به شرح هریک از آنها پرداخته میشود:
ریشه گندم:
هنگام جوانهزدن گندم، اولین اندامی که پوست دانه را میشکافد و از آن خارج میشود ریشهچه میباشد. از این پس رشد گیاهچه که در زیر خاک و در تاریکی انجام میپذیرد شامل رشد طولی سریع ساقه همراه با تغیر حالتهای ویژه آن میباشد تا اینکه ساقهچه گیاه جوان بتواند در خاک پیشروی کرده و از موانع موجود بر سر راه بگذرد و هرچه زود تر سر از خاک بیرون آورد. عمده ریشههای گندم در زراعت آبی در عمق 25-20 سانتیمتر و در زراعت دیم در عمق 15-10 سانتیمتر قراردارند (به علت عمق کم خاک زراعی و عدم توسعه ریشهها).
تحقیق اکولوژی برنج
نام برنج از زبان هندی گرفته شده است که به آن اریسی (Arisi) میگویند. در زبان انگلیسی به برنج Rice گفته میشود که همان نام عمومی برنج است. در زبان فرانسه Riz و در استان گیلان به برنج (بج) (Bej) و به خوشه آن (ورزه) (Vorze) و به شلتوک آن جو میگویند.
کشت برنج که امروزه در تغذیه صدها میلیون انسان در سرتاسر جهان نقش مهمی را عهدهدار است. در چین و هندوستان سابقه هفت هزار ساله دارد(7)، اما کشت برنج در ایران از 2000 سال پیش متداول بوده است. در زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان نیز در ایران برنج کشت میشده است. هماکنون در استانهای گیلان و مازندران از مناطق تولید برنج در کشور هستند(1).
اعتقاد بر این است که منشاءoryza sativa متداولترین گونه برنج، قاره آسیا است. 90درصد کل تولید برنج از آسیاست، از جمله کشورهایی مثل چین، هندوستان، ژاپن، کره، جنوب شرقی آسیا و جزایر مجاور اقیانوس آرام کشت میشود. در خارج از آسیا، کشورهایی مثل برزیل و ایالات متحده با تولید 5/0درصد از برنج مصرفی جهان، بیشترین مقدار تولید را دارند.
بیش از 70% برنج دنیا در مناطق گرمسیری مرطوب آسیا کشت میشود و تنها نقاط نسبتاً کوچکی از مناطق خشک به کشت آن اختصاص دارد. با این حال تولید برنج در بعضی نقاط نیمهخشک، به ویژه در کشورهایی که آب و هوای مدیترانهای دارند، مانند ایالات متحده آمریکا (کالیفرنیا)، مصر، اسپانیا و ایتالیا بالنسبه حائز اهمیت میباشد، زیرا در این مناطق برنج گذشته از اهمیت اقتصادی که دارا میباشد، به لحاظ آنکه میتوان در خاکهای شور و نمکزده کشت شود، در روند اصلاحی این خاک نقش مهمی را ایفا میکند(7).
در مورد قدمت اهلی کردن برنج در مقایسه با گندم، نمیتوان قاطعانه اظهارنظر کرد، لیکن شواهدی در دست است که برنج در 5000 سال پیش در چین به صورت دیم کاشته میشد و آنگاه بعد از گسترش و توسعه زراعت در درهها و دلتاها، گونههایی بوجود آمده که قادر به روئیدن در آبهای راکد شدهاند(7).
گسترش و انتشار برنج به مناطق خشک و نیمهخشک، یعنی آسیای غربی و منطقه مدیترانه در تاریخهای بعدی صورت گرفته و احتمالاً در زمان امپراتوری ایران بوده است که گیاه مزبور در بینالنهرین کشت میشده و از آن پس وارد سوریه و ترکستان (ترکیه) شده است. بعد از حمله اسکندر به هندوستان، برنج وارد یونان شد و از آنجا توسط اعراب به کشورهای مصر، مراکش، اسپانیا و غرب آفریقا منتقل گردید(7).
جدول 1-1، سطح زیر کشت، عملکرد و تولید کشورهایی که بیش از 5 میلیون تن برنج در سال تولید میکنند را نشان میدهد. کلیه کشورها بجز چهار کشور چین، ژاپن، کره و ایالات متحده، بطور کامل و یا عمدتاً کشورهای گرمسیری هستند. چین و هند، هر دو برنج را در مناطق گرمسیری تولید میکنند. اگرچه بیشترین سطح زیر کشت برنج در هر دو کشور در رابطه با سیستمهای رودخانهای آنها در مناطق گرمسیری میباشد، متوسط عملکرد کشورهای گرمسیری اساساً کمتر از کشورهای معتدله است: بین 3/4-2 تن در هکتار است، اما قابلیت تولید برنج در در جنوب چین به طور متوسط 7/5 تن در هکتار در مقایسه با 6/5 تا 7/6 تن در هکتار در کشورهای معتدله است. متوسط قابلیت تولید برنج در کشورهای گرمسیری تولید کننده بالا در حال حاضر، 8/2 تن در هکتار است و در طی دهه گذشته، 36/0 درصد افزایش یافته است.
جدول 1-1: کشورهای عمده تولیدکننده برنج، سطح زیر کشت، عملکرد و تولید در سال 1991 در کشورهایی که بیش از 5 میلیون تن در سال تولید دارند.
| کشور | سطح زیر کشت (میلیون در هکتار) | عملکرد (تن در هکتار) | تولید (میلیون تن) |
| چین | 1/33 | 66/5 | 45/187 |
| هند | 2/42 | 63/2 | 94/110 |
| اندونزی | 19/10 | 35/4 | 32/44 |
| بنگلادش | 94/10 | 61/2 | 57/28 |
| تایلند | 10 | 2 | 04/20 |
| ویتنام | 29/6 | 09/3 | 43/19 |
| میانمار | 83/4 | 73/2 | 2/13 |
| کره | 88/1 | 69/6 | 58/12 |
| ژاپن | 05/2 | 86/5 | 12 |
| فیلیپین | 42/3 | 83/2 | 67/9 |
| برزیل | 14/4 | 29/2 | 5/9 |
| آمریکا | 11/1 | 3/6 | 7 |
اصطلاح «برنج خوردن» در بسیاری از زبانها به منظور القاء فکر «غذا خوردن» یا بطورکلی «خوردن» بکار میرود. برنج محصول عمده گیاهان زراعی مهم کشورهای در حال پیشرفت است و قوت غالب بیش از یک سوم جمعیت دنیا را تشکیل میدهد. این ماده غذایی به منزله نیمی از خوراک یک میلیارد و هشتصد میلیون نفر و نیز از ربع تا نیمی از چهارصد میلیون نفر دیگر است (7).
برنج از آن جهت در تغذیه انسان قرار میگیرد که دارای حدود 7/7% پروتئین، 2/75% مواد غیرازته، 4/0% چربی، 2/2% سلولز و 5/0% خاکستر میباشد. همچنین قابلیت هضم برنج به مراتب بیش از سیبزمینی، نان چاودار و گندم، شیر و سایر محصولات غذایی است. از نظر ارزش غذایی و میزان کالری تولیدی، برنج بر اکثر مواد غذایی مورد مصرف انسان، برتری دارد (7).
تغذیه مدام با دانههای برنج که دارای مقدار کمی ویتامین B1 است، در انسان ایجاد مرض بریبری مینماید. ضریب هضم مواد آلی بدون پوسته در حدود 92% و ضریب هضم پروتیئن آن در حدود 86% میباشد.
فهرست مطالب
فصل اول. 1
1-1- مقدمه. 2
1-1-1- مبداء اولیه برنج:. 2
2-1-1- اهمیت برنج:. 4
فصل دوم. 6
طبقهبندی و گیاهشناسی برنج. 7
1-2- طبقهبندی برنج. 7
2-2- گیاهشناسی برنج. 10
1-2-2- ریشه:. 10
2-2-2- ساقه:. 10
3-2-2- برگ:. 11
4-2-2- پنجهزنی:. 12
5-2-2- ساختمان گلآذین:. 12
6-2-2- گردهافشانی و لقاح:. 13
فصل سوم. 14
اکولوژی برنج. 15
1-3- تعریف اکولوژی:. 15
2-3- تعریف اکولوژی گیاهی:. 15
3-3- خصوصیات اکولوژی برنج:. 16
1-3-3- الگوی نمو گیاه برنج. 16
2-3-3- احتیاجات حرارتی:. 18
3-3-3- نیازهای نوری:. 19
4-3-3- نیاز به رطوبت هوا و خاک:. 20
5-3-3- خاک مورد نیاز:. 21
6-3-3- مقاومت به شوری:. 22
منابع:. 25
پاورپوینت اکولوژی برنج
اسلاید دوم:
فصل اول
مقدمه، مبداء اولیه برنج:
نام برنج از زبان هندی گرفته شده است که به آن اریسی (Arisi) میگویند. در زبان انگلیسی به برنج Rice گفته میشود که همان نام عمومی برنج است. در زبان فرانسه Riz و در استان گیلان به برنج (بج) (Bej) و به خوشه آن (ورزه) (Vorze) و به شلتوک آن جو میگویند.
