مقاله بافت
مقدمه وکلیات
چارچوب نظری:
بافت، معادل واژه به معنی تارو پود و نسج است، فرهنگ دهخدا درتعریف بافت، واژه های : بافته ، منسوج ، بافته شده ، تنیده ، آوردن و آراستن سخن تلخیص سخن، نظم کردن و تلفیق را ذکر نموده است و بخشی از تعاریف ذکر شده درتعریف بافت نیز به پزشکی و طبابت و آناتومی بدن ارتباط دارد که عملاً با مفهوم مورد عمل این مطالعه متفاوت است .
واژه معادل بافت. درادبیات شهرسازی ، مفاهیم دیگری همچون مرفولوژی یا ریخت شناسی و فیزیونومی یا ترکیب فضایی به کاربرده شده است که تعاریف مورد عمل در هر یک به این شرح است:
- مرفولوژی شهری: مطالعه نظام یافته ازفرم، شکل و طرح حوزه های شهری است که دربرخی موارد رشد و کارکرد شهرنیز به آن افزوده می گردد.
- فیزیونومی: محل استقرار، تراکم، ابعاد، پلان ، چشم اندازها، نقش اصلی و منشأ سکونتگاهها را مورد بررسی قرار می دهد.
- بافت: بطور کلی تجلی گاه نظم پذیری خانه و زمین های زراعی و نحوه استقرار شبکه معابر و سکونتگاهها به شمار می رود.
آنچه که درتعریف بافت و نحوه عملکرد آن، اهمیت دارد چگونگی ترکیب فضایی و نحوه استفاده از فضا یا به تعبیری تجربه آگاهی از فضااست که می تواند تعیین کننده و جهت دهنده شکل کالبدی باشد.
به طور کلی فضا یک مقوله عام است که تمام جهان هستی را احاطه کرده است و می تواند چنان وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد را از بین ببرد و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص ببخشد، فضای سه بعدی اصولاً قابلیت بسیاری دربالا بردن کیفیت زندگی ما دارد. فضا می تواند ویژگی های بسیار بارزی نیز پیدا کند . چنین شاخص هایی را در ازمنه مختلف و در فرهنگهای گوناگون به عینه می توان مشاهده نمود، مثلاً یونانیان اهمیت فضا را به خوبی درک کرده بودند و از آن بخوبی درهنر و دین استفاده می کردند و بنابر همین دلیل است که بخش اعظم معماری یونان به قصد طبیعی تحقق یافته است. درمعماری اسلامی نیز ابزار تعیین حدود فضای طبیعی تحقق یافته است . درمعماری اسلامی نیز، ابزار تعیین حدود فضا به عنوان عنصری مثبت به مرور تکامل یافته است. چهار مناره مسجد، فضای مکعبی شفافی ایجاد می کند که روح مسجد درآن دمیده شده است. گنبد نیز به فضای مذکور جان می بخشد.
آنچه که دربیان و تعبیر کالبدی آن درارتباط با فضا، مفهوم پیدا می کند مفصل بندی فضا است یعنی محدودکردن فضا با استفاده از عناصری سازه ای همچون دیوار و با توجه به کیفیات مطروحه آن ، به عبارتی فرمها، مصالح، مدولاسیون نور و سایه و رنگ درمعماری همگی دست به دست هم می دهند تاکیفیت معماری را تعیین می کند، مهارت طراح در استفاده از این عناصر و ایجاد ارتباط بین آنهاست چه درفضاهای داخلی و یا فضاهای اطراف بناهای آن.
با توجه به تعاریف مرتبط با موضوع و نظر به اهمیت عناصر مؤثر دربافت تعریف مورد عمل دراین مطالعه عبارت است از :
بافت، نحوه مقابله با همسان سازی انسان با محیط است که درعرصه کالبدی، عینیت می یابد و به مرور زمان به شیوه مرسوم و معمول، یا به عبارتی سبک و سیاق عموماًواحدی منتج می شود که تشکیل دهنده ریخت شناسی سکونتگاه است. بافت درنهایت پیکر مشخصی را تشکیل می دهد که ارتباط بین احجام ساختمانی شبکه راهها و نهایتاً ترکیب فضایی را پدید می آورد به گونه ای که بیشترین انطباق را با محیط اطراف خود به همراه داشته باشد.
نظریه پردازان
ایده ها ونظرات متفاوتی چه بطور مستقیم و یا غیر مستقیم درخصوص بافت و عرصه های مختلف آن تاکنون از جانب اندیشمندان عرضه شده است، و هریک بنابه تخصص و وسع تفکر و مطالعه ، جنبه هایی از آن را ارائه نموده اند.
کوین لینچ درکتاب سیمای شهر، به مفهوم مشابه بافت را درتحت عنوان سیمای محیط بیان نموده و درآن مفهوم زمان رابه مثابه یک اصل قطعی ذکر نموده است:
«شهر نیز مانند یک بنای نفیس معماری، ساختمانی است که درفضا قد بر می افرازد. با این تفاوت که مقایس بزرگتر دارد و تنها با گذشت زمان شکل و سیمای هنری است که به زمان بستگی دارد اما برخلاف موسیقی نمی توان درطرح شهر، زمان را تنظیم کرد یا برفواصل آن حدی متصور داشت. تسلسل زمانی که درطی آن شهر نشو و نما می یابد، تحت شرایط گوناگون و برای مردم مختلف ممکن است دگرگون شود…
اسمایلز جغرافیدان انگلیسی با بیانی دیگر، عنوان چشم اندازهای شهری رامطرح می کند و درطبقه بندی ارائه شده خود سه عامل اصلی را در چشم اندازها دخیل می داند که شامل:
1) طرح خیابانها
2) کابرد زمین
3) سبک معماری ساختمانها
درتحلیل عوامل فوق الذکر ، جغرافیدانان برای کاربردی زمین و طرح خیابان، اعتبار بیشتری قائلند و از این رو درمطالعه مرفولوژیکی شهری، مطالعه توسعه شهر در دوره های تاریخی از اهمیت ویژه ای برخوردار میگردد.
عنوان مرفولوژی شهری درکشورهای مختلف و خصوصاً اروپا به قدری مورد توجه قرار میگیرد که مکتبی به همین دام از اوایل قرن بیستم نضج می گیرد و مطالعات علمی زیادی دراین قالب انجام می شود. این حرکت از سال 1889 دراروپای مرکزی (آلمان) با مطالعات اشلوتر که جزو اولین مطالعات علمی مرفولوژی شهری شناخته شده است. شروع می شد. این محقق دربررسیهای خود بر «مرفولوژی چشم انداز فرهنگی» تأکید دارد، مکتب اشتولر، بعد از جنگ جهانی اول، جنبش مطالعه مرفولوژی شهری را بنیان نهاد. دراین مکتب بررسیهای عمیقی درخصوص موقع شهر (وضعیت جغرافیایی) طرح شهر (شهرسازی) سنخ ساختمانها (گونه شناسی) و شیوه های معماری شهرهای آلمان صورت گرفت، دردهه 1910 و 1920 بیشتر جغرافیدانان، اطلاعات کافی درباره سازمانهای اجتماعی اقتصادی شهرها نداشتند و نمی توانستند شرایط اجتماعی اقتصادی را در مرفولوژی شهری دخالت دهند. درسال 1927، بوبک فرم چشم اندازهای شهری را که نتیجه نیروهای سازنده جامعه شهری ایجاد می شود به شیوه علی مطرح کرد و سرانجام درسال 1933، والتر کریستالر در جغرافیای شهری آلمان به جای توجه به فرم، برکارکرد شهر تأکید کرد و مسیر تازه ای درمرفولوژی شهری ایجاد نمود که در طی آن عرصه های غیر کالبدی نیزمورد توجه قرار گرفت.
پایان نامه آلگوریتم ژنتیک در زبان برنامه نویسی ++C
چکیده
علم ژنتیک، علمی است که به تازگی وارد علوم کامپیوتر شده و با استفاده از اجزا مورد نیاز ژنتیک و شبیه سازی آن در کامپیوتر، انسان را قادر می سازد تا بعضی از مسائل مختلف و پیچیده ای که در اوایل حل نشدنی بودند، را حل کند.
این مستند، یک کتابخانه از اشیا الگوریتم ژنتیک به زبان c++ می باشد. این کتابخانه شامل ابزاریست که برای بهبود هر برنامه ای به زبان c++ و هر خروجی و هر عملگر ژنتیکی، استفاده می شوند. در اینجا، با پیاده سازی الگوریتم ژنتیک، رابط برنامه نویسی آن و اشکالی برای راهنمایی، آشنا خواهید شد.
| فهرست مطالب
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عنوان | صفحه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | 1 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقدمه | 2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| الگوریتم ژنتیک | 5 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف خروجی(نمایش) | 8 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عملگرهای مجموعه ژن | 10 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شئ جمعیت | 13 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| توابع شئ و مقیاس گذاری مناسب | 14 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نمایش الگوریتم ژنتیک درc++ | 15 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| توانایی عملگرها | 17 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چگونگی تعریف عملگرها | 18 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چگونگی تعریف کلاس مجموعه ژن | 22 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سلسله مراتب کلاس ها | 23 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1. سلسله مراتب کلاس GALib – گرافیکی | 23 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2. سلسله مراتب کلاس GALib – مراتب | 24 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رابط برنامه نویسی | 25 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نام پارامترها و گزینه های خط فرمان | 26 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رفع خطا | 28 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| توابع اعداد تصادفی | 29 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GAGeneticAlgorithm | 31 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GADemeGA | 42 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GAIncrementalGA | 44 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GASimpleGA | 47 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GASteadyStateGA | 50 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Terminators | 52 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Replacement Schemes | 54 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GAGenome | 55 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| GA1DArrayGenome 62 GA1DArrayAlleleGenome 65 GA2DArrayGenome 67 GA2DArrayAlleleGenome 70 GA3DArrayGenome 72 GA3DArrayAlleleGenome 76 GA1DBinaryStringGenome 78 GA2DBinaryStringGenome 81 GA3DBinaryStringGenome 85 GABin2DecGenome 88 GAListGenome 91 GARealGenome 92 GAStringGenome 94 GATreeGenome 96 GAEvalData 97 GABin2DecPhenotype 98 GAAlleleSet 100 GAAlleleSetArray 103 GAParameter and GAParameterList 104 GAStatistics 108 GAPopulation 113 GAScalingScheme 123 GASelectionScheme 127 GAArray 130 GABinaryString 132 نتیجه گیری 135 مراجع 136 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پایان نامه آسیبهای ورزشی
قسمتی از متن:
اندام فوقانی:
تستهای زیر اکثرا توسط (1993) Provance, Mc Creary, kendall و (1989) Gilewich , Clarkson جمع آوری شدهاند که خوانندگان را برای اطلاعات بیشتر به آنها ارجاع میدهیم.
Serratus Ant
عضله سراتوس قدامی ابداکتورکتف و چرخاننده خارجی است که در مقابل rhomboid عمل میکند. بعنوان یک تست مشاهدهای یک فعالیت push/up کامل انجام میشود هیچگونه برآمدگی کتف وجود ندارد. یک حرکت مشابه ولی با قدرت کمتر خوابیدن در وضعیت طاق باز و انجام یک منگنه ضربدری است. ضعف با برآمدگی کتف مشخص میشود. باید اشاره شود که عضلات سینهای کوچک میتوانند در این وضعیت نسبتا این حرکت را انجام دهند. Flex مقاومتی شانه (120درجه) در وضعیت نشسته تست دقیقتری است اگر سراتوس قدامی ضعیف باشد عضلات روسوئیدها با کشیدن لبههای عمودی کتف تحت استرچ قرار میگیرند. همچنین با ابداکت کردن کتفها وکاملا ضربدری کردن دستها.
Trapezius
تراپزیوس فوقانی levator scapula و رومبوئیدها همگی بلند کننده کتف هستند. در هر حال تراپزیوس فوقانی کتف را به سمت بالا میچرخاند در صورتی که دو عضله دیگر آن را به سمت پایین میچرخانند. این دو عضله از روی تاثیر عضله levator scapula روی ستون فقرات تشخیص داده میشوند. elevation دروضعیت نشسته تست میشود. به elev شانه lat flex فقرات گردنی مقاومت داده میشود.
فیبرهای میانی تراپزیوس در وضعیت خوابیده دمر ورزشکار با بازوهایی که از لبههای تخت آویزان شدهاند سپس تا زاویه 90 درجه بلند میشوند تست میشود ورزشکار کتف را به سمت خط وسط add میکند. عضلات رومبوئید با فعالیتشان روی چرخش کتف بازشناخته میشوند چرخش خارجی هومروس درحالی که شست به سوی سقف قرار دارد عضله ترس بزرگ را میکشد (چرخاننده داخلی مفصل گلنوهومرال) و موجب میشود که لبه زیر بغلی کتف کشیده شده و کتف به سمت بالا بچرخد. وقتی abd کتف شروع میشود، حرکت کتف به چرخش به سمت پایین نشاندهنده فعالیت رومبوئیدهاست همراه با فعالیت تراپزیوس میانی و یا بدون آن.
تراپزیوس تحتانی نیز در وضعیت خوابیده دمر تست میشود. ابتدا کتف بطور پاسیو به add و dep میرود. بازو درکنار بدن نگه داشته میشود کمی از روی تخت بلند میشود و توانایی ورزشکار برای حفظ ثبات کتف در مقابل وزن بازو بررسی میگردد. پیشرفت با افزایش طول بازوی اهرمی در حالی که کتف در حداکثر وضعیت خود قرار دارد صورت میپذیرد وضعیت تست نهایی نگه داشتن بازوها به صورت مورب بالای سر و در امتداد فیبرهای تراپزیوس تحتانی انجام میشود.
The rhomboids
رومبوئیدها با قرار دادن ورزشکار در وضعیت خوابیده دمر انجام میشود ورزشکار پشت دستش را روی باسن سمت مقابل قرار میدهد و تلاش میکند بازو را از روی پشت بلند کند مقاومت روی کتف اعمال میشود، نه هومروس تشخیص آن از تراپزیوس میانی مربوط به چرخش کتف است که در بالا توضیح داده شد.
Diltoid
هر سه دسته فیبرهای دلتوئید در وضعیت نشسته ارزیابی میشوند. برای فیبرهای قدامی ورزشکار مفصل شانهاش را تا 90 درجه flex میکند. (و کمی med Rot) وقتی عضله کوراکوبراکیالیس تست میشود، دلتوئید قدامی با قرار گرفتن در وضعیت ext , Rot بی کفایت میشود. Add , flex استفاده میشود. دلتوئید میانی و سوپراسپانیاتوس در 90 درجه abd بازو تست میشوند. در ابتدای abd عضله دلتوئید میانی را نباید از سوپراسپانیاتوس جدا دانست، چون هر دو عضله فعال هستند. در هر حال لمس سوپرااسپانیاتوس و EMG سطحی مشخص می کند آیا عضله منقبض میشود. چون عضله توسط تراپزیوس میانی و فوقانی پوشیده شده است در حین انجام کار این عضله باید کاملا ریلکس باشد. فیبرهای خلفی دلتوئید در abd افقی همراه کمی ext Rot انجام میشود.
Latissimus dorsi
عضله لاتیسمیوس دورسی و ترس ماژور در وضعیت خوابیده دمر و بازو در کنار بدن تست میشوند. عمل ext کردن بازو در عین حفظ add است
pectoralis major
عضله سینهای بزرگ دروضعیت خوابیده طاق باز تست میشود. ابتدا همه عضله با استفاده از abd افقی تست میشود. هرگونه حرکت اضافی در عضله دلتوئید قدامی مورد توجه قرار میگیرد. سرهای ترقوهای و جناغی عضله با جهت دهی کشش مشخص به فیبرهای عضلانی مجزا میشوند. هر دو دسته فیبرها بااسفاده از add و کمی met Rot تست میشوند. سرترقوهای از وضعیت abd 70 درجه از abd 135 درجه نیز تست میشود و به سمت کرست ایلیاک سمت مقابل کشیده میشود. عضلهای مینور نیز در همین وضعیت طاق باز تست میشود ولی عمل تکان دادن شانه به سمت قدام است بدون حرکت مستقیمی در هومروس این عضله معمولا کوتاه است و فاکتور مهم در تغییرات مکانیکی مفصل گلنوهورمرال میباشد.
Internal & External Rotation :
چرخش در وضعیت خوابیده دمر با شانه در abd90 درجه و آرنج خم شده ارزیابی میشود یا در وضعیت نشسته که بازو کنار بدن دولا شده است. چرخش داخلی عضلات Subscapularis به همراه Latissimus , Pectoralis major , Teres major دلتوئید قداحی بعنوان کمک کنندههای حرکت تست میشود چرخش خارجی تست عضله infra spinatus و teres minor به همراه دلتوئید خلفی بعنوان عضله کمکی است.
Elbow flexors
Brachioradialis , brachialis , biceps همگی در وضعیت خوابیده طاق باز با شانه add ارزیابی میشوند. ورزشکار flex مقاومتی آرنج را در حالی که ساعد sup است برای بایسپس انجام میدهد و در حالی که ساعد pron است برای براکیالیس در وضعیت میانی برای براکیورادیالیس انجام میدهد. تاثیر باسیپس در flex مفصل گلنوهرمرال و sup رادیوهومرال نیز باید در وضعیت نشسته تست شود.
Triceps
ورزشکار در وضعیت خوابیده طاق باز با شانه چرخیده و داخل در flex90 درجه تست میشود. به ext آرنج مقاومت داده میشود در وضعیت دمر که شانه تا 90 درجه abd شده است. Ext آرنج با ext شانه همزمان خواهد بود.
Priation /supination
در هر دو حرکت در پوزیشن نشسته تست میشود در حالی که بازو در وضعیت mid – position قرار دارد.
اندام تحتانی:
Iliopsoas
اپلیوسپوآس در وضعیت نشسته با مقاومت علیه hip flex و زانوی خم تست میشود. این عضله با فعالیتی که رکتوس فموریس روی زانو دارد ازآن باز شناخته میشود.
Sartorius
وضعیت شروع خوابیده طاق باز flex درمفصل ران ext Rot , add (FABER) که با flex در مفصل زانو همراه هستند
Gluteus maxmus
ورزشکار در وضعیت خوابیده دمر قرار میگیرد و etx در دامنه داخلی مفصل ران به همراه باقی ماندن مفصل flex انجام میشود تا فعالیت عضله هسترینگ را کاهش دهد. در طول دامنه این فعالیت از وضعیت چهار دست و پا که شکم ورزشکار روی چارپایه قرار میگیرد ارزیابی خواهد شد حرکت باید ext خالص و بدون هرگونه abd باشد.
Hip Abdactors
وضعیت شروع خوابیده به پهلو است، گلوتئوس کوچک و متوسط هر دو در این پوزیشن تست میشوند تاکید روی فیبرهای خلفی گلوتئوس مدیوس (بخش پاسچرال عضله) و با ترکیب حرکات ext Rot ,abd انجام میشود. عضله Tensor fascia lata نیز در وضعیت خوابیده به پهلو تست میشود. عضله فاشیالاتا با عمل روی flex مفصل ران etx زانو و کشیدن باند ایلیوتیبال از عضله گلوتئوس کوچک باز شناخته میشود.
hip adductors وضعیت شروع خوابیده به پهلو با پای تست شونده در زیر انتخاب میشود به حرکت add برای تست کردن تمام گروه ادداکتوری مقاومت داده میشود. خم کردن زانو موجب کوتاه شدن عضله گراسیلیس و بیکفایتی مکانیکی آن میشود. بنابراین فشار روی ادداکتورهای کوچکتر وارد میآید. گراسیلیس همچنین در ext کردن مفصل ران از همسترینگ باز شناخته میشود. ادداکتورهای لانوس و برویس به همراه پکتنیئوس به flex مفصل ران کمک میکنند، درنتیجه اگر این عضلات ادراکتور غالب باشند و عضلات اکستنسور مفصل ران نتوانند حرکت flex را کنترل کنند تمایلی برای رانش به flex در پا وجود خواهد داشت.