کشت برنج که امروزه در تغذیه صدها میلیون انسان در سرتاسر جهان نقش مهمی را عهدهدار است. در چین و هندوستان سابقه هفت هزار ساله دارد، اما کشت برنج در ایران از 2000 سال پیش متداول بوده است. در زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان نیز در ایران برنج کشت میشده است. هماکنون در استانهای گیلان و مازندران از مناطق تولید برنج در کشور هستند.
اعتقاد بر این است که منشاءoryza sativa متداولترین گونه برنج، قاره آسیا است. 90درصد کل تولید برنج از آسیاست، از جمله کشورهایی مثل چین، هندوستان، ژاپن، کره، جنوب شرقی آسیا و جزایر مجاور اقیانوس آرام کشت میشود. در خارج از آسیا، کشورهایی مثل برزیل و ایالات متحده با تولید 5/0درصد از برنج مصرفی جهان، بیشترین مقدار تولید را دارند.
اسلاید سوم:
برنج از آن جهت در تغذیه انسان قرار میگیرد که دارای حدود 7/7% پروتئین، 2/75% مواد غیرازته، 4/0% چربی، 2/2% سلولز و 5/0% خاکستر میباشد.
قابلیت هضم برنج به مراتب بیش از سیبزمینی، نان چاودار، گندم شیر و سایر محصولات غذایی است. از نظر ارزش غذایی و میزان کالری تولیدی، برنج بر اکثر مواد غذایی مورد مصرف انسان برتری دارد. تغذیه مداوم با دانههای برنج که دارای مقدار کمی ویتامین B1 است، در انسان ایجاد مرض بریبری مینماید.
برنج حدود 2000 سال است که در چین و هندوستان کشت میشود. این گیاه از آسیای جنوب شرقی به چین وارد و بعد به آسیای صغیر، اروپا و آفریقا گسترش یافت.
اصول کار با میکروسکپ tem
نازک کردن نهایی نمونه
پرداخت خودکار با افشانه
نازک کردن با پرتوی یونی
نمونه های مناسب برای میکروسکوپ TEM بایستی بسته به ولتاژ بالای اعمالی ضخامتی در حدود چند صد نانومتر داشته باشند. یک نمونه ایده آل بایستی نازک باشد. نماینده عمق قطعه باشد، تمییز و صاف با دو سطح کاملاً موازی باشد به راحتی قابل حمل باشد، هادی بوده، عاری از جدایش (Segregation) سطحی باشد و Self-Supporting باشد. همه این خواسته ها همواره برآورده نمی شوند تکنیک های آماده سازی معمولاً مناجر به تولید نمونه گوه ای شکل می شوند که دارای یک زاویه کوچک گوه هستند.
آماده سازی نمونه می تواند نبه دو مرحله، آماده سازی ابتدایی و نازک سازی نهایی تقسیم شوند. آماده سازی اولیه از چند مرحله تشکیل شده که البته برخی از آنها میتوانند حذف شوند.
اولین گام در تهیه نمونه، بریدن یک تکه از نمونه اصلی است. در این خصوص لازم است که دیدگاه ها و نکات مورد مطالعه نیز مد نظر باشد. در مرحله اخیر به احتمال زیاد نمونه دارای حداقل دو سطح خشن بوده، ضخامت آن بسته به دستگاه و روش برشکاری است. یک اره با دندانه های ریز می تواند زبری ها و حفراتی به اندازه حدود یک میلی متر بر روی ساختار نمونه فلز نرم ایجاد نماید. حداقل این عیوب در صورت استفاده از ماشین های برشکاری جرقه های یا به بکارگیری چرخ های برنده الماسه و یا سیم های گردان به همراه استفاده از دوغاب سایشی، حاصل می گردد.
انتخاب روش برش نمونه به ویژگی های آن بستگی دارد. در فصل دوم به انواع روش های برشکاری نمونه اشاره شده است.
بعد از این که ضخامت نمونه بریده شده به 5/0 تا 3 میلی متر رسید، لازم است که سطوح نمونه به صورت صاف و موازی درآیند. بدین منظور از ماشین های سنگ زنی، سنباده زنی و پرداخت کاری استفاده می شود. برای به حداقل رساندن عیوب ایجادی در سطح نمونه، استفاده از ساینده نرم و ریزدانه توصیه شده است. ورقههایی از نمونه با سطوح موازی و به ضخامت 100 (و کمتر) در اکثر موارد با استفاده از پرداخت کاری با پودرهای ساینده ای با دانه بندی 600 بدست خواهد آمد. اگر تنها به نمونهای پولکی شکل با قطر 3 میلی متر نیاز باشد، در شرایط صنعتی می توان از صفحات گردان استفاده به عمل آورد. با به کارگیری وسایلی دقیق تر و پیشرفته تر از این دست می توان به ضخامت هایی کمتر از 50 نیز دست یافت. با استفاده از چرخ های ساینده و پرداخت کاری این امر قابل حصول است.
مقاله اکوسیستم
قسمتی از متن:
گیاهان (مانند علف در علفزار) انرژی خورشید را از طریق فتوسنتز به انرژی شیمیایی ذخیره شده ، تبدیل می کنند. این انرژی در سلولهای گیاه ذخیره شده و جهت رشد ، اصلاح و تکثیر آن استفاده می گردد. گاوها و سایر حیوانات، انرژی ذخیره شده در علف یا دانه را استفاده نموده و آن را به انرژی ذخیره شده ای در بدن خود تبدیل می کنند. زمانیکه ما گوشت و سایر محصولات حیوانی را می خوریم ، ما نیز آن انرژی را در بدن خود ذخیره می کنیم. ما از این انرژی ذخیره شده برای راه رفتن ، دویدن ، دوچرخه سواری و یا حتّی خواندن یک مطلب برروی اینترنت استفاده می کنیم. اکوسیستم و زنجیره ی غذایی:در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود ارتباطی متقابل برقرار میسازند. این ارتباطها برای بقای محیط زیست بسیار لازمند. کارشناسان محیط زیست هنگام بررسی ، مناطق زیستی را مورد مطالعه قرار میدهند. هر منطقه زیستی شامل موجودات زنده ویژه عوامل غیر زنده است اکوسیستم نام دارد و دانشی که به بررسی اکوسیستمها میپردازد. اکولوژی نامیده میشود. عوامل زنده اکوسیستم جانداران را براساس نقشی که در محیط دارند به دستههای زیر تقسیم میشوند. 1. موجودات تولید کننده (گیاهان سبز) 2. موجودات مصرف کننده (جانوران) 3. موجودات تجزیه کننده (باکتریها و قارچها) ارتباط موجودات زنده با هم دیگر مهم ترین ارتباط غذایی است که به صورت زنجیره غذایی و شبکه غذایی در جریان است. علاوه بر ارتباط کلی میان جانداران که به صورت زنجیره غذایی نشان داده میشود. انواع دیگری از ارتباط نیز میان آنها وجود دارد که در آن الزاما ارتباط غذایی منجر به از بین رفتن طرفین نمیشود بلکه در این نوع ارتباط جانداران به زیستن در کنار هم ادامه میدهند. ارتباط غذایی زنجیره غذایی اگر وابستگی غذایی یک موجود زنده را با موجود زنده دیگر به صورت A→B نمایش دهیم بدین معنی است که موجود زنده A غذای موجود زنده B است و به عبارت دیگر B از A تغذیه میکند. بدین ترتیب میتوانیم روابط غذایی زیر را که بین چند موجود زنده برقرار میشود نشان دهیم. در این روابط هر موجود زنده به صورت حلقهای از یک زنجیر با موجود زنده دیگر مربوط میشود. هر یک از این روابط را یک زنجیره غذایی مینامند. در تمام این زنجیرههای غذایی حلقه اول یک گیاه سبز است حلقه دوم یک جاندار گیاهخوار است و حلقههای بعدی را موجودات گوشتخوار تشکیل میشوند. شبکه غذایی چند زنجیره غذایی که با یکدیگر ارتباط داشته باشند یک شبکه غذایی را بوجود میآورند. شبکه حیات همه شبکههای غذایی با یکدیگر ارتباط دارند بطوری که همه موجودات زنده کره زمین یک شبکه غذایی بزرگ را تشکیل میدهد این شبکه غذایی بزرگ ، شبکه حیات نام دارد. نوع دیگر ارتباط جانداران با هم رقابت در رقابت یک موجود به چیزهایی که مورد نیاز موجود زنده دیگر نیز هست احتیاج پیدا میکند. مثلا جانوران بین یافتن غذا و لانه سازی و غیره با هم رقابت میکنند. در عمل رقابت گاهی دو رقیب با یکدیگر با خبر نیستند. بعضی از رقابتها میان جانداران یک گونه و برخی دیگر در بین جاندارانی که از گونههای متفاوت است صورت میگیرد
اکسینها اولین هورمونها ی گیاهی کشف شده بودند. چارلز داروین از جمله ازاولین دانشمندان در تحقیق هورمون گیاهی بود. این کتاب «نیروی حرکت در گیاهان»در سال ۱۸۸۰ اماده شد.