Hip rotators
وضعیت شروع خوایده دمر به همراه ثابت شدن لگن توسط تراپلیست به کار میرود مفاصل ران و زانو تا زاویه 90درجه flex میشوند و چرخش داخلی مقاومتی (بردن پا به بیرون ) و چرخش خارجی مقاومتی (برون پا به داخل) انجام میپذیرد
Hamstrings
وضعیت شروع خوابیده دمر و ثابت کردن لگن است flex مقاومتی زانو همراه با چرخش داخلی (semi – tendinosus ,simi – mimbranosus) یا همراه با چرخش خارجی ( biceps femoris) انجام میشود فعالیت همسترینگ و گلوئتوس بزرگ در ext کردن مفصل hip فاکتور مهمی در بررسی عدم تعادل عضلانی در این ناحیه سات.
Quadriceps
کوآدریسپس در پوزیشن نشسته تست میگردد. Ext مقاومتی در زانو به منظور تست سرهای داخلی و خارجی و ext مقاومتی به همراه flex مفصل ران جهت تست کردن rectus femuris انجام میشود.
popliteus :
ورزشکار در وضعیت نشسته تست میشود، و حرکت با اعمال مقاومت به چرخش داخلی تیبیا روی ران flex شده میباشد. در مواردی که همسترینگ خارجی نسبت به همسترینگ داخلی غالب است، med Rot داخلی به شدت ضعیف خوهد بود. در حین تست چرخش تیبیا باید از inversion پا تشخیص داده شود.
پایان نامه ایمونولوژی و ورزش
قسمتی از متن:
چکیده :
هدف این مقاله بررسی تاثیر یک برنامه دوی تداومی فزاینده و نیز زمان تمرین صبح هنگام و عصر هنگام بر تغییرات ایمونوگلوبولینهای سرم شامل IgM,IgG و IgA و پاسخ هورمونهای تستوسترون و کورتیزول بوده است. بدین منظور 28 دانشجوی پسر به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی در دو گـــــــروه قرار گرفتند: گــــــروه تمرینی صبح ) 14 = n ، وزن = 8/9 ± 2/68 کیلوگـــرم ، سن = 16/1± 5/19 سال و زمان تمرین = 30 : 7 دقیقه ) و گروه تمرینی عصر ( 14 = n ، وزن = 4/8 ± 8/63 کیلوگرم ، سن = 24/1±. 8/19 سال و زمان تمرین ± 30 : 16 دقیقه ) . آزمودنیها به مدت 2 ماه ( 16 جلسه ) تحت یک برنامه دوی تداومی فزاینده با شدت ضربان قلب معین قرار گرفتند . برای اندازه گیری ایمونوگلوبولینهای سرم و هورمونهای کورتیزول و تستوسترون ، نمونه خونی آزمودنیها 24 ساعت قبل از اولین جلسه تمرینی و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در وضعیت استراحتی جمع آوری شد. بلافاصله پس از هر مرحله خونگیری ( در پیش آزمون و پس آزمون ) ، آزمون 12 دقیقه دویدن – راه رفتن برای تعیین حداکثر اکسیژن مصرفی ، استفاده شد. نتایج تحقیق با استفاده از آنالیز واریانس نشان داد : مقادیر IgG, IgM , IgA ، سرم دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنی داری نداشته است. همچنین تفاوتی بین میزان ترشح هورمون تستوسترون در پیش آزمون و پس آزمون دو گروه مشاهده نشد ، در حالی که غلظت هورمون کورتیزول دو گروه در پیش آزمون ( 006/0=P ) و پس آزمون ( 0001/0= P ) تفاوت معنی داری داشتند . همچنین ، بین پیش آزمون گروه تمرینی صبح و پس آزمون گروه تمرینی عصر نیز تفاوت معنی داری وجود داشت ( 0001/0 =P ) . نتایج این تحقیق تاثیر پذیری هورمون کورتیزول را از زمان تمرین نشان می دهد که ناشی از چرخه شبانه روزی آن است.
کلید واژه ها : ریتم شبانه روزی ، ایمونوگلوبولین ، تستوسترون ، کورتیزول ، دوی هوازی تداومی .
مقدمه :
توجه به عامل مهم درونی موسوم به ساعت زیستی[1] و تاثیر آن بر وضعیت فیزیولوژیک و در نتیجه بر عملکرد بدنی به ویژه در اوقات مختلف شبانه روز ضروری است. یافته های اخیر علم زیست شناسی زمانی[2] ( شناخت تأثیرات زمان بر متغیرهای فیزیولوژیک ) نشان می دهد بدن انسان در طول شبانه روز متحمل تغییرات زیادی می شود و در هر ساعت توانایی خاصی دارد ( 14 ). ریلی[3] و همکارانش ( 2000 ) نشان دادند که زمان عکس العمل ساده ، قدرت عضلانی ، توان بی هوازی و میزان انعطاف پذیری ، عصر هنگام ( در مقایسه با صبح هنگام ) برتری معنی داری دارد ، که احتمالا ناشی از بیشتر بودن دمای بدن و ترشحات هورمونی در بعد از ظهر است. تحقیق حاضر با هدف مطالعه تغییرات ایمونوگلوبولینها و نیز پاسخ هورمونهای تستوسترون و کورتیزول در ساعـــات مختلف روز و تحت یک فعالیت ورزشی تداومی ( هوازی ) انجام گرفت . ایمونوگلوبولینها از اجزای دستگاه ایمنی هستند که از لنفوسیتهای B تولید شده و در سرم خون و مایعات بافتی پستانداران یافت می شوند ( 1 ). استرس از عوامل محرک دستگاه ایمنی است و فعالیت بدنی می تواند به عنوان یک عامل فشار آفرین به تغییراتی در این دستگاه منجر شود. از سوی دیگر ، ترشح هورمون کورتیزول نیز در شرایط استراس زا ( تأثیرات محیطی ، فشار هیجانی ، فعالیت ورزشی ، آسیب ، عفونت و ... ) افزایش می یابد ، لذا هورمون سازگاری یا فشاری می گویند ( 2 ) . میزان ترشح عامل آزاد کننده کورتیکو تروپین ( CRH ) و کورتیزول در اوایل صبح زیاد و در اواخر عصر یا غروب کم می شود. این امر ناشی از تغییرات دوره ای 24 ساعته در پیامهای صادره از هیپوتالاموس است که موجب تغییر ترشح کورتیزول می شود ( 4 ). در طرف مقابل ، هورمون تستوسترون به عنوان خنثی کننده اثر متقابل کورتیزول هنگام فعالیت بدنی شناخته شده است. تستوسترون در ابتدای تمرینهای ورزشی طولانی مدت افزایش و با ادامه یافتن فعالیت کاهش می یابد. این تطابق ایندوکرینی باعث تنظیم فعالیت عضله و تحریک گلیکوژنولیز و تسهیل فرآیند گلوکونئوژنز می شود( 6 ). در بسیاری از مطالعات انجام گرفته تأثیر فعالیتهای بدنی گوناگون بر ترشح هورمونها و ایمونوگلوبولینها بررسی شده است ( 7 ، 12 ، 3 ، 4 ، 18 ). گلنترو[4] ( 2002 ) ، در مطالعه ای نشان داد فعالیت ورزشی شدید میزان ایمونوگلوبولینها را کاهش داده و بدن را در معرض آسیب به ویژه آسیب مجاری تنفسی فوقانی قرار می دهد در حالی که فعالیت بدنی با شدت متوسط باعث افزایش میزان IgA شده و خطر ابتلا به عفونت را کاهش می دهد ( 9 ). در پژوهش دیگری که توسط نایمن[5] و همکارانش ( 2005 ) انجام شد ، تأثیر 30 دقیقه پیاده روی بر غلظت کورتیزول و IgA بزاقی مطالعه شد ( 11 ). نتیجه تحقیق نشان داد علیرغم افزایش 11 درصدی اکسیژن مصرفی ، تغییر معنی داری در مقادیر IgA و کورتیزول مشاهده نشده است. در ارتباط با تأثیر زمان فعالیت ورزشی در طول شبانه روز بر متغیرهای فیزیولوژیکی مانند ترشح هورمونها و مقدار ایمونوگلوبولینها ، تحقیقات کم و عمدتا پراکنده ای انجام شده است ، که بعضا نتایج آنها ضد و نقیض است. بـــــــرای مثال ، دشنز[6] ( 1998 ) تأثیر فعالیت بدنی و ریتم شبانه روزی را بر پاسخ های فیزیولوژیکی در 10 مرد سالم مورد مطالعه قـــرار داد ( 6 ). هر چند نتایج تحقیق وی نمایانگر تأثیرات فعالیت ورزشی بر تحریک هورمونهای استروئیدی بود ، ولی با تغییر ساعت تمرین ، تغییرات معنی داری در مقادیر هورمونهای تستوسترون و کورتیزول مشاهده نکرد ( هر چند که مقادیر هورمونهای تستوسترون و کورتیزول در ساعت 8 صبح نسبت به ساعت 20 در بالاترین سطح ممکن قرار داشتند ).
[1]. Biological clock
[2]. Chronobiology
[3. Reilly
[4]. Klentrou
[5].Nieman
[6].Deschenes
پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر مدیریت روابط مشتریان در نمایندگی های مجاز ایران خودروی خراسان
چکیده:
با شدت یافتن رقابت و محور قرارگرفتن مشتری در کلیه فعالیتهای سازمان ، پژوهشگران و افراد اجرایی ،توجه بسزایی را نسبت مدیریت روابط مشتریان مبذول داشته اند و در این میان مباحث و حیطه های تاثیرگذار بر آن ، خصوصا" فرایندهای مدیریتی از جایگاه خاصی برخوردار می باشند.
در این تحقیق سعی شده است ، تاثیر مدیریت دانش بر مدیریت روابط مشتریان مورد بررسی قرار گیرد.