او اول اثراتی از نور درحرکت کولئوپتیلهای زرد روشن شرح داد.
کولئوپتیل یک برگ تخصص یافتهاست که ناشی میشود از اولین گرهی که اپی کوتیل را میپوشاند در مرحله حفاظت جوانه گیاهان که از زمین بیرون میایند.
زمانی که نور یکسوی به کولئوپتیل میتابد ان در جهت نور خم میشود.اگر راس کولئوپتیل با الومینیوم فویل پوشیده شود بسوی نور یک سوی خم نمیشود.
به هر حال اگر راس کولئوپتیل در چپ غیر پوشیده اما فقط در قسمت زیر راس پوشیده، نوردهی یک سوی سبب خمیدگی به سوی نور میشود.
ازمایش داروین پیشنهاد داد که راس کولئوپتیل بافت مسئول دیدن نوروتولید سیگنالهای انتقالی به قسمت پایینتر کولئوپتیل است جایی که پاسخ فیزیولوژیکی خمیدگی رخ میدهد. او سپس راس کولئوپتیل و باقیمانده کولئوپتیل بدون پوشش را قطع کرد که نور یک سوی دیده میشود اگر انحنا رخ دهد.مطابق نتایج اولیه ازمایشش خمیدگی رخ نمیدهد[1]
در سال ۱۸۸۵ salkowski ایندول۳-استیک اسیدIAA))را در واسطههای تخمیرکشف کرد. جداسازی محصول یکسان از بافتهای گیاهی پیدا نشد در بافتهای گیاهی برای تقریبا ۵۰ سال.IAA اکسین اصلی دربرگرفته در تعداد زیادی از فرایندهای فیزیولوژیکی در گیاهان است. در سال ۱۹۰۷ fitting اثر ساختمان بریدگی در گیاهان در نور یا تاریکی را مطالعه کرد. نتایجش در جهت فهم این بود که اگر جابجایی سیگنال در یک جهت ویژه گیاه رخ دهداما نتایجش ناتمام بودزیرا سیگنال قابل عبور یا اطراف بریدگی بود.
در سال ۱۹۱۳ Boysen-Jensen ازمایش fitting را اصلاح کردندبوسیله جاسازی قطعاتی از میکا به عنوان مانع انتقال سیگنال و نشان داد که انتقال اکسین به پایه رخ میدهد در جهت تاریکی گیاه در مقابل جهت در معرض نور یک سوی.
در سال ۱۹۱۸ paalنتایج Boysen-Jensenرا تایید کرد بوسیله بریدن راسهای کولئوپتیل در تاریگی، د رمعرض نور قرار دادن فقط راسها، جابجایی راسهای کولئوپتیل در گیاه بسوی مرکز. نتایج نشان داد که قسمت بدون پوشش کولئوپتیل به جهت دیگر خمیدگی رخ میدهد. Soding دانشمند بعدی بود که تحقیق درباره اکسین رابوسیله توسعه عقیده paal گسترش داد. او نشان داد که اگر راسها را قطع کنند رشد کاهش مییابد اما اگر انها بریده میشدند و سپس جابجا میشدند رشد پیوسته رخ میداد. [1]
در سال ۱۹۲۶ یک دانشجوی فارغ التحصیل از هلند که نامش Fritz Went بودیک شرح گزارش را چاپ کرد که او چگونه یک ماده رشد گیاهی را جدا بوسیله قرار دادن در قطعات اگار زیر راس کولئوپتیل برای یک دوره از زمان کرد سپس انها را جابجا کردوانها را در ساقههای سربریده جو قرار داد. بعد اگار را جاداد، ساقهها دوباره رشد پیدا کردند. در سال ۱۹۲۸ Went یک روش بری تعیین کمیت ماده رشد این گیاه گسترش داد. نتایجش پیشنهاد کرد که خمیدگی ساقهها متناسب با مقدار ماده رشد در اگار است. این تست، تست خمیدگی جو نامیده شد.
بیشتر دانش اخیر ما از کاربرد اکسین بدست میاید. کار Went یک اثر بزرگی در تحقیق درباره ماده محرک رشد گیاه داشت. او اغلب با عمل پیراستن به دوره اکسین مهلت داداما ان بود واقعا Kogl وHaagen-Smit که ترکیب auxentriolic acid را از ادرار انسان در سال ۱۹۳۱ تصفیه کردند.بعدا Kogl دیگر ترکیبات را را از ادرار جدا کرد که در ساختمان و وظیفه شبیه اکسین A بودند، یکی ایندول ۳- استیک اسید در اابتدا بوسیله Salkowski در سال ۱۹۸۵ کشف شد.در سال ۱۹۵۴ یک انجمن از فیزیولوژیستهای گیاهی در مشخص کردن گروه اکسینها دائر شد.
Term (دوره) از اکسین یونانی میاید که معنی رشد کردن را میدهد. ترکیبات معمولااکسینها را مطرح میکنند. اگر انها بوسیله گیاه ساخته شوند و مادههایی که فعالیت مشابه به IAA دارند. [1]
IAAاز نظر شیمیایی به امینو اسید تریپتوفان شبیهاست که معمولاً مولکول را از IAA که اشتقاقی است میپذیرد. ۳ مکانیسم پیشنهاد شده با توضیح این تبدیل: تریپتوفان به ایندول پیروویک اسید با یک واکنش ترانس امیناسیون تبدیل میشود. ایندول پیروویک اسید سپس به ایندول استالدهید بوسیله یک واکنش دکربوکسیلاسیون تبدیل میشود. [1]
مرحله نهایی شامل اکسیداسیون ایندول استالدهید سبب ایجاد ایندول استیک اسید میشود. تریپتوفان دکربوکسیلاسیون را که سبب ایجاد تریپتامین میشود تحمل میکند. تریپتامین سپس اکسیده میشودو ایندول استالدهید تولید میکند این مولکول اکسیده ایندول استیک اسید تولید میکند. اخیرا در سال ۱۹۹۱ سومین مکانیسم را باز کردند.
IAA میتواند از راه یک مکانیسم مستقل تریپتوفان تولید شود. این مکانیسم بطور ناچیز فهمیده شدهاست اما استفاده از موتانتهای trp- ازمایش شدهاست. ازمایشات دیکپگر نشان دادند که در تعدادی گیاهان این مکانیسم واقعا مکانیسم مقدم بیوسنتز IAA است. انزیم مسئول بیوسنتز IAA بیشتر در بافتهای جوان مثل مرستمهای راس جوانه و برگهای در حال رشد و میوهها فعالند.
فهرست مطالب
تاریخچه اکسین و ازمایشات اولیه. 2
بیوسنتز و متابولیسم اکسین.. 4
تخریب اکسین روش نهایی کنترل سطح اکسین است. 5
وظیفه اکسین.. 6
هورمون اکسین.. 7
اطلاعات اولیه. 7
سیر تحولی.. 8
بیوسنتز اکسین.. 8
انتقال اکسین در گیاه 9
اثرات فیزیولوژیکی اکسین.. 9
تجزیه اکسین.. 10
کاربرد هورمون اکسین در باغبانی.. 11
ماهیت اکسین.. 11
بیوسنتز اکسین.. 12
نقش اکسینها در گیاه 13
اثرات سمی اکسین.. 13
نحوه انتقال اکسین.. 14
نقش اکسین در باغبانی.. 14
تولید بافت پینهای... 14
کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس.... 15
ریشهدار کردن قلمهها 15
جلوگیری از رشد نوکها و پا جوشها 15
رشد طولی شاخه. 15
نقش و تاثیر اکسین در گیاهان.. 16
موارد استفاده اکسینها در کشاورزى... 19
منابع: 20
سمینار اقلیم شناسی
تعریف اقلیم:
ریشه کلمه آب وهواکه درزبان عربی اقلیم گفته می شودکلمه یونانی کلیما (Klima) است که تقریبا درتمام زبانها ازهمین ریشه اقتباس شده است.
درلغت نامه دهخدا اقلیم به معنی خمیدگی ؛ انحنا و انحراف واصطلاحا به معنی تمایل وانحراف ناحیه ای اززمین نسبت به آفتاب توضیح داده شده است، درفرهنگ عمید نیز اقلیم کلمه ایست یونانی به معنی مملکت ،کشور،ناحیه وقطعه ای است ازعالم که ازلحاظ آب و هوا و سایراوضاع و احوال طبیعی ازمنطقه وقطعه دیگرجداشده باشد،پیشینیان کلیه خشکی های عالم را به هفت قسمت تقسیم نموده وهرقسمت رااقلیم نامیده اند. کلمه شهر در زمان فارسی همان اقلیم را می رساند و اصطلاحاتی مانند هفت شهر و هفت اقلیم در ادبیات ما متاثر از طبقه بندی اقلیمی یونانیها می باشد.
درحقیقت اقلیم حالت متوسط کمیت های مشخص کننده وضع هواصرف نظرازلحظه وقوع آنهاست وبه عبارت دیگراقلیم تابع مکان است ولی به زمان بستگی ندارد. برطبق فرهنگ هواشناسی بین المللی هرگاه ازاقلیم یک ناحیه سخن گفته می شودمنظورمجموعه شرایط جوی درمنطقه است که تغییرشرایط جوی مشخصه هرناحیه همراه با تغییرات زمانی، اقلیم آن ناحیه راتشکیل می دهد.
تعاریف بیان شده برای علم اقلیم شناسی:
توضیح اینکه بسیاری از رشتههای مطالعاتی مربوط به سیاره زمین در سه گروه وسیع و اصلی میگنجند. این سه گروه عبارتند از:
1- لیتوسفر یا قسمت خشکی زمین
2- هیدروسفر یا قسمت آبی سیاره
3- اتمسفر یا جز گازی زمین
با اینکه در مطالعه و بررسی چگونگی هوا و اقلیم لایه گازی شکل زمین پراهمیت تر میباشد ولی نباید از نظر دور داشت که گرما و رطوبت بطور پیوسته و همیشه میان سطوح خشکی و آبی و جو مبادله گشته و تمام آنها اجزاء مکملی را بدست میدهند. مراحل مبادله گرما و رطوبت میان زمین و جو در طی مدت زمانی طولانی باعث بروز وضعی میگردد که اقلیم نامیده میشود. اقلیم بیش از فقط یک میانگین آماری بوده و باید آنرا مجموعه چگونگیهای جوی درگیر با گرما ، رطوبت و حرکت هوا دانست. اقلیم فاکتور بسیار مهمی از محیط زیست طبیعی بشر میباشد، زیرا اگرچه معمولا انسان خود را مخلوقی میپندارد که بر روی زمین زندگی مینماید، ولی او در واقع ، در قعر اقیانوس عمیق هوائی هم که کره زمین را دربر گرفته است، قرار دارد.
تاریخچه هواشناسی و اقلیم شناسی:
اقلیم شناسی را میتوان در عین حال علمی قدیمی و جدید دانست. قدمت این علم تا به اندازه کنجکاوی بشر در مورد محیط زیستش میرسد. از سوی دیگر ، تازگی این علم با پیدایش هواپیما ، رادیو و رادار همزمان میگردد. بشر اولیه تا حد زیادی تحت تاثیر پدیدههای هوا و اقلیم قرارداشت. مذاهب خرافاتی که بر پایه شرک و بت پرستی قرار داشتند، به تفسیر رازهای جوی نظیر بارش ، باد یا رعد و برق پرداختند.
از زمان باستان تاکنون ، به موازات توسعه علوم ، شناخت هر چه بیشتر هوا و اقلیم هم به جلو میرود. فیلسوفان یونانی علاقه زیادی به هواشناسی و اقلیم نشان میدادند. در واقع این دو لغت هر دو ریشه یونانی دارند. تقسیم بندی جهان به پنج منطقه اقلیمی ، یعنی مناطق سرد و منجمد شمال و جنوب ، مناطق معتدل شمال و جنوب و منطقه گرم (مناطق اقلیمی جهان) ، به پارومنیدس (Parmenides) یونانی نسبت داده میشود که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح میزیسته است. زمانی که مشاهده و حدس و گمان و خرافات در توسعه و پیشرفت هواشناسی و اقلیم شناسی نقش بازی مینمودند، تا به آغاز قرن هفدهم طول کشید. در این هنگام اختراع ادوات هواشناسی و ثبت دیدبانیها به یاری این علوم آمده و توضیحات دقیقتر اقلیمی را در دسترس قرار داده و آنالیز علمی پدیدههای هوا را ممکن ساختند.
لزوم استفاده از علم اقلیم شناسی:
در طرحهای آبی برخی از سازه ها بر اساس معیارهای هوا شناسی و برخی دیگر بر مبنای معیارهای اقلیم شناسی طراحی میشوند. مثلاً احداث یک سد مخزنی برای ذخیره آب را در نظر بگیرید. حجم مخزن باید طوری باشد که رواناب سالانه را در خود جای دهد. بنابراین طراحی آن باید بر اساس مقدار آبی باشد که معمولاً هر سال در رودخانه جاری میشود. لذا این حجم بر اساس یک معیار آب و هوایی یا اقلیمی تعیین می گردد. گرچه حجم آب سالانه میتواند متغیر باشد اما آنچه در طراحی حجم مخزن مهم است متوسط مقدار آبی است که در درازمدت در عمر اقتصادی سد میتوان در هر سال انتظار آن را داشت.
اما مثلاً طراحی سرریز اضطراری سد باید بر اساسحداکثر دبی های لحظه ای که در اثر ریزش بارانهای شدید اتفاق می افتد صورت گیرد. بنابراین؛ معیار طراحی برای سرریز ؛ بارشهایی است که ممکن است به دلیل وضعیت هوا در یک زمان خاص اتفاق افتد. چنین بارانی را نمیتوان یک عنصر اقلیمی دانست بلکه یک پارامتر هواشناسی می باشد. از این جهت یک نفر متخضض هیدرولوژی هم باید از وضعیت هواشناسی منطقه و هم تا اندازه ای از وضعیت اقلیمی آن منطقه اطلاعات داشته باشد.
با توجه به تعاریف و مثالهای ذکر شده میتوان تفاوتهایی را بین اقلیم شناسی و هوا شناسی قائل شد.
تفاوتهای اقلیم شناسی و هواشناسی:
مقاله اقتصاد کشاورزی
الگوهای تاریخی و شیوه مکانیزاسیون را نباید بعنوان فرمولی برای آینده مورد استفاده قرار دارد چه تغییرات زیادی در شرایط فنی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رخ داده و احتمال شتاب تغییرات در آینده زیاد است، یا اینهمه نمی توان بدون اطلاع از فعالیتها و نتایج تلاشهای گذشته در بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی ببسط نیروی انسانی برای تولید کشاورزی برای آینده برنامه ریزی کرد.