یه این منظور مدلی تلفیقی از چارجوب سنتی مدیریت روابط مشتریان گودسوار و فرایند مدیریت دانش " گیلبرت پروست " ،"کای رومهاردت" و "استفان روب " بکارگرفته شده است.
این تحقیق از نوع بنیادی بوده و تجزیه و تحلیل آن بوسیله نرم افزارهای اس .پی اس.اس. 13 و لیزرل انجام پذیرفته است .
.جامعه آماری ، دربرگیرنده کلیه نمایندگیهای مجاز ایران خودروی خراسان(رضوی ،شمالی،جنوبی)و به تعداد پنجاه وهشت نمایندگی میباشد.
به منظور جمع آوری اطلاعات ، پرسشنامه و در راستای تعیین پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شده وروایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته های تحقیق بیانگر تایید فرضیه های اصلی ، یک ، سه و پنج و رد فرضیه های دو ، چهار و شش می باشد.لذا می توان نتیجه گرفت ، مدیریت دانش و مراحل شناسایی دانش ، نگهداری دانش و بکارگیری دانش بر مدیریت روابط مشتریان اثرگذار نمی باشند.
| فصل اول کلیات تحقیق | ||
| 1-1 | مقدمه ............................................................................................................................ |
|
| 1-2 | بیان مساله...................................................................................................................... |
|
| 1-3 | اهمیت و ضرورت تحقیق.............................................................................................. |
|
| 1-4 | هدف تحقیق.................................................................................................................. |
|
| 1-5 | سوال تحقیق |
|
| 1-6 | فرضیات تحقیق |
|
| 1-6-1 | فرضیه اصلی |
|
| 1-6-2 | فرضیه های فرعی |
|
| 1-7 | قلمروی تحقیق(موضوعی،مکانی،زمانی) |
|
| 1-8 | روش تحقیق |
|
| 1-9 | روش نمونه گیری |
|
| 1-10 | ابزار گردآوری |
|
| 1-11 | محدودیتهای تحقیق |
|
| 1-12 | تعاریف عملیاتی |
|
| فصل دوم :مبانی نظری تحقیق | ||
| 2-1 | مقدمه |
|
| 2-2 | مدیریت روابط مشتریان |
|
| 2-2-1 | تعریف مدیریت روابط مشتریان |
|
| 2-2-2 | اهداف مدیریت روابط مشتریان |
|
| 2-2-2-1 | اهداف از نظر بارنت |
|
| 2-2-2-2 | اهداف از نظر نول |
|
| 2-2-2-3 | اهداف از نظر ویلسون، دانیل ومک دونالد |
|
| 2-2-2-4 | اهداف از نظر کالا کوتا و رابنیسون |
|
| 2-2-3 | مدلهای مدیریت روابط مشتریان |
|
| 2-2-3-1 | مدل چرخۀ حیات مدیریت روابط مشتریان |
|
| 2-2-3-2 | مدل راسل |
|
| 2-3 | مدیریت دانش |
|
| 2-3-1 | تعریف دانش |
|
| 2-3-2 | روابط داده، و اطلاعات و دانش |
|
| 2-3-3 | تعریف مدیریت دانش |
|
| 2-3-4 | اهداف دانش و مدیریت دانش |
|
| 2-3-5 | مدلهای مدیریت دانش |
|
| 2-3-5-1 | مدل استیوهالس |
|
| 2-3-5-2 | مدل «نوناکا» و «تاکوچی» |
|
| 2-4 | ارتباط بین مدیریت روابط مشتریان و مدیریت دانش |
|
| 2-5 | سابقه و پیشینه تحقیق |
|
| 2-6 | مدل مفهومی |
|
| 2-6-1 | تغییرات مدل |
|
| 2-6-2 | توضیح مدل |
|
| 2-6-2-1 | چارچوب مدیریت روابط مشتریان گود سوار |
|
| 2-6-2-1-1 | تماس با مشتریان |
|
| 2-6-2-1-1 | فروش شخصی (فروش حضوری) |
|
2-5-2-1- 3-خدمات پس از فروش
2-5-2-1- 4-رسیدگی به شکایات
2-5-2-1- 5-مدیریت مشتری
2-5-2-1- 5-مراقبت از مشتریان
2-5-2-1- 7-رضایت و وفاداری مشتریان
2-5-2-2- مدل پروبست، روب ور مهاردت
2-5-2-2-1-شناسایی دانش
2-5-2-2-2-اکتساب دانش
2-5-2-2-3-توسعه دانش
2-5-2-2-4-اشتراک و توزیع دانش
2-5-2-2-5-بهره گیری از دانش
2-5-2-2-6-نگهداری دانش
2-6-مدیریت دانش مشتریان
2-7- تاریخچـــه شرکت ایران خودرو
3-1 روش تحقیق
3-2 جامعه آماری
3-3 نمونه آماری
3-4 چگونگی گردآوری اطلاعات
3-5 اعتبار و پایایی پرسشنامه
3-5-1 اعتبار (روایی )پرسشنامه
3-5-2 پایایی پرسشنامه
مقدمه
4-2 آزمون و تحلیل های مرتبط با فرضیه های تحقیق
فرضیه 1
فرضیه 2
فرضیه 3
فرضیه 4
فرضیه 5
فرضیه 6
فرضیه اصلی
4-3 نتایج آزمون فرضیه های تحقیق
4-5 مدل نهایی تحقیق با ذکر ضرایب مربوطه
4-6 بررسی فرضیه اصلی در این رابطه
4-7 مقادیر استاندارد مدل
4-8 مقادیر برآورد شده خام بارهای عاملی
5-1 نتایج مرتبط با فرضیات تحقیق
5-2 سایر یافته های تحقیق
5-3 پیشنهادات تحقیق
5-3-1 پیشنهادات مرتبط با فرضیات
5-3-1-1 پیشنهادات مرتبط با فرضیه اصلی
5-3-1-2 فرضیات فرعی
الف- پیشنهادات مرتبط با فرضیه 1
ب-پیشنهادات مرتبط با فرضیه 3
ج- پیشنهادات مرتبط با فرضیه 5
5-3-2 پیشنهادات برای تحقیقات آینده
منابع و ماخذ
منابع فارسی
منابع انگلیسی
ضمائم و پیوستها
الف-پرسشنامه تحقیق
ب-داده های آماری
ج-چکیده انگلیسی
فهرست نمودارها
فهرست جداول
پایان نامه اقتصاد و کاپیتالیسم
قسمتی از متن:
فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی : مردن به روش کاپیتالیسم
امروزه نظام سرمایهداری (کاپیتالیسم) یکهتاز میدان اقتصاد جهان است و به کمک تبلیغات گسترده سردمدارانش، خود را تنها نظام اقتصادی کارا و قابل قبول در جهان معرفی کرده است؛ به گونهای که کمتر کسی جرأت میکند، سخن از ناکارایی و اشکالات ساختاری موجود در این نظام، به میان آورد.
مقاله پیش رو در پی آن است که با نگاه به واقعیتهای اقتصادی موجود در جهان و به کمک آمار و ارقام اقتصادی منتشر شده از سوی مراکز مختلف و تجزیه و تحلیل آنها، ادعای نظام سرمایهداری را مبنی بر اینکه کاپیتالیسم تنها نظام کارا و قابل قبول در جهان است، به بوته نقد بکشاند.
نظام سرمایهداری صدها سال قدمت دارد و هماکنون تقریباً همه نقاط جهان را تحت سلطه خود درآورده است. سردمداران آن مدعیاند که این نظام، قدرتمندترین موتور تولیدی است که تا به حال دنیا به خود دیده است. همچنین میگویند که تواناییهای این نظام، برای تأمین استانداردهای زندگی برای تمامی افراد روی زمین، منحصر به فرد است. چرا که به قول برادفورد دلانگ ما در حال «حرکت به سوی آرمانشهر» هستیم که در آن، زندگی تمامی افراد، معادل زندگی سطح متوسط آمریکا خواهد بود.
با توجه به مدت طولانی سیطره نظام سرمایهداری (کاپیتالیسم) و سر و صدای بیوقفه هوادارانش، خوب است تأملی در صحت ادعای «حرکت به سوی آرمانشهر» بکنیم. بگذارید به سه چیز نظر بیفکنیم: میزان فقر و نابرابری در کشورهای کاپیتالیست ثروتمند از جمله آمریکا، میزان فقر و نابرابری در کشورهای فقیر جهان و شکاف بین کشورهای بالا و پایین هرم سرمایهداری.
اغلب از آمریکا به عنوان کشوری یاد میشود که حاکمیت در آن با طبقه متوسط است و یک فرد فقیر میتواند با اندک تلاشی خود را به سطح متوسط اقتصادی جامعه برساند. به این مطلب، برابری فرصتهای پیشرفت گفته میشود. درک مفهوم «طبقه متوسط» یا «برابری فرصت» مشکل است، اما میتوان متصور شد که در چنین جامعهای، نباید فقر گسترده وجود داشته باشد و باید مردم از رفاه اقتصادی مناسبی بهرهمند باشند.
آمار فقر و نابرابری در توزیع درآمد و ثروت، اصلاً با چنین ادعایی همخوانی ندارد. دولت مرکزی آمریکا، میزانی را به عنوان «خط فقر درآمدی» تعیین نموده است که خانوادههایی که زیر این میزان قرار دارند، فقیر محسوب میشوند و آن مقدار درآمدی است که خانواده با کمتر از آن، به سختی میتواند زندگی کند و هنگام مواجهه با بحرانهای مالی، مانند بیماری فرد یا آسیبدیدگی هنگام کار، با مشکل جدی روبهرو میشود. میزان رسمی خط فقر، معادل سه برابر حداقل میزان هزینه غذایی خانوار است که توسط دپارتمان کشاورزی برآورد شده است و این میزان، با پیشفرضهای غیرواقعی که برای محاسبهاش در نظر گرفته شده، بسیار کمتر از میزان واقعی است. به عنوان مثال، فرض شده است که خانوار، مواد غذایی را به کمترین قیمت موجود در بازار خریداری میکند و اینکه خانوار میداند که چگونه مغذیترین ترکیب را از ارزانترین مواد غذایی تهیه نماید. در سال 2002، این میزان برای هر فرد در هر روز 6/12 دلار بوده است. در سال 2002، 6/34 میلیون نفر یعنی 1/12 درصد از کل جمعیت آمریکا زیر خط فقر بودهاند. (این میزان در میان سیاهپوستان 24 درصد بوده است). در سال 2001، 2/35 درصد کودکان زیر 6 سال سیاهپوست، در فقر زندگی میکردند. این ارقام با گذشت زمان، بالا و پایین میشوند و حتی هنگامی که از نظر مدافعان کاپیتالیسم وضعیت خوب است، باز این ارقام بالا هستند و اگر تعریف واقعگرایانهتری از فقر ارائه دهیم ـ مثلاً براساس درآمد متوسط ـ میزان فقر تا 17 درصد (در 1997) و بیش از 45 میلیون نفر بالا میرود.
چقدر شانس وجود دارد که بتوان چنین فقر گستردهای را برطرف کرد؟ با توجه به اینکه این فقر با نابرابری رو به رشد در درآمد و ثروت عجین است و این نابرابری در تمامی قوانین بازی کاپیتالیسم، نهادینه است، شانس زیادی وجود ندارد. نابرابری درآمدی در آمریکا در سال 2000، (از دهه 1920 تاکنون) بیشترین مقدار را داشته و 5 درصد از ثروتمندترین خانوارها، درآمدشان 6 برابر 20 درصد فقیرترین خانوارها بوده است. پل کورگمن (اقتصاددانی که در ستون خود در نیویورک تایمز، با قدرت از دولت بوش انتقاد میکرد) تخمین می زند که 70 درصد از رشد درآمدی آمریکا در دهه 80، به جیب یک درصد خانوادههای ثروتمند آمریکایی رفته است. از نظر میزان ثروتها، در سال 1995 در آمریکا، یک درصد خانوارها ثروتمند، 2/42 درصد از کل سهام، 7/55 درصد از اوراق قرضه، 4/71 از مشاغل غیرتعاونی و 9/36 درصد از داراییهای غیرخانگی را در تصاحب دارند. با احتساب نابرابریهای درآمدی، این نابرابری در 20 سال گذشته در حال افزایش بوده است. این نابرابری عظیم و در حال رشد، ادعای تساوی فرصتها را به استهزا میگیرد. یک نمونه را در نظر بگیرید:
در پیتزبورگ، پنسیلوانیا و... خانواده بسیار ثروتمند هیلمنها، با چندین میلیارد دارایی وجود دارد. یکی از خانههای آنها، عمارت بزرگ و باشکوهی است که در خیابان پنجم (یکی از خیابانهای مجلل آمریکا) قرار دارد. در فاصله سی مایلی شرق این عمارت، قسمت فقیرنشین شهر ـ که به محله خانههای چوبی مشهور است ـ قرار دارد. فقر و بدبختی در این قسمت شهر بیداد میکند و این ناحیه یکی از بالاترین نرخهای مرگ و میر کودکان را دارد.
نابرابریهای درآمدی، عوارض ناخواسته بسیاری را ایجاد میکند. تحقیقات نشان میدهد که اگر دو کشور یا دو ایالت با میانگین درآمدی مساوی داشته باشیم، آنچه میتوان آن را «سلامت اجتماعی» خواند، در کشوری که نابرابری درآمدی بیشتری دارد، کمتر است.
کارشناسان متوجه شدهاند که میزان درآمد کل نیمه فقیر خانوارهای هر ایالت، که مقیاسی از نابرابری درآمدی است، با نرخ مرگ و میر ایالتها نسبت عکس دارد. به علاوه، این مقیاس را برای سایر خصایص اجتماعی نیز مورد آزمایش قرار دادهاند. ایالتهایی که نابرابری درآمدی در آنها بیشتر است، دارای نرخ بیکاری بالاتر و تعداد دانیان بیشتر هستند و درصد بیشتری از جمعیتشان کمکهای مالی و غذایی دریافت میکنند و درصد بیشتری از مشکلات پزشکی رنج میبرند. شکاف درآمدی بین طبقات ثروتمند و فقیر، بهتر از میانگین درآمدی، میتواند خصایص اجتماعی را پیشبینی کند.
جالب است که ایالتهایی که نابرابری درآمدی بیشتری دارند، مقدار کمتری برای تعلیم و تربیت هر فرد هزینه میکنند؛ تعداد کتاب در مدارس، برای هر فرد، در این ایالتها کمتر است و این ایالتها وضعیت آموزشی ضعیفتری دارند و درصد کمتری از افراد، از دبیرستان فارغالتحصیل میشوند.
در ایالتهایی که نابرابری درآمدی در آنها بیشتر است، نسبت بیشتری از کودکان با کسری و متولد میشوند و نرخ آدمکشی و جنایت بیشتر است. همچنین نسبت بیشتری از افراد، به دلیل معلولیت از کار کردن محرومند و نیز استعمال دخانیات در این ایالتها بیشتر است.
پایان نامه اصول و فن نگارش فارسی
قسمتی از متن:
نویسندگی
برای نویسندگی باید در انسان سه شرط فراهم شود: 1- اینکه تصمیم قاطع و جدی بگیرد و بپذیرد که نویسندگی هم فنی است مانند فنون دیگر که قابل یادگیری می باشد. 2- اعتماد به نفس لازم را فراهم کردن به منظور یادگیری مهارت نویسندگی. 3- اوقات خاصی را برای مطالعه ونوشتن اختصاصی دادن. پر واضح است که در این صورت انسان مقدمات کار نویسندگی را برای خود فراهم کرده است.
طبیعی است که اگر انسان سخنی برای گفتن نداشته باشد، نمی تواند چیزی بگوید که مخاطب از آن بهره مند گردد، و برعکس، انسان اگرذهنی پربار و انباشته از نکات علمی، اخلاقی، انسانی، تاریخی و… داشته باشد، خود به خود زمینه بروز و گفتار آن فراهم می آید و انسان در این مرحله است که ضرورت گفتن ونوشتن را تشخیص می دهد. باید اعتراف کنیم که در خواندن یک متن یا نوشته حداقل دو مرحله برای نویسندگی پیموده ایم: مرحله نخست اینکه نکات علمی موجود در آن نوشته را می آموزیم مرحله دوم اینکه می آموزیم که چگونه نویسنده متن مذکور توانسته است برای بیان مقصود و منظور خود، واژگان را برگزیند و معانی و مفهوم ایجاد شده درذهن خودش را در قالب کلمات و جملههایمناسب بریزد و به شنوده منتقل نماید. به همین دلیل است که باید گفت یک نویسندة خوب، یک خواننده خوب است و کسی که بتواند یک نشوته ای را خوب بخواند و با تمام زوایای مطرح شده در آن ارتباط برقرار کند و همراه شود، توانسته است مهارت نویسندگی را بیاموزد و با تمرین وممارست وکسب تجربه در نوشتن، نویسنده ماهری بشود.
انسانها گمان می کنند که چون زبان فارسی زبان مادری شان است و با آن آشنا هستند نیازی به آموختن آن ندارند، در حالیکه این گمانی باطل و بیهوده است! زبان – هر چند هم زبان مادری انسان باشد – دستگاهی است پیچیده که برای فهم مقصود و منظور گوینده به آن زبان، آشنایی با آن پیچیدگی های موجود ، لازم و ضروری است. بهترین دلیل این مدعا هم این است که اصولاً نوشتن ازگفتن بسیار مشکل تر است. وقتی انسان سخن می گوید به دلیل اینکه شنونده در روبروی انسان قرار دارد می تواند با لحن کلام و تغییرات لازم ، معنا و مفهوم مورد نظر را به او بفهماند، گاهی کلمات را شکسته ادا کند گاهی کلمات را با تغییر لحن کلام درمعنی خاص خود بکار برد، در حالی که در نوشتن اینگونه نیست. اولاً در نوشتن ما تصمیم می گیریم که نوشته خود را ماندگار کنیم و بوسیله خط و کتابت آنرا به انسانهایی که اکنون جلو چشم ما حاضر نیستند ، برسانیم، پس لازم می آید که کلمات به گونه ای انتخاب شوند که نظم فکری و کلامی افزونتری داشته باشند. ثانیاً چون هنگام نوشتن، مخاطب ما افراد مختلف- با سطح فکرهای مختلف- می باشند این است که باید در هنگام نوشتن مقصود طوری بیان شود که مبهم نباشد و کلمات در معانی صحیح و درست خود بکار روند و کلمات در اجزای مخصوص جمله هر کدام در جای مخصوص خود قرار بگیرند تا فهم مطالب را دشوار نسازند.
هر چند نمی توان برای همه نویسندگان ویژگیهایی مشخص و یکسان برشمرد اما در مجموع میتوان گفت نویسنده خوب کسی است که دردی و انگیزه ای برای گفتن دارد و هدفی عالی و فوقالعاده را جستجو می کند و هیچ وقت از جاده حق دور نمی شود و قلم نویسندگی و شخصیت عملی خودش را به چیزهای بی ارزش دنیایی نمی فروشد و خواسته های فردی و شخصی را به منافع عمومی ترجیح نمی دهد. با ادبیات ملی آشنایی دارد، خلاقیت و نوآوری دارد، واقع بین است، حداقل با یک یا دو زبان خارجی آشنایی دارد، از همه مهمتر وجدان انسانی و علمی خود را همیشه مدنظر قرار می دهد و از موضوع کاملاً اطلاع دارد آگاه است.