شروع توسعه مکانیزاسیون کشاورزی با تمدن اولیه بشری بوده که از ابزار چوبی و سنگی بشر قبل از تاریخ در این امر کشاورزی استفاده میکرد. سوابق تاریخی نشان میدهد که گندوم و جو حدود 7500 سال قبل از میلاد در بخش کوچکی از آسیا کشت میشده و کشاورزان از ابزار ساده برای افزایش دانه هائیکه بطور طبیعی میروئیدند استفاده میکردند. تصاویر 6000 سال قبل از میلاد مصر باستان و میسوپوتامیا نشان دهنده استفاده از چوبهای بشکل Y مشابه بروش تهیه زمین برای بذر کار با بیل و کلنگ بوده، تصاویر بعدی نشان میدهد که یک شاخه چوب بلند بشکل میله که توسط غلامان در خاک کشیده میشد و انسان تا حدودی توسعه داده بود تکنولوژی ابزار دستی را در اجرای اولین شخم تداعی مینماید.
در حدود سه هزار سال قبل از میلاد با افسار زدن حیوانات اهلی عصر تکنولوژی استفاده از دام در کشاورزی آغاز شد. و تقریباً در همان دوره چرخ اختراع شد و رشته بی پایان بکارگیری و عملیات اجرائی و حمل تولیدات کشاورزی توسط انسان یا دام با گاریهای دوچرخ راحت تر و کارآتر صورت گرفت.
تحولات دیگری نیز در این سالها رخ داده ازجمله از وجود بعضی دستگاههای کشت مکانیکی در حدود 2300 سال قبل از میلاد در چین گزارش شده. تصاویر معابد مصری نشان دهندۀ درو گندم با داس و خرمنکوبی با پای گاوها حدود 1400- 1500 سال قبل از میلاد میباشد. کشتزارهای برنج با استفاده از آب سیل و مزارع تراس بندی شده حدود 1000 سال قبل از میلاد در چین نشانی از اطلاعات مهندسی بوده. از دندانههای ساده برای صاف کردن بستر بذر در بسیاری از مناطق استفاده میشده، غلات یا با پای گاوها و یا با خرمنکوبهای متصل بگاو کوبیده شده و با پرتاب بهوا در مقابل باد دانه از کاه جدا میشده.
از دورۀ 500 سال قبل از میلاد تا 1600 سال بعد از میلاد با وجود انجام مقداری تحولات در مکانیزاسیون پیشرفت کند بوده. در این زمان عصر آهن تازه آغاز شد و تکنولوژی آهن بسرعت در کشاورزی اروپا توسعه یافت یوغ اسب تکمیل شد واسب جایگزین گاو بعنوان دام کششی در قسمتهائی از اروپا گردید غلطکها و چنگگهای دندانه آهنی بعنوان ادوات شخم ثانوی بکار گرفته شدند.
توسعه مکانیزاسیون کشاورزی از معرفی تکنولوژی نیروی دامی در 3000 سال قبل از میلاد تا معرفی اشکال اولیه نیروی مکانیکی در قرن نوزده یک روند ساده و پیشرفت سر راست یکنواخت نبود بلکه در زمانهای طولانی تحولات کمی رویداده در حالیکه در کوتاه مدت تحولات و پیشرفتهای عظیم رخ داده است. سراسر دوران 8_7 هزار ساله سابقه تاریخی اولیه ابزار، ادوات نتیجه ابتکارات خود کشاورزان و در داخل مزرعه با توجه بامکانات موجود طراحی و ساخته میشد ابزار بنیادی کشاورزی گاو آهن و داس بودند که بجز تغییرات جزئی در طرح و افزودن مواد برای لبههای برنده تا آغاز دوره پر حادثه بعد از قرن 18 تقریباً به همان نحو باقی بودند.
غلات در اروپا و آمریکا با همان نوع دست چینهای عصر بابلی ها تا قرن 18 برداشت میشد. در آمریکا در 1831 مک کورمیک اولین ریپرکششی اسبی را بنمایش گذاشت او در سال 1845 پنجاه دستگاه ماشین و 1848 دویست دستگاه ماشین ساخت.
بایندرهای غلات کششی اسب در اواسط 1800 معرفی و تا سال 1920 که موتورهای کمکی به بایندرها سوار کردند ادامه داشت. کمباین غلات، خرمنکوب و بوجاری با استفاده از اسب از 1835 مورد استفاده واقع گردید تا اولین کمباین کشتی تراکتور بخار معرفی و در 1916 در سطح وسیعی از اراضی گندم آمریکا بکارگرفته شد.
سراسر اولیه این دوره مکانیزاسیون کشاورزی معمولاً کارگر و نیروی کار کافی بوده و سعی میشد از توان آنها استفاده شود جائیکه کار از عهدۀ انجام یکنفر خارج بود بطور گروهی اجرا گردید و در جائیکه نیروی مورد نیاز از بیش از یکنفر انسان یا یک جفت دام تأمین میشد اتصالات متعدد را توسعه دادند و از حیوانات بطور دسته جمعی استفاده کردند. دانش، وسایل و روشهای استفاده بدون تغییر از نسلی به نسل دیگر منتقل شد. خدمات ترویجی، نمایندگی ساخت ماشین و کمک ها و کنترل دولت کمتر طرفداری داشت.
قرن 18 و 19 شاهد توسعه نیرو از بخار و تولد انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکای شمالی بود. در کشورهای تحت تأثیر یک افزایش سریع جمعیت حدود (200 میلیون نفر بیشتر در 1900 تا 1800) بوجود آمد و نیمی از نیروی کار شاغل در کشاورزی جذب بخشهای صنعتی و خدمات اقتصادی خارج مزرعه گردید. افزایش جمعیت نیاز به تولید بیشتر در بخش کشاورزی با نیروی کارگر کمتر از قبل داشت. کشاورزان باصول علمی تر مدیریت خاک، استفاده از کود و بهبود بذر پرداختند. بکمک نیروی بیشتر اقدام به شخم جنگلها و مناطق خاکهای رسی سنگین که قبلاً امکانپذیر نبود با افزایش تعداد دام کششی پرداختند کیفیت وسایل و ادوات دامی را بهبود بخشیدند. بعنوان منبع نیروی ایستا موتورهای بخار ابداع شد و در خرمنکوبها، آسیابها، و گاو آهنهای کششی مورد استفاده قرار گرفتند و در نهایت موتورهای بخاری کششی تأمین نیروی محرکه عملیات شخم سنگین در مزارع بزرگ توسعه یافت.
در سال1900 سطح عالی مکانیزاسیون برای اغلب کشورهای صنعتی ضروری گردید. موتورهای بخاری بزرگ و سنگین فاقد کارآئی جهت برآورد نیاز حرکتی مخصوص مزارع کوچک بود یک منبع نیروئی جهت انجام عملیات کشاورزی و حمل و نقل قویتر و سریعتر از حیوانات و سبکتر و سازش پذیرتر از موتورهای بخار مورد نیاز بود بمحض آغاز قرن بیستم و نصب موتورهای احتراق داخلی در تراکتورها و پیشرفت حاصله از تأمین سوخت از تصفیه فسیلهای مایع منبع جدید نیروی کشاورزی را که در کشورهای صنعتی از مدتها قبل انتظارش را میکشیدند بدست آوردند که البته در سالهای اولیه این تراکتورها بزرگ، بدترکیب با قدرت 45_22 قوه اسب با 20 تن وزن و چهار چرخ آهنی بودند که چرخهای عقب برای کشش دندانه دار بودند. ادوات مورد استفاده نیز عمدتاً نسخههای توسعه یافته ادوات دامی بودند،تا در سال 1917 طرح تکمیل اولین تراکتور سبکتر و کاراتر جهت تولید انبوه تهیه شد در سالهای بعد با ساخت پی تی او و موتور تراکتور که میتوانست برای بحرکت در آوردن دستگاه یا ماشینهائی نظیر بایندر، کمباین، موور، پیکر و غیره در داخل مزرعه مورد استفاده واقع شود بکارگرفته میشدند که این یک تحول دیگری در مکانیزاسیون کشاورزی بود که رخ داد. با معرفی تراکتور سه چرخ در 1924 کشت مکانیزه محصولات ردیفی عملی گردید در 1932 تراکتورهای چرخ لاستیکی معرفی شد و با ورود لاستیک و یکنواخت تر شدن حرکات تراکتور نصب موتورهای سنگین در تراکتورهای سبکتر و کشش راحت تر میسر گردید.