بسیاری از صاحب نظران معتقدند که فن نویسندگی از جمله فنون ومهارتهایی است که بعد از آشنایی با رموز و دقایق ونکات باریک آن به آغاز راه رسیده ایم به این معنی که تنها با آموختن و یادگیری و به خاطر سپردن قوانین نویسندگی نمی توان نویسنده خوبی شد، بلکه این فن مثل رانندگی و شنا تمرین و ممارست عملی را نیازمند است! دقت داشته باشیم که نویسنده شدن غیر از نوشتن است مثلاً هر انسانی ممکن است در جیبش کمی پول داشته باشد اما به صرف داشتن این پول، ما نمی توانیم او را پولدار بنامیم، پول دارد اما ما نمی توانیم به او پولدار بگوئیم! پس معلوم می شود که پول داشتن غیراز پولدار بودن است، پس با این حساب نویسندگی هم غیر از نوشتن چیزی است. یک نفر ممکن است دهها جلد کتاب بنویسد مثلاً درباره تاریخ، فسلفه، طب، نجوم، ریاضی و … ما به چنین شخصی ممکن است مورخ، فیلسوف، پزشک، منجم، ریاضی دان و… بگوییم، اما هرگز به او نویسنده نمی گوئیم، پس معلوم می شود نویسندگی غیر از نوشتن چیزی است. عکس این مطلب هم صادق است یعنی ممکن است یک نفر حتی یک جلد کتاب بنویسد اما به محض نوشتن همان یک جلد کتاب، نه تنها به او نویسنده می گوئیم بلکه ممکن است او رابه عنوان یکی از بینیانگذاران روش خاص نویسندگی خطاب کنیم مثلاً محمد علی جمالزاده – پدر قصه نویسی معاصرزبان فارسی- با نوشتن کتاب «یکی بود یکی نبود»- که تشکیل یافته از چند داستان- نه تنها عنوان نویسنده موفق به خود گرفت ، بلکه روشی را در نویسندگی بنیان نهاد که دهها کتاب به پیروی از آن روش نوشته شد و به همین دلیل ما محمد علی جمالزاده را هر چند که آثار دیگرش را هم نمی نوشت و چاپ نمی کرد- به صرف نوشتن همین یک اثر به عنوان یکی از پیامبران نویسندگی معاصر خطاب می کردیم.
برای اینکه نویسنده خوبی شدیم باید همانطور که قبلاً گفتیم غیر از خواندن ومطالعه- که اولین قدم برای نویسندگی است- به تمرین نویسندگی مشغول شدیم و با آموختن رموز و فنون آن، در آن استعداد و نبوغ خودمان را کشف کنیم و پرورش بدهیم.البته لازم به ذکر است که مرحله را بپمائیم تا برسیم به مرحله نهائی نویسندگی : 1- تعیین هدف و مقصود 2- تعیین موضوع 3- تفکر و اندیشیدن درباره موضوع 4- تعیین منابع و مآخذ 5- طرح نگارش.
منظور از طرح نگارش این است که نقشه و برنامه ای برای رسیدن به هدف و مقصود خودمان در نویسندگی داشته باشیم. مثلاً همانطور که یک معمار برای ساختن یک ساختمان، نخست تصمیم می گیرد که مثلاً این ساختمان چند طبقه باشد، هر طبقه چند اتاق، دو اتاق چند پنجره با هر پنجره چند شیشه و بعد همه این هدفها را با طراحی و نقشه کشی بر روی کاغذ، مشخص می کند و بعد با اجراء یک به یک آنها سرانجام به اهداف موردنظر خودش می رسد، نویسندة خوب و موفق هم باید در نویسندگی دقیقاً همین کار را انجام دهد تا به مقصود نهایی نایل آید.
همانطور که قبلاً گفتیم نویسندگی علم نیست ، زیرا اگر چنین می بود قاعدتاً می بایست بهترین دانشمندان بهترین نویسندگان می بودند، در حالی که اصلاً اینگونه نیست، چه بسیار انسانهایی که مطالب علمی زیادی مطرح می کنند در کتابها و مقالاتشان می نویسند اما عنوان نویسنده بودن به آنها داده نمی شود، اینکه نویسندگی عبارتست از اینکه آنچه را که می دانیم با دیگران در میان بنهیم به گونه ای که فضیلت و شایستگی انسانی مدنظر باشد آنهم با لحنی و سخنی که مخاطب را خوش آید و بر سرذوق آورد! به دیگر سخن در نویسندگی سعی می کنیم مخاطب و خواننده را تشویق کنیم به کسب فضایل انسانی آنهم بازبان و کلامی ذوق نواز.
طبیعی است که هر نوشته ای هم این ویژگی را رعایت کرده باشد می تواند عنوان «نوشته خوب» به خود اختصاص دهد. لازمه این کار هم رعایت چندشرط است. یکی اینکه از نظر محتوا و موضوع غنی باشد دیگر اینکه از نظر لفظ و کلام کاملاً بدرخشد.
نوشته خوب از نظر محتوا وموضوع لازم است که قبل از هر چیز، پاسخگوی نیازهای روحی و معنوی وعاطفی انسانی باشد. حس کنجکاوی واندیشه وتفکر را در آنها تقویت نماید، روح انسان دوستی، میهن دوستی و احساس مسئولیت در برابر همنوعان را در مخاطب و خواننده بدمد، کامهای ناکام ماندة یک ملت را مدنظر قرار دهد و گوشزد نماید، روح آزادگی و سرافرازی انسان و انسانیت را در شناخت خیر و شر و دفع بدیها و جذب خوبیها زنده نگه دارد. انسانی را با مطالعه و خواندن آثار دیگران و نتایج تفکر و تعقل در امور زندگی ، آشنا سازد و بدینوسیله آنها را در تعیین خط مشی آینده زندگی شان یاری رساند تا بتوانند به سوی خیر و سعادت و کمال گام بردارند.
در این قسمت از نوشته رعیات چند اصل لازم است، مخصوصاً که اگر وقت داشته باشیم در نویسندگی با رعایت نکات ذوق نواز و طنین کلام می توانیم بر موسیقی کلام و مرز یکسال بودن سخن بیفزائیم و بدین وسیله خواننده را هر چه بیشتر تشویق نمائیم تا اثرها را بخواند. این چند اصل عبارتند از : خوانابودن خط، نظم و ترتیب منطقی از نوشته، رعایت قوانین نشانهگذاری، رعایت نکات دستوری، داشتن رسم الخط درست، پرهیز از انتخاب واژه های دشوار وغیر قابل فهم، استفاده بجا و معقول از آرایه های ادبی، رعایت ساده نویسی و توجه به ادراک و فهم مخاطب و رعایت حال او، رعایت عفت قلم و دور بودن از حب وبغض های شخصی.
مقاله نویسی نیز یکی از ره آوردهای پیدا شدن صنعت چاپ ونشر در ایران است.از آن زمان تا وقوع جنگ جهانی آرم موضوع اکثر مقاله ها مسائل علمی، دینی، ادبی بود اما به وقوع جنگ جهانی که تغییراتی وسیع در سطح کشور ها و ممالک مختلف دنیا ایجاد شد، مسائل و مباحث تازه ای را در زندگی انسانی مطرح کرد و به دنبال این تحول، موضوع مقالات گسترده تر شد و به دامنه سیاست واقتصاد – و از همه مهمتر- جامعه نیز کشیده شد. به همین دلیل مشکلات جوامع بشری و انتقاد از حکومت و دفاع از آزادی های فردی و سیاسی جامعه، موضوع مقالات قرار گرفت. مردم نیز از آن تاریخ به بعد انتظار دارند که مقالاتی به روزنامه ها ارسال شوند که در جامعه و مشکلات آنها را مطرح نمایند تا آرمانهای مردم را گوشزد کنند و به منظور بالا بردن سطح اطلاعات جامعه و ترقی بینش و آگاهی مردم ، بکوشند.
موضوع مقاله معمولاً هنگام پرداختن به مطلب خودنمایی می کند. به این معنی که وقتی یک نویسنده ای تصمیم می گیرد که مقاله ای را بنویسد، حتما دردی و نیازی احساس کرده است که ضمن بررسی آن در دو نیاز موضوع اصلی پیدایش آن یا راه حل آن پی می برد و همان می شود موضوع مقاله. هر مقاله باید ضمن تکیه بر واقعیان جامعه و بررسی علل و مشکلات موجود ، راه حل های منطقی و صحیح پیشنهاد نماید، والا آن مقاله هیچ فایده ای نخواهد داشت. نوشتن مقاله ای که پیشنهاد و راه حل ارائه ننماید، بطور قطع فایده ای هم نخواهد داشت.
مقالات را با توجه به محتوی و مطالب آنها می توانیم به انواع مختلفی چون مقالات علمی ، اجتماعی ، تاریخی و ادبی و … تقسیم نمود که به بررسی بعضی از آنها می پردازیم.
در این گونه مقالات که صرفاً بر پایه استدلال و واقعیات علمی نوشته می شوند، حدس وگمان آرزو و تخیل جایی ندارد، این گونه مقالات بر پایه آزمایش ، تجربه نوشته می شوند و در آنها آنچه به عنوان شاهد مثال نقل می شود زمانی قابل قبول است که در مجامع علمی و جهانی پذیرفته شده باشد و از اصول مسلم باشد. پرواضح است که دراین نوع مقالات آرایه های ادبی وصناعات کلامی جایی ندارد بلکه تعلق و استدلال از قضایا و مطالب بیان شده ، اصلی ترین نقش را بازی می کند.
در این گونه مقالات دامنه بحث فوق العاده گسترده است و زمینه های زیادی برای مطرح کردن وجود دارد، دلیلش هم این است که در هر جامعهای هزار مشکل و مطلب، قابل بحر مطرح می باشد. فلسفه تعلیم و تربیت، بیمایر های اخلاقی چون ریا، تظاهر و دروغ، مشکلات اعتیاد و بیکاری و وضع جوانان، دانشگاهها و دانشجویان، روابط خانوادگی و .. در این گونه مقالات ، لازم است که اشاره کند وسرانجام راه حل یا راه حل هایی نیز ارائه نماید به گونه ای که عملی باشند و دست یافتنی.
موضوع این نوع مقالات - همانطور که از نامشان معلوم است- ادب است، یعنی زیبایی دوستی کلام و اقناع حس زیبایی دوستی مخاطب یا خواننده از طریق زیبایی کلام وسخن- اینگونه مقالات به دو نوع قابل تقسیم هستند. یکی اینکه درباره بزرگان ادبی یک مملکت یا زبان تحقیق و مطالعه می نمایند و شخصیت ادبی و هنری آن فرد را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند ، پس واضح است که در این نوع از مقالات تخیل و احساس چندان کاربردی ندارد. نوع دیگر اینکه یک نفر با دیدن منظره ای یا گل و گیاهی یا آسمان و ستاره ای احساسات و تخیلات خودش را بوسیله نوشتن مقاله به دیگران اعلام می نماید و به توصیف آن مناظر می پردازد.
ترجمه بهترین ابزاری است که جهت بیان فرهنگها، اندیشه ها، هنرها ، دانش ها، قصه ها و … از زبانی به زبان دیگر، از دیرباز در مملکت ایران هنر ترجمه مطرح بوده ، ایرانیان همیشه در این نهضت بزرگ علمی پیش قدم بوده اند.در ایران پیش از اسلام متونی چون کلیله ودمنه توسط برزویة دانشمند از متن سانسکریت به پهلوی ترجمه شد. همچنین با ظهور دین مقدس اسلام، ایرانیان به ترجمه آثار متعدی از زبان عربی به فارسی همت گماشتند که از همه آنها مهمتر ترجمه کتاب ارزشمند تاریخ طبری به فارسی و کتاب کلیله و دمنه پهلوی به متن عربی بوده است.
با اختراع صنعت چاپ و انتشار، تأسیس مدرسه دارالفنون در ایران، آمد و رفت اروپائیان به ایران و آشنایی ایرانیان با آن زبانها توسط معملین مدرسه دارالفنون، نیز نهضت مقدس ترجمه آثار متعدد به زبان فارسی ، شروع شد و ایرانیان بدینوسیله آثار متعددی از زبانهای اروپایی – مخصوصاً زبان فرانسه – به زبان فارسی ترجمه کردند، موجبات پویایی و درخشش آنرا فراهم کردند، اما متاسفانه بعد ها به دلیل اینکه افرادی به این مهم اقدام کردند که لیاقت وشایستگی لازم را نداشتند، مکشلات و مسائلی بروز نمود که چندان قابل انتظار نبود. همین مسئله باعث شد که برای ترجمه شرایطی قایل شوند و یک مترجم با رعایت آنها بتواند به مقامهای عالی دست بیابد و توفیق روز افزون بدست آرد.
سه شرط و اصل مهم در ترجمه وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرند:
1- تسلط کامل مترجم به هر دو زبان ، یک مترجم باید به هر دو زبان کاملاً تسلط داشته باشد تا بتواند اولاً زبان مورد ترجمه را خوب بفهمد و با اصطلاحات آن کاملاًآشنا باشد به گونه ای که به منظور و مقصودگوینده کاملاً پی ببرد، ثانیاً وقتی خواست آن مطلب را به زبان فارسی ترجمه کند بتواند کلمات و واژگانی ساده، همه کس فهم و آشنا برای همه فارسی زبانان، برگزیند و در انتقال مفاهیم دچار مشکل نشود.
2- رعایت امانت یک مترجم خوب باید ضمن رعایت امانت ماجرای علمی و انسانی خود را بکار اندازد و آنچه را که گوینده اثر مدنظر داشته به زبان خودش ترجمه کند و هیچ گونه تحریف یا تغییری در آن ایجاد نکند، هر چند که آن مطالب را نپسندد و مورد موافقت خودش نیابد؛ برای فهم مقصود و منظور گوینده هر جا که لازم دانست، توضیحی اضافی و خارج از متن بیان نماید و آنرا در حاشیه یا پاورقی ذکر نماید و از هر نوع تسامح و سهل انگاری بپرهیزد.
3- سومین شرط ترجمه خوب این است که مترجم ضمن رعایت دو شرط قبل، با زندگی نامه، آثار، افکار، اندیشه ها، پسندها وناپسندهای نویسندة متن آشنا باشد و مخصوصاً شرایط اجتماعی و محیطی زندگی او را بشناسد و علت یا عللی را که موجب گشته تا به خلق چنین اثری اقدام کند نیز مورد شناسایی قرار دهد.
لازم به ذکر است بدانیم که ترجمه انواعی دارد: 1- ترجمه آزاد. 2- ترجمه منظوم . در ترجمة آزاد، مترجم خودش را مقید نمیداند به اینکه عیناً نوشتهای را لفظ به لفظ ترجمه کند، بلکه با دخل و تصرف در بخش و فصلهای آن، هر گونه دریافت یا برداشتی را که از آن متن – بطور شخصی و فردی– یافته است به قلم می آورد. از ترجمه منظوم نیز بعضی از شاعران و ادیبان، اشعار و قطعه ها و آثاری را از شاعران ملل دیگر به شعر فارسی ترجمه می کنند.
.در ادب فارسی چهار پیامبر نویسندگی مطرح می باشند که عبارتند از جمالزاده، علی اکبر دهخدا،زین العابدین مراغه ای، و میرزا عبدالرحیم طالبوف برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به نویسندگی معاصر ایران به تالیف نگارنده
سمینار اصول مفاهیم اولیه مکانیک شکست و کاربرد آن در روسازیهای بتنی
یکی از عمده ترین مسائلی که انسان از زمان ساختن سادهترین ابزارها با آن مواجه بوده است پدیده شکست در اجسام میباشد و درواقع برای استفاده از مواد به صورت ابزارهای گوناگون باید مقاومت آنها را نیز میدانست. بنابراین به جرأت میتوان گفت که علم مقاومت مصالح عمری برابر عمر تاریخ دارد. البته روند شناخت و برآورد مقاومت اجسام از روشهای تجربی و ابتدایی شروع شده و به روشهای کاملاً علمی قرن حاضر رسیده است.
علم مقاومت مصالح دارای شاخههای گوناگونی می باشد که رشد قابل توجهی داشته اند. یکی از شاخه های این علم با کاربرد زیاد و تحلیل علمی نسبتاً مشکل، مکانیک شکست میباشد. به توجه به لزوم بکارگیری مواد جدید و گوناگون در گسترة وسیع تکنولوژی معیارهای نوینی در روش های طراحی را الزامی نموده است. در این میان علم مکانیک شکست مورد توجه خاصی قرار گرفته است.
مکانیک شکست به عنوان نظم مهندسی در دهه 1950 و توسط آقای Georg Rirwin در لابراتور تحقیقاتی ناوال (NRL) معرفی شد. درسالهای بعد در دهه 1960 مفاهیم مکانیک شکست طی تحقیقات مختلف در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی گسترش داده شدند. اصول مکانیک شکست کاربردهای مختلفی در طراحی مهندسی شامل آنالیز شکست سازهای تردد و پیش بینی گسترش ترک خستگی ، دارند. با توجه به اینکه 80 درصد شکستهای ترد ریشه در گسترش ترک خستگی دارند استفاده از مکانیک شکست میتواند بسیارمفید باشد.
در این سیمنار سعی شده است اصول مفاهیم اولیه مکانیک شکست و کاربرد آن در روسازیهای بتنی به اختصار توضیح داده شود.
با پیشرفت تکنولوژی در عصر حاضر، پدیده شکست در اجسام از اهمیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شد متلاشی شدن بسیاری از هواپیماها و فضاپیماها در طی دهه ای گذشته لزوم درک دقیق تری از مکانیک شکست در اجسام را در علوم جدید ایجاب می کند در واقع گسیختگی ناگهانی بسیاری از تجهیزات در سازه های صنعتی نه تنها عواق جانی ناگواری در پی دارد بلکه ضررهای چشمگیر اقتصادی را نیز مسبب می شود.
در طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم پیشرفت های زیادی در مکانیک شکست حاصل شد ولی تا دانستههای زیادی همچنان باقی است و زمینه برای تحقیقات بیشتر فراهم میباشد.
تحقیقات اخیر نشان داده است که قیمت ضررهای ناشی از شکست های ناگهانی در ایالات متحده آمریکا در سال 1978 بالغ بر 119 میلیارد دلار گردیده که در حدود 4% تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل میدهد. این مطالعات پیش بینی نموده است که اگر تکنولوژی پیشرفته زمان حاضر در این صنایع استفاده می شد می توانست حدود 35 میلیارد دلار و در صورت بهره گیری از نتایج و تحقیقات بیشتر در این زمینه، حدود 28 میلیارد دلار دیگر صرفه جویی اقتصادی را در پی داشت.
توجه مکانیک شکست به جلوگیری از شکست ترد می باشد و به عنوان اصطلاح علمی کمتر از 40 سال سابقه دارد هر چند که توجه به شکست ترد جدید نیست. باستانیان به این مساله توجه داشتند و برای جلوگیری از شکست سازه ها را به گونه ای طراحی می کردند که همواره در فشار باشند. بسیاری از سازه های مصریان، رومیان و ایرانیان باستان همچنان پابرجا هستند و از نظر علمی مهندسی جدید تحسین برانگیز میباشند. طراحی پل رومیان حالت قوسی داشته و باعث ایجاد تنش های فشاری در سازه میشدند. شکل قوسی در اغلب سازههای قدیمی ایرانی از قبیل سقف های گندبی نیز فراوان دیده می شود. با توجه به اینکه دانش مکانیک آن زمان محدود بود ساخت بناها با طراحی موفق مستلزم سعی و خطاهای بسیاری بوده است.
انقلاب صنعتی دگرگونی عظیمی در مواد به کار رفته در سازه ها بوجود آورد و آن استفاده از آهن و فولاد بود استفاده از فولاد در سازه های صنعتی این امکان را بوجود آورد که بتوان از قابلیت کششی مواد نیز استفاده کرد. با وجود این تغییر در مصالح گاهی منجر به شکستهای پیش بینی نشده میگردید. یکی از معروف ترین حوادث از نوع فوق گسیختگی مخزنی در کارخانه قند بوستون بود که منجر به هدر رفتن دو میلیون گالن شیره قند، مرگ 12 نفر و مجروح شدن 40 نفر و ضایعات بسیار گردید که علت آن همچنان مبهم مانده است.