چرخهای لاستیکی در موارد حمل و نقل اهمیت زیادی داشت مخصوصاً بعلت افزایش سرعت در جادههای سطح سخت عملیات تحویل بموقع نهادههای تولید و محصولات خیلی سریعتر و کارآتر از حمل و نقل با گاری و دام انجام میشد. در اواسط دهۀ 1930 موتورهای دیزلی با استفاده عظیم از سوخت با صرفه و قویتر و قابلیت اعتماد بیشتر در تراکتور معرفی شد. با معرفی اتصال سه نقطه ای باکنترول هیدرولیکی در 1936 عصر جدیدی در ماشینهای کشاورزی آغاز شد بلافاصله بسیاری استفادههای دیگر هیدرولیکی پیگیری شد، بطوریکه امروزه یکی از گسترده ترین طرحهای اجرائی مورد استفاده تراکتورهای مدرن میباشد. در سالهای اخیر تقویت کننده نیرو دستگاه انتقال نیروی هیدروستاتیکی، فرمان هیدرولیک، توربوشارژ، دودیفرانسیل، شاسی واطاق ایمنی و بسیاری از توسعههای دیگر در یک تراکتور مدرن کشاورزی صورت گرفته است که قدرت کاری و ایمنی راننده را بیشتر کرده و با بهبود کیفیت ادوات و ماشینهای متناسب با تراکتور قدرت، دقت، روانی را ایجاد و موقعیت کشاورزی جهانی را افزایش داده است.
اولویتهای بکارگیری روشهای مکانیزه در تولید محصول با توجه به شرایط فنی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه مشخص میشود. عموماً در کشورهای توسعه یافته کاریرد مکانیزاسیون برای کاهش هزینه هاست ولی در کشورهای در حال توسعه کاربرد ان برای افزایش تولید است. بطور کلی اهداف و نمودهای کاربری مکانیزاسیون را میتوان به شرح زیر بیان کرد.
الف) افزایش تولید:
یکی از اهداف مکانیزاسیون افزایش تولید و کسب سود بیشتر است. افزایش تولید با افزایش سطح زیر کشت و افزایش مقدار تولید در واحد سطح میسر میشود و مکانیزاسیون در پی اجرای هر دو روش است. یعنی از یک طرف با افزایش تعداد و ظرفیت ماشینها و نیز احیای زمینهای بایر، سنگلاخی و فقیر و حتی اعمال تکنولوژی آبکشت باعث افزایش سطح زیر کشت میشود و همچنین با بهبود کیفیت کار ماشینها و افزایش دقت آنها بر اساس نیاز گیاه و نیز بهبود سایر عوامل غیر ماشینی مثل مسائل خاکشناسی، بهبود کیفیت آبیاری، اصلاح بذر، بهینه سازی عملیات، افزایش تولید در واحد سطح را باعث میشود. از جمله مثالهای دیگری در این مقوله؛ تنظیم دقیق و اصولی فاصله بین بوته ها، سله شکنی به موقع و در عمق مناسب، تأمین دقیق و به موقع مواد غذایی گیاه، پیشگیری و مبارزه اصولی و به موقع با آفات و امراض میباشد.
مقاله
ارتقای سلامتی در جوامع مختلف
1. مقدمه
2. تاریخچه
3. تعریف ارتقای سلامتی
4. empowerment & impowerment
5. تعاریف کاربردی ارتقاء سلامتی
6. دیدگاههای ارتقای سلامتی
7. ارتقای سلامتی و بهداشت عمومی جدید
8. ارتقای سلامتی و آموزش بهداشت
9. ایدئولوژیهای موثر بر ارتقای سلامتی
10. ارتقای سلامتی و بازاریابی اجتماعی
11. اصول ارتقای سلامتی بر اساس منشور اوتاوا
12. ساختار ارتقای سلامتی
13. سیاستهای ارتقای سلامتی
14. فعالیتهای عمده ارتقای سلامتی
15. گروههای هدف و ارتقای سلامتی
16. health literacy و ارتقای سلامتی
17. قلمرو ارتقای سلامتی
18. نقش کارکنان ارتقای سلامتی
19. مراحل لازم در اجرای برنامه های ارتقای سلامتی
20. اعتبار اجتماعی مداخلات ارتقای سلامتی
21. پیشنهاداتی در رابطة با اثر بخشی برنامه ها
22. ارزیابی برنامه های ارتقاء سلامتی
23. ویژگیهای برنامه ارتقاء سلامتی در جهان سوم
24. ارتقاء چه زمانی خاتمه می یابد ؟
25. ارتباط ارتقاء سلامتی و علوم مختلف
26. اولین ژورنال و کنفرانس در زمینه ارتقاء سلامتی
27. فهرست منابع
تهیه و تنظیم: بابک معینی
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی ابهر
Health Promotion ( ارتقاء سلامتی ) یک موضوع جدید بوده و هنوز بطور کامل آنطور که باید پذیرفته نشده است . اگر چه افزایش دوره های آکادمیک نشان دهنده این است که این موضوع بتدریج جای خود را باز می یابد و روز به روز توسعه بیشتری پیدا می کند .
با نگاهی به آمار و ارقام در می یابیم که در اکثر کشورها . امروزه ، الگوی بیماری تغییر یافته است ، به گونه ای که بیماریهای عفونی و مرگ و میر کودکان و مادران کاهش یافته است و در مقابل مرگهایی که در کشورهای توسعه یافته روی می دهند به دلیل مشکلات مربوط به شیوه زندگی (Life style ) بوده که می توان از بسیاری از این مرگها از طریق افزایش کیفیت زندگی quailty of life پیشگیری نمود . اگر ما بتوانیم به افراد کمک نماییم که ورزش منظم کرده . غذای مغذی بخورند ، نحوه مقابله با استرس را فرا بگیرند و شبکه های اجتماعی ( Social network ) را گسترش داده و شرایط اقتصادی را بهبود بخشیم ، ارزشهای زندگی را برای افراد آشکار سازیم ، می توانیم آنها در راه رسیدن به سلامتی یاری نماییم و بدین ترتیب توجه به سوی رفتار فردی جلب گردیده و رفتار فردی به عنوان علت اولیه بسیاری از بیماریهای جدید ( Modern disease ) در نظر گرفته شده و در حقیقت با تغییر مفاهیم بیماری ، سلامت ، Health promotion از پشت صحنه نیازهای سلامتی و بهداشت ، پا به عرصه حضور گذاشت .
قبل از دوره رنسانس ، سلامتی و رفاه بطور ضمنی با مذهب در ارتباط بودند ، بیماری اغلب به عنوان پیامد اشتباهی در زندگی و یا تخلف از تابوهای اجتماعی
( Social taboos ) محسوب می شد ، به هر حال دوره های پزشکی اروپا
( Hippocratic Bc 600 Medicine تا AD200 و AD 1500 modern tradition تا زمان حال ) هر یک با گشودن قید بندهای خود از ریشه های مذهبی که در ابتدا به عنوان منبع آنها پذیرفته شده بودند ، به قدرت دست یافتند .
health promotion در پیوند با Hippocratic medicine شکل گرفت ولی نه تحت همان نام در حقیقت عبارت H.P ( از این به بعد به جای عبارت Health promotion مخفف.H.P بکار می رود) از 1973 مطرح گردید (در معنایی که اخیراً استفاده می شود). در همین راستا می توان از بیانیه Mare Lalonde ( 1974 ) وزیر بهداشت و رفاه کانادا نامه برد . که چشم اندازی جدید به روی بهداشت و سلامتی کانادا باز نمود .
بیانیه فوق الذکر ، بیانیه ای مهم است ، چرا که نه تنها عجیب و نادر می باشد که وزیری نظرات خود را بدینگونه انتشار دهد بلکه وی در این بیانیه علتهای ضعف سلامتی را به گونه ای اساسی به منابع non – medical استناد داد و چهار علت زیر را مشخص نمود:
1. عدم کفایت در ارائه مراقبتهای بهداشتی اولیه واقعی
2. فاکتورهای رفتاری ( فرادی – گروهی )
3. ویژگیهای bio – physical
4. آلودگیهای محیطی
وی مفاهیمی شجاعانه را مطرح نمود که اثر خودش را هم داشت ، بطوریکه دولت امریکا به تغییر سیاست رایج خود از درمان بیماری به پیشگیری رای داد . دیدگاه Lalonde دیدگاهی عملکردی ( functional ) از سلامتی بود ، که در آن اجزاء رفتار انسانی ، محیط ، شیوه زندگی ( life style ) و سازمانهای مراقبت کننده بهداشتی
( سازمانهای خدمات بهداشتی ) مد نظر قرار گرفته بودند . یکی از جنبه های مهم سلامت در دیدگاه وی طرح شیوه زندگی ( life style ) به عنوان یکی از تعیین کنندههای مهم سلامت بود .