پایان نامه ارگونومی
از زمان پیدایش علم فاکتورهای انسانی تاکنون سه دوره متفاوت در حیات آن قابل تمایز می باشد. دوره اول که برخی آن را عصر «نسل اول» این علم محسوب می دارند، تقریبأ مقارن با سال های 1945 تا1960 است. در این دوره کوشش بنیان گذاران علم فاکتورهای انسانی (و در آن زمان روانشنا سی مهندسی) منحصرأ معطوف و مصروف طراحی و بهبود ایستگاههای کار تعبیه شده در سلاح های مختلف مثل هواپیما، تانک، کشتی و غیره، طراحی مشاغل و عمدتأ کارهای یدی و بدنی، بهبود نمودارها و آلات و ادوات کنترل ماشین مثل اهرم، کلید و غیره و بطور کلی تسهیل روابط تعاملی انسان- ماشین در موارد بسیار اختصاصی، جزئی و در سطح «خرد» متمرکز شد.
در فاصله سال های 1980 - 1960 که در حقیقت «دوره دوم» حیات علم فاکتورهای انسانی است به لحاظ رواج استفاده از کامپیوتر در سطح جامعه و نیز افزایش میزان مشاغلی که بیشتر نیازمند کار فکری بوده تا فعالیت یدی و بدنی، این علم با اولین مرحله تکاملی خود مواجه شد. در مقطع زمانی مذکور محققان این رشته بیشتر توجه خود را معطوف به مطالعه بر روی نحوه کسب و پردازش اطلاعات از جانب انسان کردند. در این دوره علم فاکتورهای انسانی مقولاتی در ارتباط با ظرفیت و قابلیت حواس شنوایی و بینایی جهت پذیرش و جذب و ضبط علایم و اطلاعات، طرز کار سیستم حافظه، توجه، ادراک، کارفکری تصمیم گیری و غیره را مدنظر قرار داد. این دوره را که مصادف با پرتاب سفینه های با سرنشین به فضا توسط سازمان هوانوردی و فضایی امریکا (NASA) بود را می توان دوره شکوفایی و باروری علم فاکتورهای انسانی محسوب کرد که ما حصل آن تالیف و تدوین مهم ترین کتب و مراجع این علم می باشد. البته لازم به یادآوری است که یکی از مهم ترین حوادث در حیات علم فاکتورهای انسانی در اواخر این دوره، یعنی در سال 1979 ، به وقوع پیوست و آن حادثه ای در نیروگاه اتمی «تری مایل آیلند» واقع در ایالت پنسیلونیا در ایالات متحده امریکا بود. علت العلل این حادثه که منجر به تعطیل همیشگی یکی از را کتورهای این نیروگاه و تخلیه موقت بیش از 140000 تن سکنه اطراف آن و میلیاردها دلار ضرر و زیان شد، همانا سر در گمی و اشتباه کارکنان اطاق کنترل عنوان شد. علت آن نیز به نوبه خود عدم ملحوظ داشتن ملاحظات اولیه فاکتورهای انسانی در طراحی اطاق کنترل ذکر شد و این امر در تمام گزارشات و تحقیقات بعدی به عنوان مهمترین نقص «فنی»این نیروگاه تشخیص داده شد. در هر صورت این واقعه نقطه عطفی در تاریخ علم فاکتورهای انسانی محسوب می شود، زیرا که موجب آشنایی مقامات کشوری و افکار عمومی در امریکا با اثرات حیاتی توجه به ملاحظات این علم در بهره برداری سالم و صحیح از تکنولوژی گردید.
در حقیقت از این زمان بود که علم مزبور به طور جدی به عنوان علمی موثر برای «پیشگیری» حوادث صنعتی با آسیب های جانی و مالی شناخته و مورد استفاده قرار گرفت . دوره سوم یا به عبارت دیگر «نسل سوم» علم فاکتورهای انسانی در آغاز دهه هشتاد (میلادی) آغاز شد.در این زمان تدریجا این اندیشه متبلور شد که در رابطه انسان با ماشین، نه تنها باید به بررسی تعامل این دو عامل در سطح بررسی ایستگاه های کاری و توانائی های روانی انسان ها پرداخت، بلکه در سطوح دیگر، از جمله آموزش و تحلیل عملکرد انسانها در حوزه ای فراخ تر و فراتر از محیط کاری درون اتاق کنترل و یا کابین خلبان را باید مورد بررسی قرار داد (علت تحت توجه قرار گرفتن این مقولات که شاید به ظاهر دور از عرصه های محیط کاری قلمداد شوند، همانا تاثیر مستقیم و نهایی آنها بر رفتار و عملکرد انسان اپراتور در حال انجام کار می باشد.) بدین ترتیب قلمروی «کلان» علم فاکتورهای انسانی متولد شد و مقولاتی از قبیل تاثیر تکنولوژی روی سازمان و مدیرت واحدهای صنعتی، نیازهای خاص سازمانی و اداری یک تکنولوژی مخصوص، نقش ساختار سازمانی در عملکرد و ایمنی یک تکنولوژی، تاثیر فرهنگ نهادی و سازمانی بر روی کارایی، کیفیت تولید و ایمنی و بالاخره اثرات فرهنگ جامه بر روی کاردهی و عملکرد کل سیستم متشکل از مورد مطالعه قرار گرفت.
فهرست
مداخله ارگونومی در کشور های در حال توسعه ................................................ 3
کارهای آموزشی – پژوهشی در ایران ................................................................ 9
مداخله ارگونومی در صنعت ................................................................................ 10
بررسـی ارگونومی درایران................................................................................... 13
مداخله ارگونومی در بزرگترین شرکت خودروسازی ایران ............................ 16
- معرفی روشها و بیان تجربیات ....................................................................... 16
- مقدمه و اهداف .............................................................................................. 16
- مواد و روش ها ............................................................................................. 19
- بحث ................................................................................................................ 27
- مقدمه .............................................................................................................. 31
- وضعیت موجود در شرکت ............................................................................ 36
- روش انجام کار .............................................................................................. 37
- نتیجه گیری...................................................................................................... 38
- مقدمه و اهداف ............................................................................................... 44
- روش انجام کار............................................................................................... 45
- مواد و روش ها ............................................................................................. 51
- نتایج ................................................................................................................ 52
- بحث ................................................................................................................ 53
پیشنهادات ............................................................................................................. 55
و درآخر ............................................................................................................... 56
منابع ..................................................................................................................... 59
پایان نامه بررسی نقش بازی در رشد مهارتهای اجتماعی کودکان
چکیدۀ پژوهش:
این پژوهش، تحقیقی تجربی ست که به منظور بررسی تاثیر بازی درمانی، بر تکامل اجتماعی کودکان 6-4 ساله شیرخوارگاه آمنه و 9-7 ساله دبستان فائض بودند که حداقل یکسال از مدت اقامت آنها در شیرخوارگاه گذشته و فاقد هر گونه مشکل وبیماری جسمی وذهنی(تالاسمی ، فلج اندامها، نقص عضو وعقب ماندگی ذهنی) بودند.
ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس بلوغ اجتماعی واینلند بوده است که شامل هشت زمینه مختلف سوالات مرتبط با تکامل اجتماعی کودکان می باشد وبر اساس آن، سن اجتماعی کودکان قابل سنجش واندازه گیری می گردد.
کوکانی که سن اجتماعی آنها – که بر اساس مقیاس بلوغ اجتماعی و اینلند و توسط مربیان مربوطه محاسبه گردید – حداقل به میزان 2/1 سال از سن تقویمی آنها کمتر بود، به عنوان کودکان دجار تاخیر در تکامل اجتماعی شناخته شدند که تعداد آنها کمتر بود، به عنوان کودکان دچار تاخیر در تکامل اجتماعی شناخته شدند که تعداد آنها 26 نفر بود(2 پسر و4 دختر) و این کودکان ، براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول اعداد تصادفی؛ دو گروه آزمون و شاهد تقسیم گردیدند.
مقدمه:
بازی و ورزش یکی از ارکان اصلی تعلیم و تربیت هر جامعه می باشد و بطوریکه آقای هارولد، ام باور (( در کتاب انسان و حرکت )) می نویسد: افرادیکه پرورش یافته در امر تربیت و ورزش هستند چون این افراد سالم، آماده و فعالند بهتر می توانند از قوای ذهنی خود با هوشیاری و آگاهی بهره ببرند.بازیهای پرورشی و مهارتی نه تنها در سنین کودکی مفید هستند بلکه در تمام لحظات زندگی در حال رشد وتغییر است و حرکات طبیعی بدن در سلامت روح و روان نقش اساسی دارد. انسان با فکر و تدبیر خود به بازی شکل می دهد . نحوه اجرای آن را ارزشیابی کرده و برای ارزشیابی نیز ضوابطی تعیین می کند.همچنین سلیقه و ذوق و استعداد انسان در انتخاب بازی نقش اساسی دارد. با نگاهی به جایگاه بازی و ورزش در طول زندگی بشر و با مروری بر نوشته ها و گفته ها مشاهده می کنیم که در این زمینه گسترده یعنی ارتباط بین بازیها و تکامل اخلاقی – اجتماعی و عاطفی نظریات متفاوتی وجود دارد که یکی از این نظریه ها معتقد است که شرکت در فعالیتهای ورزشی و بازی مخصوصا رشته ها و بازی های گروهی از نظر تربیتی اجتماعی مفید است.
بازی وشناخت
یکی از امتیازهای بازی این است که رشد شناختی کودک را گسترش می دهد.برای مثال بازیهای حسی – حرکتی، درک کودک را از دنیای اطرافش افزایش می دهد.بازیهای جسمی به او کمک می کند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد.بازیهای نمادین، به او اجازه می دهدد تا واقعیات را تغییر دهد.(به حال تعلیق در آورد.)
توانایی کودک در بازی نمادین، نشانه نقطه عاطفی در رشد شناختی اوست.چرا که به تدریج ذهن او قدرت شکافتن ضاهر واقعیات را نمایان می کند.در تخیلات او خرس عروسکی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.