Lalonde سلامت را موضوعی Subjective دانست و آن را به گونه ای holistic
( کلیت ) معرفی نمود که ترکیبی از مسئولیت افراد در محیط اطراف می باشد . این دیدگاه مشابه تعریف اخیر WHO است که از علتها و دیدگاههای بیولوژیک سلامتی به عنوان اجتماعی ( Social ) و کلیت ( holistic ) آن حرکت نموده است . ا ز طرف دیگر دیدگاه WHO , Lalonde را برانگیخت تا کنفرانس مشهور Alma Ata را برگزار نماید که به بیانیه آلما آتا منجر گردید ( Health for all = HFA / 2000 سلامتی برای همه ( WHO / 1977 ) که اساسی برای H.P. شد و بعد از آن نیز کنفرانس H.P.
( November 1986 ) در Ottawa با شرکت 200 نماینده از 38 ملیت برگزار گردید . در این کنفرانس بحثها بر اساس نیازهای کشورهای صنعتی بود که با در نظر گرفته مشابهات به دیگر نواحی تعمیم داده شده . تا این زمان توافقی جدی در زمینه تعریف H.P. وجود نداشت اما منشور اوتاوا که نتیجه کنفرانس اوتاوا بود تعریفی ازارائه داد که مورد قبول همگان واقع گردید ( بر اساس اصول Primary Health care = PHC در کنفرانس آلماآتا ) . بنابراین می توان نتیجه گرفت که منطق ارائه استراتژی برای سلامتی از فعالیهای WHO نشأت گرفته است ، در حقیقت WHO حرکتی اساسی از مدل پزشکی (Medical ) مراقبتهای بهداشتی به سمت مفهوم چند نظامنامه ای ( Multdisciplinary ) ارتقاء سلامتی ( H.P. ) آغاز کرده و بدین ترتیب H.P. که از دوران رویایی ( embryonic ) خود در اواخر دهه 1960 ، به سرعت در ربع آخر قرن بیستم بالغ شد ، نمونه ای از انحراف از تأکید فردی بر مشکلات پزشکی به دیدگاه ساختاری وسیع تر بود که شامل مد نظر قرار دادن معیارهای محیطی اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و قانونی برای ارتقاء سلامتی می باشد . درحقیقت H.P. سلامتی را به عنوان رویدادی درون یک سیستم پیچیده از متغیرها آمیخته با فاکتورهای روانشناختی و biomedical فردی را درون یک مفهوم محیطی و Socio – ecological درنظر گرفت.
کمتر از نصف قرن پیش ، H.P. چیزی بیشتر از آموزش بهداشت ( Health education ) معنی نمی داد ، ولی این مفهوم رشد و بالغ گردید و به حرفه ای جدید تبدیل شده آنچه ما امروزه به عنوان H.P. می شناسیم ، شامل فعالیتهایی از قبیل سیاستهای بهداشتی که هدفشان بهبود سلامتی است ، مداخلات کلینیکی با هدف جلوگیری از بیماری آموزش با هدف قادر سازی مردم برای کنترل سلامتی خود در تعدادی از ملاحظات با هدف تقویت جوامع و افزایش اهمیت اجتماع است . تمام این فعالیتها به شکلی بسیار مناسب در تعریف منشور Ottawa ارائه گردیده است .
منشور اوتارا ( Ottawa charter / WHO / 1986 ) بطور وسیع به عنوان چهارچوبی برای H.P. جدید و تعریف اساسی آن پذیرفته شده است . از این دیدگاه H.P. عبارت است از :
و به پنج مفهوم ( Concept ) مختلف H.P. تأکید می نماید از طریق :
سیاستهای بهداشت عمومی health public policy
مشارکت جامعه community participation
توسعه مهارتهای فردی personal skills development
re-oriented health services and the creation of supportive environment .
عده ای بر این عقیده اند که این تعریف قلمرو فعالیت H.P. را گسترده کرده و هدف آنرا نشان می دهد . به هر حال این موضوع ممکن است توسط ادارات ، سازمانها و یا سیاستمداران که سیاستهای H.P. را در کشور پایه ریزی می نمایند ، کاملاً نادیده انگاشته شود . البته از آنجا که این تعریف قدرت کنترل سلامتی را از سازمانها به مردم منتقل می نماید ، سیاسمتداران نمی توانند آن را به طور کامل طرد نمایند . لیکن از طریق سهل انگاری و نادیده انگاشتن آن می توانند در برابر آن مقاومت نمایند .
از طرف دیگر این تعریف تا حدودی دارای ایهام نیز می باشد که در ارتباط با ایهام تعریف سلامت می باشد همچنین H.p. یکی از اولین اقدامات مهم در مداخله دادن نظامهای مختلف ( interdisciplinery همراه با public health ) در سلامتی است و به نظر می رسد که بطور اساسی از غلبه medicine رها شده است ، در حالیکه medicine سهم خود را در H.P.. دارد ، اما انگیزه اصـلی آن medicine یا medical model نیست .
با توجه به مطالب فوق می توان گفت که کارکنان زیادی هدف H.P.. هستند و می توان آن را بطور کاربردی ترکیبی از آموزش ، برنامه های سازمانی ، اقتصادی و حمایت محیطی به منظور اقدامات منجر شونده به سلامتی در نظر گرفت .
لغت H.P.. ممکن است به جای پیشگیری از بیماری disease prevention ، نگهداری سلامت Health Maintenance و آموزش Health education بکار رود، اما Bruker معتقد است که H.P.. مترادف این کلمات نیست . همچنین H.P.. را نمی توان به اقدامات اختصاصی مراقبتی سلامتی Health care اطلاق نمود بلکه حرکتی است به سمت حالت مثبت سلامتی و رفاه . در این زمینه به عنوان مثال می توان گفت که پیشگیری از بیماری روی فرآیند اختصاصی بیماری تأکید دارد در حالیکه H.P.. با موضوع سلامت health درگیر می باشد .
تعاریف دیگر H.P.. در زیر آمده است :
ـH.P.. عبارت است از علم و هنر کمک به مردم برای تغییر شیوه زندگی ( life style ) خود به منظور حرکت به سمت حالت مطبوب سلامتی ( optimal health ). یعنی تعادل سلامت جسمی ، روانی ، اجتماعی ، معنوی و عقلانی ) بدین معنی که ترکیبی از کوششها به منظور افزایش آگاهی ، تغییر رفتار و ایجاد محیطهایی که حمایت کننده رفتار بهداشتی مناسب ( good health practice ) می باشد ، می تواند تغییر شیوه زندگی را تسهیل نماید .
- ( National center for health fitness ) NCHF روی تمایز مشخص میان پیشگیری از بیماری و H.P.. تأکید می نماید . پیشگیری از بیماری بر محافظت توده مردم از عواقب و رفتارهای مضر تهدید کننده سلامتی تأکید دارد ( مثل واکسیناسیون) ، اما H.P.. شامل ایجاد عادات و رفتارهایی در زندگی است که موجب بقاء افزایش رفاه و سلامتی افراد در جوامع می گردند . هدف نهایی H.P.. رساندن سلامتی به حد مطلوب آن است که این امر نیازمند مسئولیت فردی می باشد در حالیکه خدمات پیشگیری کننده می تواند از طریق کارکنان بهداشتی تأمین گردد .
- Michael O’Donnel سردسیر Amrican journal of health promotion بیان می دارد H.P.. عبارتست از ترکیب آموزش بهداشت و مداخلات سازمانی ، سیاسی ، اقتصادی به منظور تسهیل تغییرات رفتاری و محیطی که منجر به سلامتی می گردند . این تعریف بر طبیعت چند نظامنامه ای ( interdiscipliary ) ارتقاء سلامت تأکید می کند . در واقع هرفعالیت یا هر شرایطی که در زندگی منجر به سلامتی می شوند جزیی از دامنه وسیع H.P.. می باشد مثال : سلامت معنوی ـ شغل ـ سلامت اجتماعی ـ یادگیری نحوه مقابله با استرس ( stress management ) ـ تغذیه مراقبتهای دوران بارداری ( prenatal eare ) ـ بهداشت مشاغل ( work sarety ) ـ بهداشت محیط ـ ورزش و سلامتی جسمی و ….
یکی از عبارات کلیدی در تعریف H.P.. ، عبارت قادر سازی یا empowerment میباشد . مشاهده شده است که این عبارت اغلب بطور نامناسب برای توجیه هر تعامل
( interaction ) میان مراقبت بهداشتی ( caregiver ) و مراجع ( client ) بکار می رود . پیشنهاد می شود که به منظور جلوگیری از این شکل از اشکال مختلف کلمه اعمال قدرت powering در تعاملات استفاده گردد ، بدین معنی که impowerment به اعمال قدرت توسط شخص قدرتمند روی بیمار یا مراجع اطلاق می گردد . در حالیکه empowerment یعنی ایجاد اعتماد به نفس ( self – esteem ) در فرد بگونه ای که وی احساس نماید بر بعضی از جنبه های زندگی خود بدون اتکاء به مقام بالاتر کنترل دارد ، که این مفهوم در مدل ارتقاء سلامتی lalonde و WHO / HFA / 2000 به عنوان مفهومی مهم بکار رفته است . بطوریکه WHO بیان می دارد که فرآیند ارتقای بهداشت فقط تغییرات سیاسی نیست بلکه باید افراد را قادر ساخت که سلامتی خود را کنترل نماید و آنها را تجهیز نمود تا به رفاه دست یابند .
1- as a patient – centered communication and interaction by which the general practitioner .
- ارتباط و تعامل مراجع مدار توسط مراقبین
2-aims to enabling or empowering the patient .
- برای قادر سازی یا قدرتمند سازی بیمار / مراجع
3-to better control and improve his/her health .
- کنترل و بهبود بیشتر سلامتی فرد
دیدگاههای مختلف مطرح شده در H.P.. را می توان در دو دیدگاه کلی خلاصه نمود :
1- Individual / behavioural approaches .
2- The Socio / ecological approach .
از آنجا که اغلب بیمارهایی که امروزه جمعیت غرب را تحت تأثیر قرار می دهند ، اساساً قابل پیشگیری هستند ، موجب شده است که عده ای به این معتقد باشند که سلامتی در دسته ای هر شخص است ، بدین معنی که فرد می تواند رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی را انتخاب و یا رفتارهای غیر بهداشتی را انتخاب نماید . از این دیدگاه H.P.. بسیار ساده بوده ، اغلب شامل دیدگاه آموزشی به منظور اطلاع رسانی به مردم در جهت آگاهی از اثرات رفتارهای بخصوص مانند سیگار کشیدن ، ورزش نکردن و مصرف الکل می باشد . بر اساس این تئوری از آنجا که مردم مشکلات را می فهمند ، بنابراین رفتارشان را تغییر خواهند داد . این تئوری بر این نظریه استوار است که دانش ( knowledge) ، نگرش ( attitude ) و رفتار ( behaviour practice ) در امتداد یکدیگر می باشند ، بدین معنی که افزایش و تغییر آگاهی منجر به تغییر نگرش و نهایتاً تغییر رفتار فرد خواهد گردید . امروزه اکثر تئوریسین های H.P.. این ارتباط را به عنوان ساده ترین نوع و نظریه ای خام در نظر گرفته اند ، البته نباید از نظر دور داشت که به منظور موفقیت در عملکرد آگاهی از K.A.P. ( knowledge – attitude – practice ) جمعیت هدف ، عنصر بسیاری اساسی است . به هر حال حتی اگر این مدل ساده رفتاری مورد قبول هم باشد و باز بسیار پیچیده تر از آن است که بگوییم تغییر آگاهی افراد نهایتاً منجر به تغییر رفتار خواهد گردید .
Health یک فرآیند دینامیک و مفهومی است که از تعامل میان افراد و گروهها با محیط اطرافشان حاصل می گردد . از آنجا که بسیاری از فاکتورها در سلامتی ( health ) دخیل هستند ، نیاز به دیدگاهی گردید تا میان این فاکتورها و سلامتی و بیماری ارتباط برقرار نماید و بدین ترتیب دیدگاه socio –ecologic پدید آمد که اساس آن ارتباط ـ کلاسیک محیط ـ میزبان ـ عامل بیماریزا ( agent – host – environment ) می باشد ، اما تأکید خود را از روی agent برداشته ، ارتباط متقابل سه فاکتور را مد نظر قرار می دهد . در حقیقت این دیدگاه ترکیبی از نظامنامه های مختلف و نمونه ای واحد وسیع از فاکتورهای مختلف روی سلامتی می باشد . به عبارت دیگر این دیدگاه میان فاکتورهای تعیین کنندة اقتصادی ـ اجتماعی ـ فرهنگی ـ سیاسی ـ محیطی ـ سازماندهی ـ روانشناختی و بیولوژیکی سلامت و بیماری ارتباط برقرار می نماید .
امروزه تحقیقات نشان داده اند که در ایجاد یک بیماری تنها یک عامل منحصر به فرد دخیل نمی باشد و به گونه ای حتی شرایط بد زندگی، سلامتی افراد را به مخاطره میافکنند . به عنوان مثال مشخص شده که شرایط بد زندگی در ایجاد سرماخوردگی (پسرها ( زخم = ulcer ) ، آرتریت ( التهاب مفاصل = artritis ) افزایش فشار خون دخیل می باشند . همچنین مطرح شده است که مواردی از قبیل دولت ـ مقامات بهداشتی ـ مقامات محلی ـ سازمانهای داوطلب و ….. در افزایش سلامتی مؤثرند به عنوان مثال اگر استرس با عنوان یک فاکتور دخیل در بیماری قلبی در نظر گرفته شود، به منظور کاهش بیماریهای قلبی در جامعه نیاز است تا اقدامات ساختاری سیاسی و اساسی در جامعه صورت گیرد تا موقعیت های استرس زا در جامعه کمتر گردد که از این اقدامات می توان تغییراتی در فعالیتهای شغلی ، انتظارات افراد در خانواده ها و حمایت اجتماعی از افراد نام برد .
دانشمندان زیادی از جمله ( 1977 ) Rotter ( 1954 ) , Bandura مطرح نموده اند که رفتارهای افراد در خلاء ( vaccum ) روی نمی دهند بلکه انگیزه رفتارها شامل محتوای از عقاید فردی و ارزشهای نشأت گرفته از تجربیات و انتظارات آنان در زندگی و جامعه اشان و میزان دسترسی آنها به فرآیندهای جایگزین ( alternatives ) می باشد . بنابراین H.P.. به منظور موفقیت می بایست هم فرد و هم جامعه را در نظر بگیرد و هدف آن باید تغییر شرایط نامطلوب اجتماعی به شرایط مطلوب و ایجاد اعتماد به نفس
( self – esteem ) و قدرت عمل در افراد به عنوان عوامل تغییر و نیز سیاستگزاری در جهت رشد سلامتی باشد .
( 1992 ) Townsend بیان می دارد که H.P.. با فلسفه کنترل فردی و اجتماعی سلامتی در هم می آمیزد و تلاش در جهت سلامتی و رفاه در زمینه H.P.. هم یک مسئولیت فردی و هم یک مسئولیت جمعی می باشد . به عبارت دیگر اجزای رفتاری نقش مهمی در H.P.. بازی می کنند اما محتوای اجتماعی ، اقتصادی و اکولوژیکی هم در این فرآیند مؤثر می باشد . به عبارتی کسی می تواند با Lalonde موافق باشد که H.P.. را به عنوان مسئولیتی اخلاقی در نظر بگیرد .
شایان ذکر است به همان اندازه که جنبه های بسیاری در health دخیل می باشند ، به همان اندازه نیز ارتقای سلامتی چند نظامنامه ای multidisciplinary می باشد و هیچ تئوری یا دیدگاه واحدی تاکنون قادر نبوده که ما را در فهم کامل فرآیندها و فعالیتهای پیچیده دخیل در سلامتی ، یاری نماید و به گونه ای مشابه هیچیک از تئوریها قادر نبوده اند که به ما در ایجاد و توسعه برنامه های مداخله ای مؤثر تر کمک نمایند .
WHO در اواخر قرن بیستم public health را اینگونه تعریف کرده بود .
Professional and public concern with the effect of the total environment in health